تمرکز اصلی افکار عمومی در باب مساله هسته ای ایران بیشتر بر هزاران سانتریفیوژی بوده است که میتوان از آن ها برای تولید اورانیوم غنی شده مورد نیاز سوخت بمب هسته ای استفاده کرد. ولی باید این واقعیت را نیز در نظر گرفت که پلوتونیوم بدست آمده از سوخت “مصرف شده” نیروگاه های هسته ای نیز قابلیت استفاده شدن در تولید یک بمب هسته ای را داراست، و اولین نیروگاه هسته ای ایران در 2011 شروع به کار کرد و توسط روسیه تکمیل شد. همچنین، به گزارش نیویورک تایمز، روسیه در سال پیش توافقنامه ای با ایران برای ساخت دو نیروگاه هسته ای دیگر امضا کرد، “و احتمال ساخت شش نیروگاه دیگر پس از آن.”
با این وجود که اورانیوم غنی شده سوخت مورد استفاده در بمب اتمی هیروشیما بود، ولی پلوتونیوم سوخت بمبی بود که ناکازاکی را با خاک یکسان کرد. در واقع، از آن پس در تمامی بمب های اتمی از پلوتونیوم استفاده شد، نه اورانیوم غنی شده.
جمع آوری پلوتونیوم از سوخت استفاده شده ی یک نیروگاه اتمی برای استفاده در بمب تنها نیاز به یک “سلول داغ”—  یک دستگاه بسیار عادی و متداول مورد استفاده در تکنولوژی اتمی —  و جدا کردن پلوتونیوم بصورت شیمیایی توسط آن دارد.
سلول های داغ در واقع اتاقک های تابش هسته ای هستند و از آن ها برای محافظت از متخصصان در حال بازرسی سوخت های میله ای نیروگاه ها و فرآوری ایزوتوپ های پزشکی استفاده می شود. ولی پتانسیل آن ها در مورد استفاده قرار گرفتن برای استخراج شیمیایی پلوتونیوم از سوخت راکتور و تکثیر سلاح های هسته ای همیشه موردی برای نگرانی بوده است.
35 سال پیش، زمانی که من مجری اخبار شبانه شبکه تجاری WSNL-TV در لانگ آیلندِ نیویورک بودم، مجری های تلویزیونی از سراسر کشور به همایشی سه روزه درباب تکثیر سلاح های هسته ای که در مدرسه کِنِدی در دانشگاه هاروارد برگزار می شد دعوت می شدند. هدف حضور ما این بود که حقایق مربوط به مسأله تکثر سلاح ها هسته ای را دانسته و در صورت نیاز، در مورد نتایج مخرب آن گزارش تهیه کنیم. سلول داغ یکی از مسائل مورد بحث بود، و هنوز هم در بحث تکثیر سلاح های هسته ای بسیار مهم است.
روسیه اولین نیروگاه هسته ای ایران، بوشهر 1 را در سال 2011 تأسیس کرد، با این شرط که سوخت استفاده شده آن برای “بازفرآوری” به روسیه بازگردانده شود، و بدین صورت خطر مورد استفاده قرار گرفتن آن توسط ایران از بین برود. ولی حتی با در نظر داشتن این موضوع، مساله زمان مورد نیاز برای خارج شدن محموله های این سوخت از ایران مطرح می شود
همانگونه که انجمن کنترل تسلیحات در مقاله ای درباره توافق ایران و روسیه و انتقال سوخت بیان کرده است، این سوال مطرح می شود که “سوخت مصرف شده به چه مقدار ماندن در مخزن های خنک کننده نیاز دارد تا برای انتقال به روسیه آماده شود”. این مقاله از طرف یک مسئول روس نقل کرد که “سوخت مصرف شده نیاز به دو سال زمان برای خنک شدن دارد.” و البته، به نقل از نشریه Arms Control Today برخی دیگر از مسئولان روسی در صحبت با طرف های آمریکایی بیان کرده اند که سوخت مصرف شده باید بین سه تا پنج سال در ایران بماند.
نگه داشتن سوخت مصرف شده در ایران برای چند سال فرصت کافی ای به ایران برای استخراج پلوتونیوم می دهد. با بایش از نه نیروگاه هسته ای، ایران سوخت استفاده شده بسیار زیادی در دسترس خود دارد.
این واقعیت ضعف ادعای رییس جمهور اوباما در کنفرانس خبری خود در 15 جولای را نشان می دهد، چرا که او از توافق با ایران دفاع کرده و گفته بود که “دسترسی ایران به پلوتونیوم قطع شده است.”
در همین حال، اوباما بیان کرده است که داشتن یک برنامه صلح آمیز هسته ای برای ایران بدون مشکل است، همانگونه که در سخنرانی خود در قاهره در سال 2009 گفته بود: “هر ملتی، حتی ایران، باید حق دسترسی به نیروی هسته ای صلح آمیز را داشته باشد.”
