موضوع آزار و شکنجه و تضییع حقوق شهروندان بهائی درایران حرف دیروز و امروز نیست بلکه درطول حیات جمهوری اسلامی بهائیان درایران مورد شدیدترین برخوردهای ناجوانمردانه و غیر انسانی قرار گرفته اند.

نقض حقوق بهائیان در ایران تا جایی پیش رفته که حتی قتل انسانهای بیگناه وشهروندان عادی ولی بهائی در ایران مورد بی اهمیتی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی قرار میگیرد و حتی قاتلین شهروندان بهائی از پیگیری قضایی در امان می مانندو آزاد میشوند.

در روزهای گذشته مقام های سیاسی درایران و بخصوص رهبر جمهوری اسلامی دولت میانمار و بخصوص خانم سوچی به عنوان رهبر بزرگترین حزب سیاسی آن کشور را مورد شدیدترین حملات و توهین ها قرارداده اند که چرا به وضع مسلمانان آن کشورکه از سوی ارتش خشن میانمار مورد خشونت وآزار و قتل قرار گرفته اند توجه نشان نمی دهد.

البته قتل و عام و آواره شدن مسلمانان میانمار و یا خشونت و جنگ علیه هر انسانی در گوشه و کنار این جهان بجهت باورهای دینی و عقیدتی و سیاسی محکوم و غیر قابل توصیف میباشد اما اگر مقام های جمهوری اسلامی به تاریخ حدود چهار دهه عمر نظام ایران نگاهی بیاندازند به وضوح موارد متعددی از همین دست ظلم و ستم و آواردگی و خشونت علیه شهروندان بهائی را خواهند یافت که اکنون ارتش در کشور میانمار بر مسلمانان بیگناه این کشور تحمیل میکند.

ایرانیان بهائی در ایران تقریبا در تمام دوره های نظام جمهوری اسلامی و در تمام زمینه های اجتماعی مورد تبعیض و ستم واقع شده اند از آموزش گرفته تا کسب و کار و داشتن یک زندگی معمولی در یک جامعه و هیچگاه وضع برای بهائیان در ایران با سرکار آمدن روسای جمهور مختلف بهتر نشد چون قوانین در ایران هیچگاه بهائیان را یک شهروند عادی و فقط متفاوت از لحاظ باور دینی به رسمیت نشناخته است.

روحانیت سیاسی شیعه در ایران که وجود آیین بهائیت را در راستای منافع خود نمی بینند با متهم کردن بهاییان به ضد اسلام بودن و یا ارتباط با دشمنان نظام ایران و سوءاستفاده از باورهای مردم سعی در انحراف جامعه و جلوه دادن بهائیان به عنوان دشمن ایران دارند تا از این طریق بتوانند هر انچه می خواهند بر بهائیان روا دارند.

روحانیان شیعه که مردم را برای ارتباط با معبود خود ناتوان فرض میکنند و در باور مردم خود را چنان نشان می دهند که وجود آنهاست که عامل ارتباط مردم و پروردگار و دلیل بر سعادتمندی در آخرت میباشدو آیین جدید با باورهای نوین که برای سعادت انسانها در این دوره از حیات بشریت آمده است برای منافع این گروه از روحانیون سیاسی در ایران بسیار خطرناک میباشد لذا با ادعاهای واهی و صرف هزینه ای فراوان سعی در خاموش کردن نور این آیین الهی در سرزمین مقدس ایران دارند.

روحانیون شیعه و بخصوص مراجه تقلید همسو با نظام جمهوری اسلامی با دادن فتواهای مختلف سعی در تنگ کردن شریانهای حیات برای پیروان این آئئین در ایران داشته اند.

از فتوای رهبر جمهوری اسلامی گرفته که بهائیان را نجس و کافر میداند و حتی دست دادن دانش آموزان مسلمان در مدارس با دیگر همکلاسی های بهائی خود را نهی میکند تا فتوای آقایان مکارم شیرازی و فاضل لنکرانی و صافی گلپایگانی و دیگران که همگی متفق القول بهائیان را مرتد میدانند و کسب و کار و حتی تحصیل را هم برای پیروان آین بهائیت جائز نمیدانند.

در مورد آموزش و حق تحصیل بهائیان در ایران با توجه به مصوبه ای که شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1369 تصویب کرده;دانشگاهها و موسسات آموزشی حتی غیر دولتی هم در ایران به محض اطلاع از بهائی بودن فرد او را از تحصیل منع میکنند که تنها گوشه ای از ظلم دستگاه حاکمه در ایران علیه شهروندان بهائی خود در طول این چند دهه را نشان میدهد.

اخراج دانشجویان بهائی در تمام این سالها معمول بوده و همچنان ادامه دارد.دانشجویان گاها ممتازی که حتی بعد از سالها تحصیل با روشن شدن نوع باور دینی شان یا از دانشگاه اخراج شده و یا از صدور مدارک تحصیلی یا تایید مدارک تحصیلی آنها جلوگیری شده است در همین سال جاری و با اعلام نتایج دانشگاهها در ایران و با شروع ثبت نام ها برای ورود به دانشگاهها از ثبت نام و حتی اعلام نتیجه کنکور برای بهائیان به
بهانه نقص در پرونده ثبت نام آنها جلوگیری بعمل آمده است.

مقامات جمهوری اسلامی با استناد به موارد متعدد در اصول قانون اساسی (اصل سیزدهم و چهاردهم و بیست و ششم)که فقط ایرانیان زرتشتی و کلیمی و مسیحی را به عنوان اقلیت دینی میشناسند و گاها حقوقی برابر با سایر افراد در جامعه ایران را برای آنها متصور میشوند، اما بهائیان را دشمن ایران و اسلام میدانند و حق هرگونه فعالیت اجتماعی را از انها سلب میکنند.

بهائیان در ایران همیشه مورد تبعیض و ظلم قرار گرفته اند و درست بمانند مسلمانان مظلوم میانمار مجبور به ترک سرزمین اجدادی خود شده اند و اکنون که رهبران ایران از لزوم کمک به این انسانهای مظلوم در میانمار سخن بر زبان می آورند چه خوب است که نکاهی بیاندازند به همسایه یا همشهری بهائی خود که درست در همان شهر و کشوری زندگی میکند که مقام های جمهوری اسلامی هم زندگی میکنند و از همان آب و خاک هستند و عاشق سرزمین مادری خود و البته مورد شدیدترین و ناحق ترین تبعیض ها و ظلم ها.

شرم بر ظالمان.