آیا ترامپ میخواهد قرارداد ایران را فسخ کند؟ قادر به چنین کاری هست؟
بیمیلی ترامپ برای مواجههی مستقیم با ایران («عمل متقابل» و نه لغو توافق؛ «در صورت نیاز» و نه «همین حالا») میتواند ریشه در رابطهی گرم ترامپ با روسیهای داشته باشد.
رئیسجمهور منتخب آمریکا در طول کارزار انتخاباتیاش مواضع متناقضی ارائه داد اما حالا به نظر میرسد به تقویت توافق هستهای متمایل شده.
واشینگتن – توافق ایران را اجرا کن. از توافق ایران تخطی کن. به کنگره واگذارش کن. کاری انجام نده.
طبق اظهارات حامیان و مخالفین توافق هستهای ایران، دونالد ترامپ رئیسجمهور منتخب زمانی که در ۲۱ ژانویه ریاستجمهوری را تحویل بگیرد، گزینههای مختلفی پیش پای خود خواهد داشت. توافق هستهای بین ایران و شش قدرت جهانی که سال گذشته و به رهبری ایالات متحده به سرانجام رسید، برنامهی هستهای ایران را در ازای رفع تحریمها محدود ساخت.
حالا یکی از بسیار پرسشهای مربوط به مقاصد و نیات ترامپ، این است که رهبر بعدی جهان آزاد چه میخواهد بکند.
ترامپ در همان مارس سال گذشته وقتی در کنفرانس سیاست کمیتهی امور عمومی اسرائیل و آمریکا سخنرانی کرد، مسیر خود را روشن ساخت. وی در این سخنرانی، دقیقا ظرف چند دقیقه دو ادعای متناقض دربارهی توافق هستهای ایران مطرح کرد؛ که هم قصد دارد این توافق را پیاده و اجرا کند، و هم اینکه میخواهد آن را فسخ کند.
ترامپ در آن سخنرانی گفت «اولویت شمارهی یک من فسخ توافق فاجعهآمیز با ایران است» و چند لحظه بعد گفت «رفقا باور کنید ما آن [توافق] را چنان اجرا خواهیم کرد که هیچ قراردادی تا به حال چنین اجرا و پیاده نشده».
اما اخیرا به نظر میرسد که ترامپ بیشتر به اجرای این توافق متمایل است تا پارهکردن آن.
دو مشاور ارشد وی در امور اسرائیل (و همچنین دو تن از وکلای دیرین وی)، دیوید فریدمن و جیسون گرینبلت، در روزهای پایانی کارزار وی مواضع خود در قبال اسرائیل را منتشر کردند که مفاد آن میتوانست روح جمعی جمعیت راستگرای طرفدار اسرائیل را تشکیل دهد؛ این مواضع در مورد اورشلیم و کشور فلسطین و شهرکها بود. اما این مواضع نگاه شدیدا ملاحظهکارانهای در قبال توافق ایران داشت.
در این نامه آمده «ایالات متحده باید برای مقابله با تخطی فعلی ایران از برجام و تلاش ایران برای دستیابی به سلاحهای هستهای و عدم رعایت تحریمهای قدیمی و کنونی از سوی این کشور، و همچنین توافقاتی که امضا کرده معامله به مثل کند، و در صورت نیاز تحریمهای سخت و تازهای وضع کند و جهان و همسایگان ایران را از تهدیدات مداوم هستهای و غیرهستهای این کشور حفاظت کند».
بیمیلی ترامپ برای مواجههی مستقیم با ایران («عمل متقابل» و نه لغو توافق؛ «در صورت نیاز» و نه «همین حالا») میتواند ریشه در رابطهی گرم ترامپ با روسیهای داشته باشد که در مبارزه علیه شورشهای سوریه متحد ایران است، و یا اینکه تمایل واقعبینانهای دارد که گزینههای خود را همچنان باز نگه دارد.
یکی از پرسشها این است که ترامپ در قبال توافق ایران چه تصمیمی خواهد گرفت. چند تا از گزینههای ترامپ را در زیر مطرح کردهام:
سکوت
توافق هستهای اساسا تکمیل شده و به پایان رسیده است. تحریمها برداشته شدهاند، و برنامهی هستهای ایران نیز محدود شده است. ترامپ در طول کارزار انتخاباتیاش هیچوقت به توصیهها گوش نداد؛ ممکن است او در مقام فرماندهی کل قوا کمتر متمایل به چنین کاری باشد. اگر دنبال دردسر نباشد، این یکی از راههای پیش روی خواهد بود.
اشکالات این رویکرد: تعدادی از رقبای رسمی وی در انتخابات نامزد ریاستجمهوری جمهوریخواهان، به کرسیهای خود در سنا بازگشتهاند، از جمله تد کروز و مارکو روبیو. آنها از توافق نفرت دارند، آنها میخواهند در ۲۰۲۰ رئیسجمهور شوند، میخواهند هر طور شده خود را از ترامپ متمایز سازند. اگر بتوانند این کار را انجام دهند، نور علی نور میشود. سکوت ترامپ در قبال ایران، بهانهی چاق و چلهای برای گسست سیاسی از ترامپ به آنها خواهد داد.
اعلام مرگ توافق، و پیشرفتن
آیا ترامپ میخواهد روبیو و کروز را ساکت کند؟ کافی است که مرگ توافق را اعلام کند و کار دیگری انجام ندهد. او در طول کارزار خود توانست از تنشهای برآمده از اظهارات و کنشهای متناقض خود، با موفقیت عبور کند؛ آیا در مقام ریاستجمهوری نیز بهتر نیست همین رویه را پیش بگیرد؟
اشکالات این رویکرد: ایرانیان میتوانند برای بیاثرکردن این برنامه، اعلام کنند که قصد کنارهگیری دارند و اقدام به غنیسازی اورانیوم کنند و به سطح تولید سلاح برسند.
دنیس رایس، مشاور پیشین باراک اوباما در مسألهی ایران، روز پنجشنبه در جلسهی سیاست خارجی ترامپ در نهاد سیاست خاور نزدیک واشینگتن گفت «ایرانیان ممکن است خود را قربانی نشان دهند و شروع به احیای سانتریفیوژهای خود کنند».
