با روی کارآمدن دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا، شناسایی سپاه پاسداران ایران به عنوان سازمانی تروریستی، در گوشه و کنار شنیده می شود. این تصمیم اگر نهایی شود می تواند تحریم های ایالات متحده علیه حکومتی چون جمهوری اسلامی ایران را به شکل قابل توجهی گسترش دهد . به گفته آگاهان امر، در صورت شناسایی سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی، افراد و اشخاص دیگری نیز به لیست افراد و شخصیت های مورد تحریم آمریکا اضافه خواهند شد.

نکته دیگری هم که باید در قبال این مساله نظر گرفت این است که جدای از پیامدهای فراوان اقتصادی، سیاسی و ژئوپلتیک این تصمیم، اقدامات دولت ترامپ علیه سپاه پاسداران، در راستای خط مشی کلی او علیه ایران است؛ مانند انتقاد شدید و مخالفت فراوانی که با توافق هسته ای از خود بروز داده است. ترامپ این توافق هسته ای را که در جولای 2015 و با هدف محدودکردن تهران برای ساخت سلاح هسته ای صورت گرفته است، «یکی از بدترین معاملاتی» می داند که تاکنون دیده است و قول اصلاح آن را داده است.

اما درباره سپاه پاسداران چه می توان گفت؟ چرا شناسایی سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی در واشنگتن اوج گرفته است؟ این نهاد قدرتمند، چه اعمالی در کارنامه خود دارد که دولت آمریکا را به این فراست انداخته است که آن را به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی کنند؟ پیش از پاسخ به این پرسش ها باید به عنوان مقدمه این نکته بدیهی یادآوری شود که که سپاه پاسداران، صرفا یک نهاد نظامی نیست. سپاه علاوه بر اینکه، یکی از بزرگترین نهادهای امنیتی ایران است، بخش بزرگی از اقتصاد ایران را نیز تحت کنترل خود دارد و جدای از آن، دارای قدرتی فراوان برای تاثیرگذاری در معادلات سیاسی داخل کشور نیز هست. سپاه پاسداران تنها به رهبری نظام – خامنه ای – پاسخگوست و از این رو ید بسیطی برای اعمال نظرات خود دارد؛ و اما چرا چنین گمانه زنی هایی در مورد سپاه پاسداران صورت گرفته است و چرا برای ورود به لیست گروه های تروریستی معرفی شده است؟

خامنه ای در جمع سپاه

خامنه ای در جمع سپاه

ایالات متحده از سال 1984، یعنی پنج سال پس از انقلاب اسلامی، ایران را از حامیان تروریسم معرفی کرد و آن را به حمایت و کمک به برخی از گروه های تروریستی مانند حزب الله و گروه های شیعه عراق متهم کرد. حمله تروریستی به تفنگداران دریایی آمریکا در سال 1983 در بیروت که منجر به مرگ نزدیک به 241 افسر و سرباز نیروی دریایی آمریکا و بیش از 50 نیروی نظامی فرانسوی شد، محرکی بسیار قدرتمند بود تا آمریکا، ایران را به عنوان یکی از حامیان تروریسم معرفی کند؛ چه که آمریکا بر این باور بود که در پشت این حمله مهیب تروریستی که تروریست های وابسته به سپاه پاسداران انجام دادند، دست های تهران در کار بود. همچنین مقامات نظامی آمریکا بر این باور هستند که رژیم اسلامی ایران، با حمایت از نیروهای وابسته تندروی شیعه، در کشته شدن 500 آمریکایی در عراق بین سال های 2005 تا 2011 نقش مستقیم و غیرقابل انکار دارد.

در سال 2007 بود که وزارت خزانه داری آمریکا، نیروی قدس سپاه پاسداران را به عنوان بازوی اصلی اجرای سیاست های ایران در راستای حمایت از گروه های تروریستی و شورشی معرفی کرد و حتی افراد و نهادهایی را که در این راستا، همکاری داشته اند را معرفی کرد؛ چهار تن از افسران ارشد نیروی قدس سپاه پاسداران به خاطر نقش گسترده شان در حمایت از تروریسم از جمله این افراد بودند: «هوشنگ الله داد»، «حسین موسوی»، «حسن مرتضوی»، «محمدرضا زاهده». کمیته ایرانی بازسازی لبنان و مدیر آن «حسام خوشنویس» نیز برای حمایت مالی و مادی و پشتیبانی فنی از حزب الله مورد شناسایی وزارت خزانه داری آمریکا قرار گرفت. حتی «کمیته امداد امام خمینی» شعبه لبنان و نیز «رازی موسوی» مقام ایرانی مستقر در سوریه که در تامین مالی و تجهیزاتی حزب الله نقش داشته است.

