حالا که حصول پیروزی قطعی شده، چرا اسد ناگهان نگران است توی دامن ایران بیفتد
تهران که برای بقای این رژیم جنگیده و خون ریخته، حالا منتظر است دستمزد حمایت خود را به شکل پایگاه دریایی در مدیترانه، پایگاه هوایی، و حتی امتیاز معادن اورانیوم دریافت دارد.

چیزی حدود یک ماه پیش، ژنرال محمدحسین باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، دیداری غیرمترقبه از دمشق داشت. قرار بود این دیدار به عنوان دوستی ایران و سوریه، نشانهی همکاری عالی میان دو همراه در کشور جنگزده علیه رزمنده های اپوزیسیون و داعش نمایش داده شود.
باقری حتی اعلام کرد که هدف از این دیدار استحکام هماهنگیهای جنگ علیه «دشمنان ما… چه صیونیستها و چه تروریستها» است. وی افزود او و همتای سوریاش ژنرال علی عبدالله ایوب چارچوب «اصول پایهی این همکاریها را رسم کردهاند».
با این وجود، از منظر ایران، دیدار باقری از پایتخت سوریه موفقیتآمیز نبود. دمشق تمایل زیادی به افزودن به لیست دراز مطالبات ایران نداشت: اجارهی یک پایگاه دریایی مدیترانه به مدت ۵۰ سال، استقرار پایگاه هوایی در خاک سوریه، امتیاز معادن فسفات، از جمله برای اورانیوم و غیره.
ثبتنام برای دریافت خبرنامه روزانه از طریق ایمیل ثبتنام
سوریه در همان ابتدا تقاضاهای ایران را رد نکرد، اما در حرکتی که برای اسرائیلیها غیرمنتظره بود، تصریح کرد که اگر قرار به غلتیدن به دامن ایران باشد، علاقمند است آهسته و محتاط پیش برود.
دلایل متعددی برای احتیاط بشار اسد رئیس جمهور سوریه در مقابل تقاضاهای ایران موجود است، ولی عشق به اسرائيل در این شمار نیست.
نمیگوییم که رئیس جمهور سوریه ناگهان در مقابل ولینعمتان ایرانی خود قد علم کرده است. اما به نظر میرسد اسد میداند افتادن در آغوش تهران، هزینههای سنگین خواهد داشت – هم از سوی دشمن خود، اسرائیل، و هم متحد قدرتمند خود روسیه.
تهران دلایل خوبی برای چشمداشت چراغ سبز در مقابل لیست تقاضاهایی که در هفتههای پیش به دمشق عرضه کرده، داشت. از منظرهای گوناگون، اسد بقای خود را به ایرانیها و عمال ایشان حزبالله مدیون است. دهها، اگر نه صدها، سرباز ایرانی، و نیز حدود ۲۰۰۰ عضو حزبالله که غالبا از سوی تهران تأمین مالی میشود، در شش سال گذشته در جنگ داخلی سوریه کشته شدهاند. و این علاوه بر تلاش هزاران رزمندهی شیعه است که از سوی ایران و مزدورانی که از عراق مانند شبهنظامیهای النجبا، پاکستان، و افغانستان به سوریه اعزام شدند، است.
اگرچه تقاضاهای ایران ممکن است به نظر اسرائيل نامعقول برسد، اما در مقابل آنچه روسیه از اسد گرفته، از جمله پایگاه دریایی در مدیترانه و پایگاه هوایی و غیره، زیاد عجیب نیست.
با توجه به این، مقامات رسمی تهران ممکن است تصور کنند تقاضای مناقصهی تلفن همراه، امتیاز فسفات، یا پایگاه هوایی در مدیترانه کاملا معقول به نظر میآید.
اما ظاهرا ایرانیها به این نیندیشیدهاند که اسد همین حدود، و شاید بیشتر، به مسکو مدیون است. و اگرچه روسیه و ایران سهم مشترکی در بقای اسد دارند، اما هنگامی که به سایهی نفوذ مجاز ایران بر سر سوریه میرسد، منافع ایشان چندان مشترک نیست. نفوذ ایران در بسیاری از پایتختهای جهان به عنوان عنصر بیثباتی منطقه ارزیابی میشود – و در نتیجه خطری غیرمستقیم علیه بقای رژیم اسد است.
