پژوهشگر اسرائيلی دریافت که با ممانعت از رسیدن اکسیژن به سلولها میتوان به آنها در نابودی سرطان کمک کرد
پژوهشگران انستیتوی علمی «وایزمن» اسرائیل شیوهای طراحی کردهاند که قوای سلولهای مهاجم در نابودی تومورهای سرطانی را با کمبود اکسیژن در این سلولها افزایش میدهد و امکان ایمونوتراپی در تهاجم تومورهای مصون و غیرقابل نفوذ قبلی را فراهم میکند.
دانشمندان انستیتوی «وایزمن» میگویند اگر سلولهای T قاتل را با اکسیژن کمتر رشد بدهیم، مانند کوهنوردها، قوای نابودگر آنها در هدفگیری سلولهای سرطانی بیشتر میشود.
پژوهشگران انستیتوی علمی «وایزمن» اسرائیل شیوهای طراحی کردهاند که قوای سلولهای مهاجم در نابودی تومورهای سرطانی را با کمبود اکسیژن در این سلولها افزایش میدهد و امکان ایمونوتراپی در تهاجم تومورهای مصون و غیرقابل نفوذ قبلی را فراهم میکند.
در این پژوهش که در جورنال «سل ریپورترز» منتشر شد، پژوهشگران سلولهای قدرتمند تازه را به ورزشکارانی شبیه میکنند که درصد اکسیژن محیطی که در آن تمرینات سنگین میکنند، پایین آورده شده است.
در این متد، با خارج کردن لنفوسیتهای T سیتوتاکسیک از بدن، کشت و رشد آنها در آزمایشگاه، و سپس بازگرداندن آن به جریان خون بیمار عمل میشود. سیتیالها که به نام T مهاجم هم شناخته میشوند، مأمور نابودی سلولهای تخریب شده، سرطانی، آلوده به ویروس، و دیگر پاتوژنها هستند.
«گای شخر» پژوهشگر ارشد انستیتوی وایزمن که سخناناش روز چهارشنبه در «مدیکال نیوز تو-دی» منتشر شد، سلولهای مهاجم T را به کوهنوردانی شبیه کرد که به تدریج به کاهش سطح اکسیژن عادت میکنند. وی توضیح داد «همانطور که تمرینات صعود، توان تحمل بشر را افزایش میدهد، «تمرینات سخت ورزشی» سلولهای T مهاجم هم آنها را ورزیده میکند».
شخر گفت «سلولهای T مهاجم سرباز پیادههای ایمونوتراپی سرطاناند. آنها هستند که سلولهای سرطانی را هدف میگیرند و نابود میکنند، اما همیشه موفق به حذف بدخیمها نمیشوند». «این را با رشد سلولهای T در محیطی که کمبود اکسیژن دارد نشان دادهایم و میدانیم که میتوان به این ترتیب از آنها مهاجمهای مؤثرتری ساخت».
تا کنون، درمان با سلولهای T، که به ایمونوتراپی سرطان معروف است، در درمان لوسمی و لنفوم مؤثر بوده است.
در مبارزه با تومورهای جامد، این روش تا کنون بیاثر بوده زیرا این تومورها سطح اکسیژن بسیار پایینتری دارند – ۵ درصد – که بسیار پایینتر از حدی است که سلولهای T را در آزمایشگاهها رشد میدهند (۲۰درصد، به طور معمول).
آزمونی از سوی شخر و تیم او نشان داده که سلولهای T کماکسیژن، یا سیتیالهای هیپاکسیک، نرخ موفقیت بالاتری در کنترل تومورهای سرطانی موشهای آزمایشگاهی دارند. یک گروه کنترل شامل موشهایی میشود که به آنها سلول T تزریق نشده است.
تیم مزبور دریافت که سیتیالهای هیپاکسیت در شکست تومورها بسیار بهتر از سیتیالهای رشد یافته در شرایط معمولی آزمایشگاهی عمل میکنند.
سلولهای کماکسیژن که در آزمون بکار رفتهاند در محفظههایی با یک درصد اکسیژن رشد یافتهاند.
کمترین سطح اکسیژن که ورزشکاران برای تحملاش تمرین میکنند ۶.۹ درصد است، همان مقداری که کوهنوردان اورست احساس میکنند.
آزمایش نشان داده موشهایی که مورد درمان هیپوکسیک T قرار گرفتند طول عمر بیشتری داشتند و تومورهاشان در مقایسه با موشهایی که با سلولهای T معمولی درمان شدهبودند، با سرعت بیشتری کوچک شده است.
شخر و تیم او دریافتند که قابلیت سلولها در نفوذ به دیوارههای سلول سرطانی – که دارای پروتئینی به نام پروفورین است – افزایش نیافته اما پس از نفوذ به سلولهای بدخیم، حملهی سلولهای T بسیار مرگبارتر بوده زیرا آنزیمی که با سلولهای بیمار میجنگد در محیط کماکسیژن بسیار قویتر میشود.
یکی از دلایل بهبود چشمگیر توانایی سلولهای T در جنگ با سلولهای بدخیم این است که در تومورهای جامد، درصد اکسیژن داخل تومور بسیار پایینتر از سرطان خون و غدد لنفاوی است.
بنا به گزارش یکی از وبسایتهای انستیتوی وایزمن، مطالعات نشان داده بوده که رشد سلولهای T در شرایط کمبود اکسیژن به نابودی دیگر سلولها در پلیتهای آزمایشگاهی کمک میکند اما قابلیت واقعی این سلولها در مقابله با سرطان تا کنون آزمون نشده بوده است.
این تیم منتظر آن است که این شیوه را بر روی انسان نیز آزمایش کند و قدرت تأثیر آن را دریابد.