جدای از حمایت علنی و آشکار از گروه تروریستی حزب الله لبنان، شواهد غیرقابل انکاری نیز از فعالیت تروریستی سپاه پاسداران در آفریقا و آمریکای لاتین نیز وجود دارد. بنابر اظهارات یکی از فرماندهان نظامی ایران، سپاه پاسداران مأموران خود را به منظور نفوذ در ایالات متحده و اروپا به آن کشورها می فرستد و هدف از این اقدام نیز تقویت توان جمهوری اسلامی و خنثی سازی توطئه های احتمالی علیه این رژیم است. «سالار آبنوش» – معاون هماهنگ کننده قرارگاه خاتم الانبیا – به صراحت گفته است: «همه دنیا یقین بدانند سپاه پاسداران به زودی در آمریکا و اروپا هم شکل می‌گیرد.»

در ادامه همین تهدیدها و خط و نشان کشیدن هاست که «علی فدوی» -فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – اخیرا ادعا کرد: « آمریکایی ها اطمینان دارند که اگر دست از پا خطا کنند ناوهای آنها در خلیج فارس،‌ تنگه هرمز و دریای عمان غرق می شوند.» او پیش از این هم گفته بود: «نابودی نیروی دریایی آمریکا یکی از اهداف ایران است. طبیعی ست که ما می خواهیم ناوهای آمریکا را غرق کنیم.» فدوی همان فرمانده ایست که در بهمن 1394 و در جریان توقیف شناورهای آمریکایی و بازداشت تفنگ‌داران آمریکایی، به شدت از سوی خامنه ای مورد تشویق قرار گرفت و از او «نشان فتح» دریافت کرد. از این روست که مقامات دولت ترامپ، ایران را «خطری جدی برای منافع ایالات متحده آمریکا» دانسته و به دنبال راهی برای کنترل این رژیم یاغی هستند که از جمله آن ها شناسایی سپاه پاسداران به عنوان یک نهاد تروریستی ست.

واقعیت آن است که تروریستی خواندن سپاه پاسداران می تواند ضربات سنگینی به این نهاد وارد کند و سنگینی این ضربه، پیش از هرچیز خود را در بخش اقتصادی این مساله نشان خواهد داد. همان طور که پیشتر نیز گفته شد، سپاه بخش قابل توجهی از فعالیت های اقتصادی ایران را تحت کنترل خود دارد، و اگرچه آمریکا تاکنون 25 شرکت تجاری وابسته به این نهاد را تحریم کرده است، اما به طور کلی برآورده شده است که 229 شرکت زیر نظر این نهاد فعالیت دارند. به عبارت دیگر 20 تا 40 درصد اقتصاد ایران وابسته به این نهاد است. از این رو نامگذاری این نهاد به عنوان یک نهاد تروریستی، تعداد شرکت های ایرانی که از نظر قانونی بتوانند با شرکت های خارجی کار کنند را بسیار محدود خواهد کرد و درواقع، نگرانی در مورد اعتبار این شرکت ها را افزایش می دهد.

اما با این حال برخی از مقامات امنیتی و دفاعی آمریکا از شناسایی سپاه پاسداران به عنوان یکی نیروی تروریستی و اجرایی شدن این طرح ابراز نگرانی کرده اند؛ به باور آن ها نامگذاری سپاه پاسداران به عنوان یک نهاد تروریستی، همچنین جنگ آمریکا علیه داعش را پیچیده خواهد کرد که در حالیکه شبه نظامیان شیعه در عراق تحت حمایت سپاه پاسداران با این گروه جهادی سنی در مبارزه هستند، نیروهای آمریکایی را نیز مورد هدف قرار دهند. دیگر اشکالی که برخی از ناظران آمریکایی وارد می کنند، این است که این قانون به منظور تحریم نهادهای دولتی وضع نشده است و اگر چنین تصمیمی گرفته شود، سپاه اولین نهاد دولتی خواهد بود که در لیست گروه های تروریستی قرار خواهد گرفت. خطر حمله به نیروهای نظامی آمریکا و اعضای سفارت آمریکا در عراق، از دیگر نگرانی هایی هستند که منتقدان از قرارگرفتن سپاه پاسداران در لیست گروه های تروریستی، ابراز کرده اند.

اما نکته ای که در این میان می تواند به منتقدان این طرح یادآوری شود این است که در چهاردهه اخیر هم که سپاه پاسداران به عنوان یک گروه تروریستی شناخته نشده بود، در قتل و کشتن صدها آمریکایی، مشارکت مستقیم و غیرمستقیم داشت، بی آنکه آمریکا در جنگ با ایران بوده باشد. از این رو حتی اگر سپاه پاسداران به عنوان گروهی تروریستی مورد شناسایی قرار نگیرد هم، امکان اینکه باز درصدد کشتن آمریکایی ها و کورکردن منافع ایالات متحده در منطقه برآید، بسیار بالاست، چنانکه رفتار چهاردهه اخیر سپاه پاسداران این نکته را ثابت کرده است. کافی ست توجه داشته باشیم که جمهوری اسلامی، حتی از همکاری با طالبان – دشمن سابق و متحد امروز – برای ضربه زدن به منافع آمریکایی ها، ابایی ندارد. رهبر جمهوری اسلامی در هر سخنرانی شعارهای ضدآمریکایی می دهد و متحدان آمریکا را تهدید می کند. پس جز با زبان زور و تحریم، با چه زبانی می توان با آن ها سخن گفت؟