در اسرائیل و ایران: پس منتظر چه هستید؟
پروندهی فساد یک نمایندهی کنست، پارمان اسرائیل روز بروز قطورتر میشود، و همزمان هیچ کس حدس نمیزند معترضین ایرانی سرکوب خواهند شد یا پیشروی خواهند کرد.

پروندهی فساد یک نمایندهی کنست، پارمان اسرائیل روز بروز قطورتر میشود، و همزمان هیچ کس حدس نمیزند معترضین ایرانی سرکوب خواهند شد یا پیشروی خواهند کرد.
وضعیت دیوید بیتان، ناظم پیشین ائتلاف دولت چندان درخشان نیست. روز چهارشنبه روزنامهها مملو از گزارشهایی از پیشرفت چشمگیر تحقیقات پلیس در خصوص اتهامات سوءاستفادهی مالی علیه نمایندهی کنست از حزب لیکود بودند و حتی اسرائیل حیوم وسط صفحهی اول، دغدغههای حقوقی خود در این خصوص را منتشر کرد.
روزنامهی زرد که مدتهاست تریبون بنیامین نتانیاهو نخست وزیر به شمار میرود، آنچه تا کنون در مورد پروندهی رشوهخواری این قانونگزار معلوم شده را «ظاهرا تنها نوک کوه یخ» نامید. عبارت اغراقآمیز اشارهای است به گفتههای موشه یوسف، شاهد، که ظاهرا در خصوص رسواییهای گزارشنشدهی دیگر نیز شهادت داده است، اما در کل اهمیتی که این روزنامه به ماجرا داده یا به این خاطر است که میخواهد وزن بیتان جنازه-بعد-از-این را از دوش خود بردارد و یا ماجرا آنقدر بزرگ شده که قابل چشمپوشی نیست، و شاید هم هر دو.
از سوی دیگر، روزنامهی زرد یدیوت آهرونوت محبوب و ضد نتانیاهو با رویکردی کمتر آشکار، تمرکز را بر یوسف گذاشته است که گفته میشود کانال مالی بیتان بوده است. یدیوت حضور یوسف در دادگاه و متن کامل شهادت او را با جزئیات کامل چنان منتشر کرده که انگار خبرنگارشان همانجا توی دادگاه بغل دست یوسف نشسته بوده است.
در گزارش روزنامه آمده «بازپرسی از یوسف ساعت ۷ شب گذشته، پس از ۹ ساعت در معیت بازجوها، به پایان رسید». «طی شهادت خود، مدعی شد که وی نه تنها به بیتان و همسرش هگیت، بلکه به اعضای دیگر خانوادهی نیز پول میرسانده است، و نیز جزئیاتی از دیگر توطئه رشوهخواری که لزوما مربوط به بیتان نبود، و تا کنون مورد تحقیق قرار نگرفته بود، ارائه داد».
هأرتص نیز مطلب را در صفحهی اول، اما در ستونهای پایینتر منتشر کرد، شاید به این دلیل که رسوایی مزبور دیگر زیاد مربوط به ردهی اول حاکمیت نمیشود. گزارش این روزنامه نیز کم و بیش شباهت به دو روزنامهی دیگر داشت، به علاوهی این مورد که اکنون پلیس گمان دارد که حسام جاروشی، که گفته میشود او نیز رشوه داده بوده تا برندهی پیمانکاری زمین شود، در واقع در ماجرا نقش نداشته است.
متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید
https://www.timesofisrael.com/in-israel-and-iran-waiting-for-the-other-shoe-to-drop/
بیخبری و ابهام، منحصر به خبرگزاریهای اسرائیل نیست. آموس هارل از هآرتص گزارش کرد که مقامات اطلاعاتی اسرائیلی و غربی هنوز تحلیل روشنی از تظاهرات [ایران] ندارند و نمیدانند آیا بدل به بهمنی خواهد شد که فرصت تغییر رژیم ایجاد کند و یا با سرکوبی خونین روبرو خواهد شد.
وی مینویسد: «از پنجشنبهشب گذشته تا کنون، رژیم ایران هنوز از نیروی کامل سرکوب برای خاموش کردن تظاهرات استفاده نکرده است. به نظر میرسد که مانند آژانسهای اطلاعاتی خارجی، مقامات ایرانی نیز زمان برونریزی خشم عمومی را پیشبینی نکرده بودند. اگرچه رژیم در برخی از شهرها با خشونت بسیار عمل کرد و تا کنون ۲۰ به قتل رسیدهاند، اما در مقایسه با ابزار و عوامل خشونتباری که در سرکوب اعتراضهای ۲۰۰۹ به کار رفت، هنوز به آن مرحله نرسیده است. به نظر میرسد رژیم هنوز در مرحلهی مهار اعتراضات است و افسار نیروهای تهاجمی را رها نکرده است».
ستوننویس اسرائیل هیوم، راز زیمت، اشاره میکند که شاید هم پیشبینی کرده بودند، و نشانهاش انتخاب حسن روحانی اصلاحطلب برای بیان نارضایی از رژیم انقلاب بوده است.
وی نوشت «او با خود امید به آیندهای روشنتر را آورد. روحانی، که همدست و همکاسهی رژیم به شمار میرود، میدانست که رژیم حمایت خود را در میان عموم مردم از دست داده، و کوشید با نزدیک کردن برخی از ایدئولوژیهای انقلابی با واقعیات زمانه، بخشی از حمایت از دست رفته را بازگرداند». «اما چهار سال و نیم پس از انتخاب وی، بخش اعظم چشمداشتهای شهروندان از وی در بهبود شرایط اقتصادی و گسترش حقوق مدنی با ناامیدی و استیصالی جایگزین شده که انعکاس آن در تظاهرات اعتراضی کنونی مشاهده میشود.
توضیح تصویر: دانشجویان دانشگاه در تظاهراتی داخل دانشگاه تهران، و پلیس ضد شورش بمب دودزا به میان آنها انداخته است – ۳۰ دسامبر ۲۰۱۷
متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید
https://www.timesofisrael.com/in-israel-and-iran-waiting-for-the-other-shoe-to-drop/