از نظرات کاربران محیط مجازی و فعالان اینترنتی امروز برای شما انتخاب کردیم:

 احمد؛ در واکنش به دومین سالگرد تحلیف (رسما به قدرت رسیدن) حسن روحانی و عدم تحقق وعده های وی در یکی از شبکه های اجتماعی نوشته: “دو سال پیش حسن آقائی آمد و گفت من کلیدی دارم که درهای بسته را باز میکند. قرار بود در خروجی زندان ها را باز کند، در ورودی شان باز شد. قرار بود در استادیوم ها رو بروی نیم از جمعیت باز کند، در ورزشگاهها را هم بسته شدند. قراز بود در مساجد را برای اهل سنت باز کند، در نمار خانه های شان را گل گرفتند. قرار بود بود در اقتصاد رو باز کند، در کارخانه ها بسته شدند.”

*

و امین در واکنش به ادامه شادی ها و تبلیغات وسیع حامیان دولت روحانی پیرامون موضوع اتمی و توافقنامه وین، طی پستی تحلیلی در شبکه های اجتماعی نوشته: “در دوران خاتمی نیز چنین اتفاقی در مذاکرات سعدآباد افتاد اما آنچه از دل آن دولت درآمد، پدیده‌ای همچون احمدی‌نژادیسم بود. صف‌های طویل طبقه متوسط در روز انتخابات و به نفع احمدی نژاد در سال۸۴ را نباید فراموش کرد. آنچه دولت خاتمی را به احمدی‌نژاد رساند همواره در کمین است. موارد متعددی را می‌توان در دلایل آن واقعه به یاد آورد؛ اما شاید موردی که بسیار به‌کار این روزهای‌مان می‌آید، تقلیل سیاست به مدیریت و در نهایت مدیران بود. شور دوم خرداد در همدستی دولت جدید و رآی دهندکان به افرادی در چهره فرشته‌های نجاتی تبدیل شد که آنوقت هم نام‌هایی چون امیرکبیر رایدک می‌کشیدند. نوعی تنبلی جمعی و البته تئوریزه شده که می‌گفت افرادی سعادت را در نهادهای دولتی برای ما محقق می‌سازند. این پروژه که به جای اتکا بر مردم و جامعه مدنی در سیاست، به دنبال شکوه یک چهره آخرالزمانی یا رأی بیار است، در نهایت راهی جز شکست و افسردکی جمعی در نظام‌های سیاسی غیردموکراتیک برای همگان به بار نمی‌آورد… برای بهبود وضعیت یا همان سیاست به معنای واقعی‌اش چسبندگی به سینه دولت و نیز گفتمان حقوق بشر جهانی به یک اندازه اخته و عقیم‌اند.”