این گفته مساله ای بسیار اساسی در تکنولوژی هسته ای را نقض می کند: چیزی به اسم “نیروی هسته ای صلح آمیز” وجود ندارد. نیروی هسته ای و سلاح هسته ای دو روی یک سکه هستند.

همانگونه که آموری لووینز فیزیک دان و ال. هانتر لووینزِ وکیل در کتاب تأثیرگذار خود به نام انرژی/جنگ: شکستن حلقه هسته ای نوشتند، تمامی تکنولوژی های شکافت هسته ای مواد قابل شکافتی که یا قابل متمرکز شدن هستند و یا به خودی خود متمرکز هستند را تولید کرده و از آن ها استفاده می کنند. به همین دلیل، پتانسیل خشونت و تهدید هسته ای در بطن این تکنولوژی نهفته است، پتانسیلی که می تواند توسط دولت ها و گروه ها مورد سوءاستفاده قرار گیرد. برای ساخت یک سلاح کشتار جمعی به مواد استراتژیک بسیار کمی نیاز است. یک بمب به قدرت بمب ناکازاکی را می توان با استفاده از چیزی کمتر از چند کیلوگرم پلوتونیوم که به بزرگی یک توپ تنیس است، ساخت.
به نقل از نویسندگان کتاب، “یک راکتور بزرگ سالانه هزاران کیلوگرم پلوتونیوم تولید می کند.” نتیجه گیری آن ها بدین صورت است، که تکنولوژی نیروی هسته ای غیرنظامی، راه ساخت سلاح های هسته ای را با فراهم کردن مواد و نیروی متخصص فراهم می کند.
به واقع همین گونه بود که هند در سال 1974 به بمب اتم دست پیدا کرد. کانادا یک راکتور هسته ای را برای “اهداف صلح آمیز” به هند داد و کمیسیون انرژی اتمی ایالات متحده مهندسان هندی را تربیت کرد. و چندی بعد، هند دارای بمب هسته ای بود
همانگونه که اقیانوس شناس فقید ژاک کوستو می گوید، “برای جدا ماندن اتم های صلح آمیز و جنگ خو، جامعه انسانی بیش از حد متنوع، احساسات ملی گرایانه بیش از حد قدرتمند، و خشونت انسانی بیش از حد عمیق است. نمی توان یکی از این گرایش را دنبال کرد و در عین حال از دیگری متنفر بود؛ برای زندگی، و در واقع برای زنده ماندن، باید یاد بگیریم که بدون هر دو زندگی کنیم.”
این خود ایالات متحده بود که با برنامه “اتم ها برای صلح” در دهه 50 میلادی ایران را به توسعه نیروی اتمی تشویق کرد. پس از انقلاب 1979 و قطع شدن رابطه بین دو کشور، روسیه وارد شد و نیروگاه بوشهر 1 را تکمیل کرد.
در اینجا جزئیات بیشتری درباره چگونگی ساخت پلوتونیوم در یک نیروگاه هسته ای ارائه می شود: 97 درصد سوخت اورانیوم در یک نیروگاه هسته ای اورانیوم 238 می باشد، که قابل جداسازی نیست. تنها سه درصد از اورانیوم، اورانیوم 235 است، که قابلیت شکافته شدن دارد، و از طریق این واکنش است که گرمای مورد نیاز برای جوش آمدن آب، چرخاندن توربین، و جذب کردن یک نوترون و تغییر به عنصری دیگر، پلوتونیوم 239، به دست می آید. پلوتونویم 239 شدیدأ رادیواکتیو بوده و نیمه عمری 24 هزار ساله دارد، بر همین اساس، برای 240 هزارسال رادیواکتیو باقی می ماند. این پلوتونیوم برای اولین بار در پروژه منهتن در طول جنگ جهانی دوم به منظور استفاده به عنوان سوختی جایگزین اورانیوم در بمب اتم استفاده شد. پلوتونیوم 239 به سوخت اصلی بمب اتم تبدیل شد، و پلوتونیوم به عنوان  “چاشنی” نیز در بمب های هیدروژنی مورد استفاده قرار گرفت.
در توافق هسته ای اوباما با ایران، سوخت مصرف شده از راکتور هسته ای آب سنگین اراک —  که این باور وجود دارد که علی رغم ادعای ایران درباب صرفأ تحقیقاتی بودن این راکتور، در آنجا پلوتونیوم تولید می شود —  نیز برای بازفرآوری شدن از ایران خارج می شود. ولی این سوخت های رادیواکتیو باید چه مدت در ایران بمانند تا بتوان آن ها را منتقل کرد؟
اوباما، در کنفرانس مطبوعاتی خود، اعتماد و ایمان کامل خود به ارنست مونیز، یکی از مذاکره کنندگان کلیدی توافق هسته ای که در سال 2013 نیز وزارت انرژی ایالات متحده را در دست گرفت را بیان کرد.
