چرا وزیر فرهنگ اسرائیل حتما باید فیلم «یورتمه» را ببیند
فیلم تحسین شدهی «ساموئل ماعوز»، لخت است و برهوت، در رابطه با اسرائيل همیشه جانب عدالت را رعایت نمیکند، مشحون از افتراق و استیصال است. وزیر فرهنگمان از بعضی قسمتهای فیلم بدش خواهد آمد اما حتما باید فیلم را ببیند.
فیلم «ساموئل ماعوز»، «یورتمه» – که در خارج از کشور برندهی جایزه و از سوی وزیر فرهنگ اسرائیل تقبیح شد – همیشه جانب عدالت را در مورد اسرائیل رعایت نمیکند.
اگر یک فیلمساز غیر اسرائیلی فیلمی ساخته بود که یکی از صحنههای محوریاش سربازهای هراسیدهای را نشان میداد در ایست بازرسی، که اتفاقی به ماشینی پر از غیرنظامیهای فلسطینی شلیک کردهاند و بعد، واقعا، شواهد را خاک کردهاند، و افسر مافوقشان از نیروی دفاعی هم کاملا در جریان ماجرا و همدست آنها در روپوشانی ماجرا است، بسیاری از ما از کوره در میرفتیم. اصرار داشتیم که ارتش ما، ارتش مردمی ما، هرگز هرگز دست به چنین کاری نمیتواند بزند، نمیزند.
اما البته هیچ فیلسماز غیر اسرائیلی تا کنون فیلمی مانند «یورتمه» نساخته است. این فیلم، اثر هنری یک غریبه برای تخریب اسرائیل نیست. فیلمی است که یک خودی پریشان و پرشور با بینشی عمیق ساخته است، و چنان انعکاسی دارد، برای اسرائیلیها البته، که تماشای بعضی از صحنههایش عذابی است الیم.
ثبتنام برای دریافت خبرنامه روزانه از طریق ایمیل ثبتنام
وقتی که در صحنهای تجربهای آخرالزمانی را به تصویر میکشد، که صدای زنگ در، سکوت خانه را میشکند و ارتش مقابل در ایستاده تا بگوید فرزند خانواده «حین خدمت به خاک افتاده است»، زخمی چنان تازه، چنان دردناک را مقابل چشم میگذارد که تداوم تماشا از توان خارج میشود. به ندرت ممکن است یک فیلمساز غیرمستندساز توانسته باشد شاهد چنین صحنههایی از هراس و انکار باشد که نسل در نسل یهودیان این کشور شاهدش بودهاند و یکی بعد از دیگری در هول و هراس صبوری کردهاند تا فرزند سربازشان آنجا، یک جایی، جاناش را بدهد که این کشور با همسایگانی چنین مسموم، بر قرار بماند.
این صحنهها، که اولین صحنههای فیلماند، نمایشی از واقعیتیاند که به گمان من بسیاری از اسرائیلیها – که حتما یکیشان هم وزیر فرهنگ ماست – میخواهند تمام دنیا به چشم ببیند و بفهمد ما موجودیت خود را هر روز به چه قیمتی حفظ میکنیم.
یورتمه فیلمی است با ساختی زیبا، با چاشنی شوخی، اما بینشی صریح و لخت دارد. تفریح، به معنایی که کلمهی تفریح در ذهن زنده میکند، در ذات این فیلم نیست. شاید این را فیلمی معترض بخوانید، که هنرمندانه علیه فجایع و مصیبتهای بیپایان حضور ما در اینجا صدا سر میدهد. اما به جای آن که به صراحت یا حتی در لفافه دولت اسرائیل را به خاطر این یورتمهی مرگ که همیشه ما را به نقطهی آغاز برمیگرداند، محکوم کند، ماعوز، که خود در جنگ ۱۹۸۲ لبنان تفنگدار بوده، استیصال را روی صحنه میآورد.
نه، «یورتمه» همیشه جانب عدالت را در مقابل اسرائیل رعایت نمیکند. آن صحنهی اصلی از تیراندازی و خاک کردن اندکی کمتر سورئال و کمی واقعنماتر از آنکه مدافعاناش میگویند ساخته شده، اما صحنههایی را مقابل چشم میآورد که پس از آن سخت میتوان با نیروی دفاعی، آنگونه که ما میشناسیم، ارتباط برقرار کرد. یکی دیگر از صحنههای قدرتمندش، که در اوایل فیلم است، از همان سربازها و در همان ایست بازرسی است که یک زوج عرب شیکپوش که به جشن عروسی میروند را وادار میکنند زیر رگبار باران از اتوموبیل پیاده شوند. صحنه، صحنهی اعتراض بیصدای فیلمساز است. وقتی لباسهای زیبای آن دو خیس آب میشود، و آرایش صورت زن کش میگیرد، دوربین لحظهّایی طولانی روی صورت این دو درنگ میکند. ناامیدی، معصومیتی خراش برداشته، تلخی، طنز تلخ گذرا، اهانتدیدگی در پس چهرهشان میگذرد. عملی اینقدر ناخوشایند و غیرضروری از سوی ارتش اسرائيل شاید عجیب نباشد، اما طوری که اینجا نمایش داده میشود، حتی با منطق درونی فیلم نیز در تضاد است. این سربازها، در آن ایست بازرسی، چنین کاری نمیکردند.
اما این فیلم است. اثر هنری است. قرار نیست منطقی یا منصفانه باشد.
و در فیلمسازی، در هنر، مهارت و هوش و خلاقیت اسرائیلیها را به نمایش میگذارد، خصیصههایی که ما به آن معروفایم. همینطور، روحیهی پرسشگر، رنجدیده، استیصال، و خوداندیش اسرائیلیها را به نمایش میگذارد – ویژگیهایی که بدون آن چنین برومند نمیبودیم.
روز سهشنبه در افریس اسرائيل، «یورتمه» نامزد چندین جایزهی بزرگ خواهد بود، مراسمی که وزیر فرهنگ خانم میری ریگیف به آن دعوت نشد؛ شاید حتی این فیلم گام اول اسکار اسرائیل باشد، بخصوص به این خاطر بودجهی فیلم دولتی اسرائيل در تأمین هزینههای آن کمک کرده است (در کنار دهها حامی مالی دیگر).
گفته میشود وزیر، که سوگند یاد کرده سیاست تقسیم چنین بودجههایی را تغییر دهد – روز شنبه به کانال ۲ اسرائیل گفت «آنچه تا کنون بوده، از این به بعد نخواهد بود» – هنوز این فیلم را ندیده و با وجود این، فیلم را به این بهانه که «خودزنی و همخوانی با روایت دشمنان اسرائيل» تقبیح کرده است. اگر فیلم را میدید – که البته به این دلیل که وزیر فرهنگ است مسلما باید ببیند – احتمالا از کشف این نکته حیرت میکرد که چگونه برخی از واقعیات معمولی ارتش اسرائيل، برای او که پیش از این سخنگوی نیروی دفاعی بوده است، تمام و کمال آشناست.
البته که از بعضی قسمتهای فیلم بدش خواهد آمد. خود من حتی نتوانستم از تماشای بخشهای زیادی احساس لذت کنم. اما آدم باید درونی آدم بشود که تنها جوامع ضعیف و شکننده – و نه جوامع استخواندار و مستحکم – که توانایی تحمل مخالفت سازنده را ندارند.
