کامبیز علیزاده، ایرانی الاصل، ۲۵۰ محصول گوناگون که ویژه یهودیان وارد شده را می فروشد. تقصیر او نیست اگر روی سردر مغازه اش علامت حلال نیست.

کلن، آلمان – در چهارمین شهر بزرگ آلمان، تنها فروشنده ای که برای مشتریان یهودی، اجناس حلال دارد، یک ایرانی مسلمان است.

در مغازه کوچک خواربار فروشی سر کوچه کنیسه روونستراس کلن، کامبیز علیزاده ایرانی الاصل، مرغ یخزده و گوشت قرمز، شراب، انواع کیک ها، ترشیجات، زیتون، ماهی گفلیت، نانک نمکی، غله سوپ، و بسیاری مواد دیگری که مهر حلال خورده اند را می فروشد. در یخچالی که معمولا در فروشگاه ها مخصوص آبجو و نوشابه های گازدار است، مواد غذایی تازه نظیر هاموس، حلیم بادمجان و گوجه فرنگی، و انواع پنیرهای نرم و سخت را برای فروش گذاشته است.

همان طور که به مشتری ها جواب می دهد، تعریف می کند که «اول یک نوع شیرینی حلال نروژی را وارد کردیم، در طول این سال ها، هربار یک رقم دیگر اضافه کردیم. اولین، خاخام بود که ایده را به ما داد. همیشه بعد از این که دخترهایش را به پارک بغلی می برد، به مغازه من سر می زد. یک بار از من پرسید می توانم پاستیل حلال وارد کنم یا نه. گفتم اسمش به گوشم نخورده، اما اگر بگوید از کجا می توانم پیدا کنم، برایش می آورم.»

خاخام، نتانل تیلبام (که حالا دیگر در کلن به خدمت مشغول نیست) او را با فروشنده ای در بلژیک آشنا کرد و از آن زمان به بعد مغازه علیزاده به طور مرتب به اجناس حلال خود افزوده است. حتی با ناظران غذاهای حلال یهودی دیدار کرده و از آنها در مورد قوانین تغذیه یهودی آموخته است.

امروز، از اسرائيل، هلند، لهستان، جمهوری چک، مواد غذایی حلال مهر خورده به مغازه وی وارد می شود و نزدیک به ۲۵۰ قلم محصول، از جمله ۵۰ نوع شراب به فروش می رسد. «دو سال پیش یکی از تولید کنندگان شراب از تپربرگ اینجا بود. خوشحال شد که دید ما شراب های او را اینجا برای فروش داریم.»

برای دهه ها، یهودیان مذهبی در داخل شهر و حومه کلن دسترسی به هیچ فروشگاهی که مواد غذایی حلال بفروشد نداشتند. یا به شهرهای نزدیک سفر می کردند که جامعه یهودی بزرگتری داشتند، مثل فرانکفورت، آنترپ، آمستردام، و یا با هزینه سنگینی مواد حلال را با پست تحویل می گرفتند.

در ۲۰۰۶، دانیل لمبرگ فروشگاه «هاماسون» را باز کرد که که اولین فروشگاهی بود که منحصرا مواد غذایی حلال می فروخت. اما بلافاصله مغازه اش را بست چون فهمید که سود کافی برای گذران زندگی وی ندارد. در شهری که تنها ۵ هزار یهودی در آن زندگی می کنند، و تنها بخش کوچکی قوانین مذهبی تغذیه یهودی را رعایت می کنند، فروش انحصاری مواد غذایی حلال تجارت سودآوری نیست.

علیزاده که ۴۶ ساله است، و در ۱۵ سالگی به آلمان آمده است، و همچنان مرتب به ایران سفر می کند، از ۲۰۰۷ تا کنون مواد غذایی حلال می فروشد. راز موفقیت او در ترکیب خواربار فروشی معمولی است که روزنامه و سیگار و شکلات و نوشابه به مردم عادی می فروشد، و یک بخش از مغازه را هم به مواد حلال اختصاص داده است.

با لهجه فارسی آلمانی اش می گوید «ممکن نیست از این راه زندگی آدم بگذرد. در کلن، با یک مغازه حلال-فروشی نمی توانید پولی در بیاورید. برای من به این دلیل امکان پذیر است که هم مواد حلال می فروشم و هم اجناس دیگر.».

با وجود این که اقلام بسیاری از محصولات اسرائیل را می فروشد، هرگز به فکر فروش محصولات ایرانی نیفتاده است. می گوید «روابط لازم برای این کار را ندارم». از این گذشته، مغازه های زیادی در کلن هستند که مواد غذایی و اجناس مورد نیاز را به ۲۰ هزار ایرانی شهر عرضه می کنند.» علیزاده توضیح می دهد که این روزها «همه مراکز خریدی که اجناس هندی و آفریقایی می فروشند یک بخش مخصوص اقلام ایرانی هم دارند. حتی ترک ها هم حالا دارند محصولات ایرانی می فروشند».

اما به محصولات حلال که می رسد، کلن تنها دو گزینه دارد: رستوران کنیسه، که تنها با قرار قبلی می توان رفت، و وحشتناک گران است، و یا گترانکمارکت بتهوون علیزاده، که نام خود را از نام خیابانی که در آن واقع شده گرفته است.

بیشتر مشتریان وی توریست ها، تاجرها و یا یهودیان محلی اند که یا خودشان غذای حلال می خورند و یا مهمانی دارند که فقط غذای حلال می خورد. زمانی که اسرائيل تایمز برای یک دیدار یک ساعته به این مغازه رفت، از بین ده دوازده نفری که به مغازه وارد شدند، دو سه نفر از بخش حلال خرید کردند.

