در کنفرانس مرکز مطالعات هرتزلیا که در تاریخ پنجشنبه 16.6.16 برگزار گردید دو سخنرانی طوفانی را در عرصه رسانه های اسرائیل بر پا کرد که با چند روز جنجال و عکس العمل های رسانه ها و مفسرین اسرائیلی همراه بود که احتمال می رود وزش نوعی تغییرات در عرصه سیاست اسرائیل را نیز به همراه داشته باشد. سخنرانی مشه یعلون، فرمانده سابق ارتش اسرائیل و وزیر دفاع پیشین کابینه دولت نتانیاهو تا زمان استعفایش در ماه مه گذشته، و سخنرانی اهود باراک به فاصله چند ساعت از یکدیگر به مثابه بمبی بود که در مرکز هرتزلیا منفجر شد و بلافاصله با عکس العمل سریع مطبوعات و رسانه های خبری از هر نوع و جناح همراه بود. عکس العملها تا حدی بود که بنا به نوشته “یوسی ورتر” روزنامه نگار “هاآرتص” به همه این احساس دست داده بود که پنداری انتخابات همین الان در پشت در کمین نشسته و به زودی انتخابات در اسرائیل به راه خواهد افتاد .

مشه یعلون فرمانده سابق ارتش اسرائیل و تا چندی پیش وزیر دفاع اسرائیل در دولت نتانیاهو نکات غیر قابل انتظاری در سخنرانی اش مطرح نساخت. همان گفته های چند وقت اخیر وی که پیشتر در مقابل دوربین ها و میکروفون های رسانه های اسرائیل پس از استعفای نابهنگامش از دولت نتانیاهو اعلام کرده بود همانها را نیز باری دیگر به عینه عنوان ساخت. اظهار داشت که در انتخابات بعدی اسرائیل خود را نامزد رهبری آینده اسرائیل اعلام خواهد کرد و در همین انتخابات آینده شاخ به شاخ به مصاف نتانیاهو خواهد رفت و معتقد است که می تواند نتانیاهو را در انتخابات آینده شکست دهد.

سخنرانی یعلون مانند روال همیشگی وی بدون هیچ بوم و بنگ و سروصدا و هیجانی و یا شر و شوری از نوع خبر و با حفظ ظاهری آرام و بی هیجان تکرار پیشگیری سیاست میانه رو در زمینه های امنیتی و بازگشت به ارزشهای لیبرال و رهبری همراه با ارزشها و اخلاق و تاسی از قانون را وعده می داد.

سخنرانی مشه یعلون وزیر دفاع پیشین کابینه دولت نتانیاهو (16 ژوئن 2016) (عکس: عدی کهن تصدک)

سخنرانی مشه یعلون وزیر دفاع پیشین کابینه دولت نتانیاهو (16 ژوئن 2016) (عکس: عدی کهن تصدک)

علیرغم آنکه مشه یعلون به صراحت نتانیاهو را به چالش و مبارزه می خواند اما در اصل این اهود باراک بود که طوفان اصلی جنجال رسانه ای در اسرائیل را پس از غیبتی طولانی در عرصه سیاست و با نمودی جدید، ریش نامرتب و بدون آرایشی که بعضی ها قصد او را هیپستر نمایی می خواندند و برخی دیگر او را به پیامبری خشمگین و یا عادل و اصولگرا تشبیه می کردند، برپا کرده بود .

اهود باراک در سخنرانی خود در هرتزلیا و در مصاحبه شب بعد خود با اخبار کانال دو تلویزیون اسرائیل که در رسانه های مجازی نیز دست به دست به اشتراک گذاشته شد از ملت اسرائیل خواست تا از روی مبلهای راحت خانه هایشان بلند شوند و با همبستگی و وحدت همیشگی خود این کشور را از چنگ “دولتی ربوده شده” توسط راستگرایان افراطی نجات دهند .

اهود باراک با سخنرانی خود در کنفرانس هرتزلیا مشه یعلون را که فقط با فاصله چند ساعت پیشتر نتانیاهو را به چالش کشیده بود در پیشتازی از این مخالفت در براندازی دولت نتانیاهو سبقت گرفت و راحت کیلومترها یعلون را پشت سر گذاشت. بی دلیل هم نبود که اهود باراک برای مصاحبه اخبار کانال دو در جمعه شب، بالاترین درصد تماشا، فراخوانده شده بود. کنفرانس هرتزلیا را شاید بهتر باشد نوعی شوی راک تابستانی در یکی از پارکهای بزرگ اسرائیل تشبیه کرد که برخلاف خواسته یعلون وی حکم خواننده گرم کننده را ایفا می کرد که جمعیت را می بایست تا ورود خواننده اصلی، اهود باراک، گرم و سرگرم نگه دارد. چرا که شوی اصلی را اهود باراک باید ارائه می داد.