مونیز همچنین یکی از تبلیغ کنندگان اصلی انرژی هسته ای است. او در مقاله ای به نام “چرا هنوز به انرژی هسته ای نیاز داریم” در مجله Foreign Affairs در سال 2011، نوشت: “در سال های پس از حوادث دردناک تری مایل آیلند در 1979 و چرنوبیل در 1986، انرژی هسته ای اقبال خود را از دست داد، و برخی کشور ها برنامه های هسته ای خود را متوقف کردند. البته، در دهه اخیر، انرژی هسته ای نوعی رنسانس را تجربه کرد.” او همچنین گفت که جنبش هسته ای شتاب خود را با فاجعه نیروگاه فوکوشیما از دست داد، چرا که عدم اطمینان گسترده ای نسبت به امن بودن انرژی هسته ای بوجود آمد. آلمان، با حمایت گسترده افکار عمومی، به از کار انداختن نیروگاه های هسته ای خود سرعت بخشید.
ولی در ادامه این نوشته، مونیز تأکید می کند که “دولت ها نباید به دلیل فاجعه فوکوشیما انرژی هسته ای و منافع آن را فراموش کنند. سابقه انرژی هسته ای در ارائه برق تمیز و قابل اعتماد در مقایسه با دیگر منابع انرژی بسیار قابل توجه است.” او اضافه کرد که “افکار عمومی می بایست متقاعد شوند که انرژی هسته ای قابل اطمینان است.”

با حضور مونیز در طول مذاکرات، که خود یکی از مدافعان سرسخت انرژی هسته ای ست، آیا توجهی به بحث تکثیر سلاح های هسته ای توسط انرژی “صلح آمیز” هسته ای شده است؟
اوباما در کنفرانس مطبوعاتی همچنین اعتماد کامل خود به آژانس بین المللی انرژی اتمی در نظارت بر ایران را بیان کرد
تأسیس این آژانس نتیجه مستقیم پروژه “اتم ها برای صلح” ایالات متحده بود. رییس جمهور دوایت آیزنهاور، در سخنرانی “اتم ها برای صلح” خود در سازمان ملل متحد در 1953 پیشنهاد تأسیس یک آژانس بین المللی را داد که ترویج دهنده انرژی اتمی صلح آمیز، و در عین حال کنترل کننده استفاده از مواد هسته ای باشد؛ نقشی دوگانه که هم راستا با نقش کمیسیون انرژی هسته ای ایالات متحده بود. ولی در 1974، برنامه “اتم ها برای صلح” پس از تصمیم کنگره در این باره که دو نقش آن با یکدیگر تداخل داشتند لغو شد.

البته، آژانس بین المللی انرژی هسته ای که بدل “اتم ها برای صلح” بوده و دچار همان تداخل نقش نیز بود، هنوز به فعالیت خود ادامه می دهد. مأموریت آن “سرعت بخشیدن به و توسعه انرژی هسته ای” می باشد. تداخلی مشخص، که در آن هم انرژی هسته ای را ترویج کرده و هم بر آن استفاده از قدرت آن نظارت می کند.
آدمیرال هایمن ریکُوِر، “پدر” ناوگان دریایی ایالات متحده و مسئول ساخت اولین نیروگاه اتمی آمریکا، شیپینگ پورت پنسیلوانیا، که در سال 1957 شروع به کار کرد، سال ها بعد با حقیقت انرژی هسته ای روبرو شد، و دید کاملأ تغییر کرده خود را بیان کرد.
او در “نطق خداحافظی” خود در کمیته ای از کنگره ایالات متحده، بی پرده بیان کرد که جهان باید “انرژی هسته ای را غیرقانونی اعلام کند.”
او گفت که “نگاه داشتن زندگی بر روی کره زمین با این همه تشعشعات هسته ای غیرممکن است. تقریبأ دو میلیارد سال پیش، مقدار تشعشعات این سیاره کاهش یافت و باعث شکل گرفتن نوعی از زندگی شد.”
“ولی حالا، اگر ما به استفاده از نیروی هسته ای بازگردیم، چیزی خواهیم ساخت که طبیعت خود برای به وجود آمدن زندگی نابود کرده بود. هر بار که تشعشعی بوجود بیاوریم، چیزی بوجود خواهد آمد که برای میلیون ها سال زندگی خواهد داشت، و من باور دارم که انسان در حال نابود ساختن خود است، و بسیار پراهمیت است که تلاش کنیم این قدرت وحشتناک را کنترل کرده و آن را نابود سازیم.”
و در باب تسلیحات هسته ای، ریکور گفته که “تاریخ نشان داده است که ملل در جنگ، از هر سلاحی که در دست داشته باشند استفاده خواهند کرد.”