جستجو

اسرائیل در برابر رژیم اسلامی ایران: جنگی بین یک دولت و یک رژیم، نه ملت‌ها

می گویند روزی روباهی در بیشه فریاد می زد «من پلنگ می خورم، من شیر و ببر می بلعم، کسی یارای روبرو شدن با من را ندارد» و روزی که طبق معمول در حال رجزخوانی بود شیر بی هوا پشت سرش ایستاد و روباه که حواسش نبود همینکه برگشت و چشمش به شیر افتاد با لکنت زبان و ترس گفت: « البته من گاهی گ… هم می خورم !»
حالا این حکایت ملاها در جمهوری اسلامی است. پس از نزدیک به نیم قرن عربده کشی و رجزخوانی علیه اسرائیل و جهان آزاد، اکنون با ویرانه ای روبرو هستند که در خواب هم آن را نمی دیدند.

Billboard proclaiming “Israel’s destruction” in Palestine Square, Tehran -Iran, Fars News.

نبرد میان اسرائیل و رژیم ملاهای جمهوری اسلامی را هرگز نباید جنگ اسرائیل و ایران نامید، بلکه جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی بوده و هست، چرا که مردم ایران نیز خودشان چندین دهه است گروگان این رژیمند و زیر سلطه دیکتاتوری ولایت فقیه به دنبال راهی برای به زیر کشیدن این رژیم جلاد هستند.
Top (L-R): IRGC chief Hossein Salami; head of the Khatam-al Anbiya Central Headquarters, Gholam Ali Rashid; Bottom (L-R): IRGC air force chief Amir Ali Hajizadeh; Iran’s Armed Forces chief Mohammad Hossein Bagheri. All were reported killed in Israeli strikes on Iran, June 13, 2025. (IRGC; Tasnim News; Courtesy)

بسیاری از سیاستمداران و تحلیل‌گران از ماهها قبل می گفتند دنیا و منطقه خاورمیانه بدون حکومت جمهوری اسلامی امن تر خواهد بود. جمهوری اسلامی بارها کشورهای همسایه خود و حتی اروپا و آمریکا را تهدید به حمله موشکی کرده و با ساعت شمار و بیلبوردهای نفرت پراکنی وعده ایجاد کوره های آدم سوزی برای اسراییلی ها داده و با اینگونه تحریکات تمایل قلبی خود را برای نابودی اسرائیل اعلام کرده است.
ملاها حتی پارا فراتر نهاده و از چند دهه قبل تا به امروز با پول های اهدایی اوباما گروههای نیابتی گسترده ای در کشورهای منطقه ایجاد کردند و همزمان برنامه مخفی اتمی و پروژه موشک های دوربرد بالستیک را دنبال می کردند و شهرهای موشکی زیرزمینی ایجاد کردند.
Members of Iranian paramilitary forces (Basij) pull boxes symbolising Israeli coffins, during an anti-Israeli rally to show their solidarity with the Palestinian and Lebanese people, in Tehran, January 10, 2025. (Photo by AFP)