شیرا رادماخر، همانطور که تعدادی خواربار برمی داشت و یک پاکت بادم زمینی محصول اسرائیل را داد دست پس یکسال و نیمه اش الیشا، گفت «ما زیاد گوشت نمی خوریم، اما امشب می خواهم یک غذا با بوقلمون درست کنم، برای همین آمدم اینجا». رادماخر، که در همین محله زندگی می کند، از چند سال پیش که ازدواج کرده، تصمیم گرفته است که خانه و خانواده اش را فقط با محصولات حلال بگرداند.

دوبار در سال، پیش از عید فصح و راش هاشان، با شوهرش به آنترپ می روند تا برای اعیاد، به مقدار زیاد مواد حلال تهیه کنند. در این شهر بلژیکی، که جامعه یهودی ارتدکس بزرگی دارد، محصولات متنوع تر و قیمت ها ارزان ترند. اما در طول سال، خانواده رادماخر تمام مایحتاج حلال خود را از علیزاده می خرند، که نزدیک به مهدی کودک یهودی الیشا در ساختمان کنیسه نیز هست.

فکر می کنم کمی وطن پرست باشم، اما ملی گرا نیستم.

علیزاده در زمان جنگ ایران و عراق از سوی پدر و مادرش به آلمان فرستاده شد تا به خدمت سربازی نرود و به جبهه فرستاده نشود. اگر چه بیش از ۳۰ سال است که در کلن زندگی می کند و به دو دخترش فارسی یاد نداده است، همچنان به وطن و فرهنگ خود نزدیک است. نقشه ای از ایران و خطاطی ضرب المثلی به فارسی به دیوار دفترش زده است. دو سال یک بار برای دیدن خانواده به ایران می رود، و برای همین نیز مایل نیست از سیاست حرف بزند.

می گوید «شاید کمی وطن پرست باشم، اما ملی گرا نیستم. کشورم را دوست دارم. از این رژیم خوشم نمی آید. اما با مخالفان هم همعقیده نیستم.». اگر خودش مذهبی نیست، تاکید می کند که به همه مذاهب احترام می گذارد. «با بنیانگرایی مخالفم. هر چیزی که به بنیانگرایی برسد من از آن دور می ایستم. با سلیقه من جور نیست. من یک لیبرال ام.»

علیزاده که لحنی آرام و مودب دارد، می گوید به خاطر فروش محصولات اسرائیلی دچار مشکل نشده است. بخش مواد غذایی حلال گاهی باعث می شود که بایستد و با مشتری هایش گپ بزند اما این گفتگوها هرگز به جدل نمی انجامد. (در طول جنگ غزه در ۲۰۱۴ دو تا از خریداران در مورد عملیات اسرائيل علیه حماس وارد بحث شدند و وقتی که صدایشان خیلی بالا رفت، علیزاده ازیشان خواست که مغازه را ترک کنند، و به حرف اش گوش کردند).

با خنده تعریف کرد که «یک بار گروهی از دانش آموزان اسرائیلی به مغازه من آمدند و بخش غذاهای حالا را دیدند. یکی از دخترها از من پرسید اهل کجایم. گفتم ایران. گفت: ایراااااااان؟! حیرت کرده بود.»

آدم دوست دارد با خود مجسم کند که وابستگی یهودیان مومن کلن، برای انجام شعائر مذهبی خود، به یک ایرانی سکولار چه صحنه زیبای صلح جویانه ای را تصویر می کند. رابطه پیچیده میان علیزاده و جامعه یهودیان در جاهای دیگر دنیا، و بخصوص در خاورمیانه، به دشواری یافت می شود. اما همین داستان هم، تلخی های خودش را دارد.

به این خاطر که اداره مغازه ای با اقلام حلال در آلمان خالی از ریسک نیست، بر سردر مغازه هیچ نشانه ای نیست که از بیرون بتوان فهمید در این محل مواد حلال به فروش می رود. از بیرون، گترانکمارکت بتهوون چیزی است شبیه یک خواربار فروشی معمولی. نه ستاره داودی است، نه منوره ای، نه حتی عبارت حلال از بیرون دیده می شود. این پرده پوشی، اما، ایده علیزاده نیست.

اگر چه خود وی هیچگاه مورد حمله قرار نگرفته و تهدید نشده است، نگهبانان امنیتی کنیسه روونستراس، که ۱۰۰ متر با مغازه فاصله دارد، به او توصیه کردند که فروش اقلام حلال را روی در مغازه اعلان نکند. یکی از داروخانه های محل، که جلو مغازه چندین پرچم گذاشته است، از جمله پرچم اسرائيل، دایم مورد آزار قرار می گرفت و در و دیوار مغازه اش را تخریب می کردند. برای این که مردم بدانند وی در مغازه اش اقلام حلال عرضه می کند، در روزنامه های یهودی محلی در وبسایتی به نام کوشرلند آگهی ماهانه دارد.

یکی از مشتریهای دائمی اش به من گفت زمانی که ۴ یهودی در ژانویه ۲۰۱۵ در حمله به سوپرمارکت هایپر کچر در پاریس کشته شدند، وی بلافاصله به یاد او افتاده و نگران شده است. اما علیزاده در تصمیم خود متنزلزل نشده است. «من نمی ترسم. اگر می ترسیدم اینکار را نمی کردم. مردم مرتب در مورد امنیت ام از من می پرسند. آنها بیشتر از خودم نگران من اند.