بهای عظیمی که ایران با پول و خون پرداخت، مناظرهی پیچیدهای را در تهران در خصوص مسألهی سوریه مطرح کرده است. ایرانیها باور دارند ورود ایشان به جنگ داخلی، پیش از هر چیز، برای بقای متحد خود بود. اما با گذشت زمان و افزایش شمار کشتهها و هزینههای این اقدام، اشتهای تهران در یافتن راههایی که بقای اسد – نه فقط به خدمت روسها و علویها – بلکه به خدمت منافع ایران در آید.
به سهم خود، سران سپاه پاسداران انقلاب ایران در ختم جنگ سوریه یک فرصت استثنایی برای ایجاد پل زمینی ایران از تهران به مدیترانه یافتهاند.
از سوی دیگر، جناح رئیس جمهور ایران حسن روحانی خواهان رویکردی بسیار محتاطانهتر بوده است. متحدان او معتقدند مداخلهی بیش از حد در بحران سوریه ممکن است توجه جامعهی جهانی را بار دیگر به تأثیر منفی ایران در منطقه جلب کند و ممکن است با تهدید تحریمهای تازه به اقتصاد ایران آسیب بزند.
در حال حاضر، به نظر میرسد سپاه پاسداران برندهی مناظره بوده است. تلاشهای تهران در جذب کامل سوریه در دایرهی نفوذ ایران همچنان ادامه دارد، و حتی شدت یافته است. یکی از آخرین سنگرها، که هنوز تحت نفوذ مستقیم ایران نیست، در شرق سوریه خفته است، جایی که آتش جنگ با داعش همچنان نیروهای دموکراتیک سوریه (اکثرا کوردهای تحت حمایت ایالات متحده)، شبهنظامیان شیعی و ارتش سوریه شعلهور است.
اما حتی اگر چنین اتفاقی به وقوع بپیوندد، اسد، مانند متحدش در مسکو، با پیامهای مستقیم و غیرمستقیم اسرائیل به خوبی میداند که تن دادن به فشارهای ایران ممکن است به زد و خورد و حتی جنگ با کشور یهودی بینجامد.
اسرائيل از همکانون تأسیس کارخانهی تولید موشک در سوریه را تحولی غیرقابل قبول خوانده است. اگر منافع بیشمار مسکو در سوریه بنا به حفظ بقای اسد دارد، این را میداند که تحدید نفوذ ایران تا حدی که مانع از اقدام اسرائیل به شیوهی خود شود، ضرورت دارد. تا آن زمان، اسرائيل به نظر نمیآید باور داشته باشد که نیت خیر اسد برای حصول اطمینان از ممانعت از این امر کفایت کند. اسد به ایرانیها نیاز دارد، و حتی اگر آنچه میخواهند را در اختیار ایشان نگذارد، حتما به عقد قرارداد خوبی با آنها رضایت خواهد داد.
وی هماکنون به آنها اجازه داده از خاک سوریه برای اقدامات مشخص ضداسرائیلی استفاده کنند، به حزبالله و دیگر شبهنظامیهای شیعی اجازه داد در خاک کشورش فعالیت کنند، به آنها اجازهی دسترسی رایگان به تسلیحات داده و غیره. شبهنظامیهای شیعی، اما، آشکار ازین دست و دلبازی برای ایجاد ظرفیتهای خود علیه اسرائیل در خاک سوریه سوء استفاده میکنند و توجه آنان به تولید امکانات نظامی در جولان سوریه است که میتواند تهدید علیه اسرائيل باشد – اقدامی که مسلما منجر به زد و خورد خواهد شد.
متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید
sad-suddenly-wary-of-irans-embrace/?utm_source=The+Times+of+Israel+Daily+Edition&utm_campaign=f3d448c2be-EMAIL_CAMPAIGN_2017_11_28&utm_medium=email&utm_term=0_adb46cec92-f3d448c2be-55260489