آنها پروژه حملات مرگبار و گروگانگیری ۷ اکتبر را رقم زدند و طبق محاسبات خود اینگونه خیال می کردند که اسرائیل مثل همیشه بعد از چند روز درگیری سرانجام در شرم الشیخ مصر به آتش بس تن می دهد غافل از اینکه این پروژه سیاه آغازی بر پایان موجودیت آنهاست. ملاهای تهران با آزمودن صبر و بردباری اسرائیل ، موشک باران فله ای به اسراییل را در ۲ مرحله به اجرا گذاشتند و بنا بود با دسترسی سریع به سلاح هسته ای ، خیلی زود پروژه نابودی اسرائیل را هم رقم بزنند که اسرائیل به موقع وارد عمل شد و ضربات سنگینی به آنها وارد کرد.
حال با توجه به این موضوع می توان گفت که جنگ اسرائیل با ایران چند نکته مهم راهبردی را گوشزد می کند که بدون توجه به آنها نمی توان تحلیل دقیق و درستی از ابعاد این جنگ داشت:
۱- حملات اسرائیل به ایران، با هدف کشتار مردم غیر نظامی نبود، بلکه با انهدام مراکز اتمی ، موشکی و نظامی کلید خورد و حذف فرماندهان نظامی و عوامل سرکوبگر مردم ایران و آنهایی که تهدید مستقیم به نابودی اسرائیل داشتند در دستور کار قرار داشت. و فراموش نشود؛ جنایتکاران کشته شده در جریان حملات اسرائیل، سالها در سرکوب و کشتار و شکنجه مردم ایران نقش داشتند و از میان برداشته شدن تک تک آن جانیان، برای مردم ایران زمان و هزینه زیادی می داشت، که شاید اسرائیل این هزینه و زمان را برای مبارزان ایران به حداقل رساند.
ناگفته نماند، تعدادی از مردم غیرنظامی ایران نیز در جریان حملات اسرائیل جان باختند، که واقعا تاسف بار است و مذموم. اما یادمان نرود رژیم ایران از ابتدای حملاتش و قبل از آن، فقط غیرنظامیان اسرائیلی را مورد حمله قرار می داد و به گواه تاریخ، نیروهای نیابتی اش نیز، زنان و کودکان را مورد حملات وحشیانه قرار می دادند. و نکته دیگر اینکه غیرنظامیان کشته شده در ایران در جریان حملات اسرائیل، کسانی بودند که منازل و اماکن آنها در اطراف و نزدیکی نواحی مورد حملات اسرائیل بود و رژیم ایران اینترنت ها را قطع کرد تا مردم غیرنظامی حتی نتوانند هشدارهای تخلیه را متوجه شوند و عملی کنند.
۲ـ این جنگ ، دست بسیاری از عوامل وابسته به جمهوری اسلامی و ملاها را در خارج از ایران رو کرد، این افراد که سالها در قبال سرکوب مردم و زنان و جوانان و مبارزان ایران در کف خیابانهای شهرهای ایران بدست سپاه و حکومت ولایت فقیه ساکت بودند، اکنون یاد ایران افتاده اند و با پروپاگاندا مبادرت به حمایت از جمهوری اسلامی زیرعنوان مفهوم « ملی گرایی » کردند و حکومت نیز در تلویزیون دولتی با تحریک ملی گرایی سعی کرد مردم ایران را به سمت خود جذب کند این درحالی است که جمهوری اسلامی سالهاست مانع از برگزاری مراسم ملی – میهنی و نمونه آن، روز کوروش کبیر می شود و حتی نام یک خیابان و کوچه بنام نمادهای تاریخ ملی ایران نیست! این یک عوامفریبی است که پشت نام ایران و ملی گرایی مخفی می شوند برای دفاع از رژیم جمهوری اسلامی.
۳ـ سرمایه گذاری تریلیاردی جمهوری اسلامی در پروژه بلندپروازانه هسته ای در عرض چند روز نابود شد، در حالیکه این سرمایه می توانست صرف آبادانی ایران و توسعه و پیشرفت ایران باشد. همانطور که صدها میلیارد دلار را به جای اینکه صرف مدرسه سازی و بیمارستان سازی و مسکن سازی و رفاه مردم ایران کنند، برای گروههای نیابتی هزینه کردند.
به نظرم، اکنون ملاهای حاکم بر تهران، بازنده جنگی شده اند که خودشان آن را تحریک و آغاز کردند، آنها با فریبکاری سعی داشتند جامعه جهانی را در خصوص اورانیوم غنی شده و سوخت هسته ای با کاربرد نظامی گمراه کنند که قطعنامه آژانس و اعلام خطر جدی این سازمان جهانی در خصوص خطر دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای راه را بر آنها بست و با ورود به موقع اسراییل ، جهان از یک ماجراجویی خطرناک نجات یافت.

اطلاعات بیشتر در مورد