در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی، گرایش به مواد مخدر به طور عام و گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر به طور خاص به یکی از معضلات حاد اجتماعی تبدیل شده و به دلیل ایجاد تسهیلات توسط دستگاههای نظامی برای ورود و عبور مواد مخدر در شهرهای مختلف کشور، این موج اعتیاد و سقوط جوانان در فساد، متأسفانه سیر سعودی پیدا کرده است.

بر اساس تحقیقات سالهای اخیر، مسئولین رژیم اسلامی در عرصۀ مواد مخدر، با وارد کردن و ساخت وسائل جدید برای تولید انواع و اقسام مواد مخدر به منظور کسب در آمد و مقاصد سیاسی از جمله آلودە کردن نسل جوان و دوری گزیدن از مسائل سیاسی و مبارزە علیە وضع موجود سهم بزرگی در اعتیاد به مواد مخدر در میان اقشار مختلف مردم، مخصوصآ جوانان داشته و دارند. “آنتونیو دلئو”، مدیر دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم مرتبط سازمان ملل در ایران می گوید، “این کشور با 26/2 درصد میزان شیوع مصرف مواد اعتیاد آور از نوع مخدرها، رتبه دوم جهان را به خود اختصاص داده است.”

ابعاد مخرب و وسیع پدیده مواد مخدر در سطح کلان بدون نظارت و دخالت مافیای سپاه پاسداران غیر ممکن است. گسترش این پدیده بعد ازجنگ ایران و عراق، به دلیل فقر ناشی از بیکاری، مخصوصآ در میان جوانان شدت بیشتری یافت. کارگاه های کوچکی که یقینآ بدون اطلاع سپاه پاسداران یا به گفته احمدی نژاد، “برادران قاچاقچی خودمون”نخواهد بود، در نقاط مرزی آشکارا به ساخت و تولید مواد مخدر و روانگردان مشغول هستند.

آسیب پذیری 13 میلیون و 600 هزار دانش آموز، با توجه به کثرت و تنوع مواد مخدر و در دسترس بودن آن زنگ خطری جدی برای آنان و والدینشان است.

در جامعه ای که قاچاق مواد مخدر، فروش و توزیع آن توسط مافیای سپاه پاسداران، که خود در ساختار رژیم اسلامی حرف اول و آخر را می زند، طبیعی است که پلیس در این حوزه نه “تنها کمتر وارد میشود” بلکه خود نیز به بخشی از باجگیران و رشوه خواران و توضیح کنندگان در پروسه خرید و فروش مواد مخدر در جامعه تحت حاکمیت رژیم اسلامی تبدیل خواهد شد.

هر چند آمار رسمی رژیم در عرصه های گوناگون هيچ گاه به واقعيت نزديک نيست، اما بنا به تحقیقات، “سالانه حدود 100 تا 150 هزار نفر به چرخه مصرف مواد روان گردان در ایران افزوده میشود. هم اکنون 340 نوع مواد روانگردان به جز مواد سنتی در کشور و جهان وجود دارد که سالیانه 4500 میلیارد دلار چرخه اقتصادی آن درجهان است و از این طریق حدود 700 میلیون دلار سود به جیب مافیای مواد می رود. همچنین مواد مخدر بعد از تجارت نفت، توریسم و سلاح با 1500 میلیارد دلار چرخش مالی و 500 تا 600 میلیون دلارسود خالص چهارمین تجارت جهان و بعداز تجارت اسلحه دومین تجارت غیرقانونی محسوب می شود.”

بر اساس آمار، سال 94 میزان اعتیاد در بین دانش آموزان مقطع سوم ابتدایی تا پیش دانشگاهی حدود نیم درصد بود، سال 95 این رقم یک درصد افزایش داشت و هم اکنون 13 میلیون دانش آموز در کشور وجود دارد که 130 هزار نفر آنان سوء مصرف مواد مخدر دارند که 60 درصد از آنان مصرف شیشه دارند، 5 درصد از تعداد کل دانش آموزان کشور، یکی از اعضای خانواده آنان معتاد، و 7 درصد دارای دوستان مصرف کننده تریاک هستند، علاوه بر اینکه 4 درصد دارای دوستان مصرف کننده شیشه هستند، اما ظرف مدت یکسال، مصرف شیشه در بین دانش‌آموزان تا دو برابر افزایش پیدا کرده است.

