دین که به آن آیین و کیش نیز گفته می شود در لغت به معنای راه و روش تعبیر شده که بر این اساس می توان آنرا به راه و روشی که افراد انسان برای زندگی خود اختیار میکنند تعبیر نمود٬ به زبان دیگر مجموعه ای از نظامهای فرهنگی٬ اعتقادی و جهان بینی هایی است که با ایجاد نمادهایی٬ انسان را به ارزشهای روحانی و معنوی ارتباط می دهد. امیل دورکیم دین را به این گونه تعریف می کند: دین عبارت از دسته ای همبسته از باورها و عقاید و روشهای ثابت و غیر قابل تغییر که همه کسانی را که پیرو آنها هستند در یک اجتماع اخلاقی واحد به نام امت متحد میکند. از آنجا که تجربیات مذهبی و معنوی معمولا تجربیات واقعی نیستند یعنی مربوط به جهان فیزیکی نمیباشند٬ زبان نقش مهمی در تجسم و چارچوب بندی آنها دارد و در واقع تنها رابط میان این تجربیات و واقعیت زبان است.

مقاله حاظر توضيحي است بر رابطه ناگسستني دين، زبان و اقليم. چنانچه دين زاييده زبان و اقليم يك سرزمين ميباشد و خارج از اين الگو فهم دقيقى از دين نميتوان داشت و صريحا با ادعاى خاتميت و جهانشمول بودن اسلام در تضاد است چرا كه دين قابليت مهاجرت و جهانى شدن را ندارد. دين بدور از زبان و اقليم تواناييه ايستادن در چهارچوب أوليه خود را ندارد و غالبا لغات مرجع ان قابل ترجمه در زبان جديد نبوده و بعلاوه قابل فهم دقيق براى مردم سرزمينهاى ديگر نيست، چنانچه يك هندو گياهخوار است و يك مسلمان با گياهخوارى از دين خارج ميشود، يك ايرانى كشاورززاده است و با خورشيد سر و كار دارد و الهه ناهيد و ميترا را ميستايد و يك عرب با گردش ماه بدور زمين كار ميكند چرا كه بيابانگرد و تاجر بوده است، همانطور كه بسيارى از مثالهاى قرآنى با اين مثال بيان ميشود كه؛ تجارت ايشان سودى نداشت’، كه براى شخصى كه در اقليمى ديگر زندگى ميكند و بر فرض كشاورز است بى معنيست كه أمور الهى با مثالى از جنس تجارت اميخته شود.

تحقیقاتی که ازجانب دانشگاه در فلوریدا صورت گرفته است تایید میکند که حتی پرندگان٬ خفاشها و دیگر حیوانات نواحی مختلف آب و هوایی دارای زیر و بمی و به اصطلاح دانگ و درجه خصوص آن منطقه را دارند و در زبانشناسی به این پدیده٬ سازگاری صوتی گفته میشود.

تحقیقات کاملتری توسط دانشگاه کالیفرنیا صورت گرفته بر روی ۶۳۳ زبان مختلف که درزیست بومهای گوناگون بوجود آمده اند که الگویی روشن و واضح از نحوه پراکندگی زبانها بدست میدهد. در مناطق گرم٬ استوایی و جنگلی اصوات زبان پرتنین تر هستند.

به این معنی که صداها فرکانس پایینتری دارند و حروف صامت کمتری آنها را از یکدیگر متمایز میکند در صورتی که در مناطق سرد و خشک و کوهستانی اصوات بیشتر از قسمت گلو و نیمه واپسین دهان تلفظ میشوند و دلیلی است بر پدیده سازگاری صوتی در انسانها و نتیجه ای که به ما میدهد این است که زبان محصول مستقیم اقلیم است. بهترین فهم از زبان را چه از لحاظ معنایی و چه از منظر اصوات٬ مردم همان زیست بوم مورد نظر میتوانند داشته باشند.

پس دوباره به این موضوع میرسیم که تجربیات دینی و معنوی مربوط به جهان فیزیکی نمیباشند و زبان نقش برجسته ای در تجسم و چارچوب بندی آنها دارد و در واقع تنها زبان است که میتواند دنیای واقع و معنوی را به هم پیوند دهد و همانطور که در تعریف دورکیم هم ذکر شد: دین عبارت از دسته ای همبسته از باورها و عقاید و روشهای ثابت و غیر قابل تغییر که همه کسانی را که پیرو آنها هستند در یک اجتماع اخلاقی واحد به نام امت متحد میکند.

پس فردی که زبان بومی خود را دارد و جهان واقع را به واسطه لغات و معانی آن زبان میشناسد و کدهای واقع در جهان بواسطه آن زبان در مغز او باز شده و اطلاعات قابل لمس و فهمی برایش تهیه میکنند و این کدها برای اشخاص دیگر که در آن اقلیم زندگی نمیکنند شاید آن غنای معنایی را نداشته باشند چنانچه بر فرض اگر ما زلف را به انگلیسی ترجمه کنیم «مو» ترجمه میشود ولی در زبان فارسی زلف معنایی عمیق تر نیز میتواند داشته باشد که به وحدت و کثرت در کاعنات اشاره دارد که هیچگاه از معادل انگلیسی آن برداشت نمیشود و ما را به اینجا راهنمایی میکند که دین٬ زبان و اقلیم رابطه بسیار محکمی با یکدیگر دارند و هیچکدام به تنهایی قادر به مهاجرت نیستند، نه اقليم، نه زبان و نه دين، پس به همان اندازه كه ما نميتوانيم زيست بوم یک سرزمين را با خود به سرزمين ديگر ببريم نميتوانيم دين را نيز جابجا كنيم كه اين امر باعث صدمات سنگين به اقليم ميزبان ميشود. پس زبان نيز قادر به مهاجرت نيست مگر اينكه در غالب گويشى جديد ادامه حيات دهد و اين در مورد مبحث دين نيز صادق است عامل بوجود آمدن فرقه هاى جديد در ان دين است و به تبع ان تنشهاى بيشتر در ان حوزه فرهنگى.

مخاطب اصلي اين مقاله دين اسلام است چرا كه أديان ديگر دايعه خاتميت و توسعه باور خود به تمام جهان را ندارند و در اين ميان مسيحيت كه دينيست فاقد شريعت و در كشورهاى سكولار به صورت اعتقادى فردى شناخته ميشود و از سوى ديگر قدمت دوهزار ساله اين دين نشان از پختگيه ناخوداگاه جمعيه پيروانش دارد و در اين ميان مومنان مسلمان جهانى كردن باورشان را دارند كه خود نشان از خاميه اين اعتقاد است.