رویکرد به این آمار از اعتیاد در میان دانش آموزان ایران، که یقینآ کمتر از میزان واقعی است، اسفبار و در دراز مدت خانمان برانداز و جای تآسف و تأمل است. قاچاق مواد مخدر و توزیع آن در میان اقشار مختلف و عطش سیری ناپذیر مافیای سپاه پاسداران برای کسب درآمد بیشتر از این طریق و به انحراف کشاندن جوانان، از همان سالهای اول تأسیس این نهاد فاسد و ضد بشری که به مجری بخش چشم گیری از سیاست های ارتجاعی- مذهبی رژیم در عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تبدیل شده است، همچنان چرخه تولید و توضیع مواد مخدر را در انحصار خود دارد و سازمان یافته به تولید و باز تولید آن مشغول است.

مضافآ فقر ناشی از بیکاری در فضای خفقان و سرکوب روزانه که آزادی عقیده و بیان با شلاق، زندان و اعدام جواب خواهند گرفت، زمینه ای است برای رشد اعتیاد در میان اقشار مختلف مردم مخصوصآ دانش آموزان، دانشجویان و جوانان.

طبق آمار، 23 درصد خشونت ها، 35 درصد طلاق ها، 65 درصد همسر آزاری ها، 68 درصد شیوع ایدز، 25 درصد قتل، 40 درصد وقوع سرقت ها و 64 درصد زندانیان مرتبط با مصرف مواد مخدر است.

در جامعۀ به فساد کشیده شده توسط نهادهای ضد بشری وابسته به رژیم اسلامی و در رأس آنها ستاد های امر به معروف و نهی از منکر با وضع قوانین ارتجاعی- مذهبی حجاب اجباری و پاشیدن اسید به سر و صورت کسانی که از این قانون ارتجاعی سر پیچی کنند، همراه با اعمال سیاست تفکیک بر مبنای جنسیت در مدارس و مراکز آموزشی از جمله عواملی هستند که شادی، نشاط، خندیدن و امید به زندگی را که ارتباط مستقیمی با کاهش به اعتیاد دارند را حرام و ممنوع کرده اند، این محدودیت و محرومیت ها یکی از دلائل اصلی روی آوری دانش آموزان، دانشجویان و جوانان به مواد مخدر است.

در چنین شرایطی آسیب دیدگان از این پدیده خطرناک و ضدمردمی به مرور زمان قربانی مناسبات از هم پاشیده شده در جامعه تحت حاکمیت رژیم سرمایه داری اسلامی خواهند شد به نحوی که بازتاب منفی ناشی از تأثیرات مخرب آن بر زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مردم زحمتکش و ستمدیده به امر اجتناب ناپذیری تبدیل شده است که روزانه شاهد مرگ و میر تدریجی قربانیان اعتیاد به مواد مخدر در کوچه و بازار هستیم.

بنا به اعتراف برخی مقامات رژیم، سالانه 3000 نفر در ایران جان خود را بر اثر اعتیاد از دست میدهند.

اما سخن پایانی: مبارزه با قاچاق مواد مخدر و خرید و فروش آن توسط دلالها و در رأس آنها مافیای سپاه پاسداران، امری است همەگانی؛ و تنها وظیفە معتادین و خانوادە و بستگان آنان نیست. معتادین کە خود قربانیان نظام فاشیستی جمهوری اسلامی ایران هستند، نه مجرم، بلکە اعتیاد نوعی بیماری است که دولتهای متعارف و نهاد های مردمی موظف اند، امکانات لازم را جهت درمان و بهبود آنها از جمله: تسهیلات بهداشتی، مراکز درمانی و آموزشی، خوابگاه های مناسب، دکتر، دارو، غذا، کنترل و نظارت دولت بر توضیع مواد مخدر در میان معتادین در مراکز دولتی، مددکار، روانشناس، تسهیلاتی برای کاریابی در بازار کار پس از بهبودی و هر آنچه که کمکی خواهد کرد به معتادان تا بتوانند به زندگی انسانی، عادی و روز مره خود برگردند را فراهم کنند.

دخالت مؤثر و جدی در عرصە مبارزە با تولید و قاچاق مواد مخدر و توضیع آن توسط باند های مافیائی در گرو اتحاد و همبستگی مردم ستمدیده و در رأس آن دانش آموزان، دانشجویان، جوانان و خانودەهای آنان است. اما پیروزی نه تنها در این عرصه، بلکه در عرصه های دیگر نیز، بخشی از مبارزه همە جانبە برای سرنگونی نظام حاکم بر ایران است.