در سخنرانی هرتزلیا و بار دیگر در مصاحبه با کانال دو اهود باراک اظهار داشت حزب لیکود توسط انبوهی از ساکنین مناطق اشغالی ربوده شده و اینها باعث فرار اعضای لیکود که پایبند به ارزشهای دموکراتیک در این حزب بوده اند را شده اند و به خاطر همین تسلط مشتی ساکنین از مناطق اشغالی در لیکود، بازیگران اصلی حزب به هرسو پراکنده شده اند .

کارنامه سیاسی نظامی اهود باراک مزین به عناوین و تیترهای قابل تاملی است. فرمانده ارتش اسرائیل، وزیر دفاع اسرائیل، رئیس حزب کار و نخست وزیر اسرائیل کارنامه سیاسی او را پر کرده و این بازگشت به صحنه پس از مدتها غیبت صورت گرفته است. اما با نگاهی به کارنامه سیاسی اش می توان دریافت که این کناره گیری و بازگشت روالی چندین باره داشته .

با تمام این اوصاف در مصاحبه اش با کانال دو به عینه می توان دریافت که مانند گذشته اش تیز و هوشیار نیست. برای پاسخ دادن به هر سئوالی باید صفحه نوشته مقابل خود را نگاه کند. ذهنی سیال ندارد و حتی در پاسخ به این سئوال که چه می خواهد بکند و آیا به سیاست باز خواهد گشت حتی برای پاسخ به این سئوال نیز باید به صفحه مقابلش نگاه بیاندازد و نوشته در این رابطه را پیدا کند .

علیرغم تلاشهای اهود باراک که با نمودی جدید، ریش وی نقل بسیاری از محافل اسرائیلی شده است، و با جملات به اصطلاح تکان دهنده در صحنه افکار عمومی و سیاسی اسرائیل ظاهر گردیده اما خود نیز محصولی سوخته و فاش شده با کارنامه سیاسی به یاد مانده در افکار و اذهان عمومی اسرائیل است. رسانه های اسرائیل در این چند روز اخیر حضور و همکاری وفادار و بدون مخالفت وی و مشه یعلون را با دولت نتانیاهو خاطر نشان می سازند و می پرسند چطور در آن زمان صدایی از این دو به گوش نمی رسید و آن دسته که حافظه تاریخی دورتر و قوی تری دارند خوب خاطره سالها سیاست خودمرکز و خود محور اهود باراک را که موجب کناره گیری و پراکنده شدن مهره های قوی حزب چپ کار، تنها حزب پرقدرتی که سالها در مقابل لیکود و سیاستهای آن به مقابله می پرداخت، شده بود را به خاطر دارند .

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر و اهود باراک وزیر دفاع (14 نوامبر 2012) (عکس: Kobi Gideon/GPO/Flash90)

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر و اهود باراک وزیر دفاع (14 نوامبر 2012) (عکس: Kobi Gideon/GPO/Flash90)

مصاحبه کننده اخبار کانال دو تلویزیون اسرائیل و تمام روزنامه نگاران و مفسرین این عبارت “لیکود و یا دولت ربوده شده” را سخت مورد انتقاد قرار داده و حتی گروهی آن را توهین به دموکراسی اسرائیل دانسته اند و مخالف و موافق محبوبیت نتانیاهو در آمارها و حتی موفقیت پی در پی او را در انتخابات نخست وزیری یادآوری می کنند و حتی مصاحبه کننده با لحنی تند می پرسد با این حساب بر چه اساسی فکر کردید که دولت را باید برکنار کرد؟ اهود باراک در دفاع خود ادعا کرد این گفته وی عبارت جدیدی نیست و عینا همین گفته ها را در کنفرانس هرتزلیا در سال گذشته نیز عنوان کرده بود.

با این حساب سئوال در این است اگر این سخنان در سال گذشته نیز تکرار شده بودند پس این جنجال رسانه ای در اسرائیل برای چه بود؟ پاسخ را شاید بهتر باشد در احتمال ظهور نیروهای تازه نفس با هویت نظامی در صحنه سیاسی اسرائیل دانست. ردیفی از چهره های نظامی رده اول تازه بازنشسته شده ارتش اسرائیل که پیش بینی می شود در انتخابات بعدی به مصاف نتانیاهو بروند. جدا از مشه یعلون و احتمالا اهود باراک اسامی نمودهای تازه نفسی مانند گبی اشکنازی و بنی گانتز، که هر دو به نوبت فرمانده ارتش اسرائیل بودند، در فضای سیاسی موج می زند. دلیل این ظهور تدریجی نمودهای نظامی را باید در شرایط حاکم بر سیاست اسرائیل دنبال کرد. انجماد حاکم بر سیاست اسرائیل که موجب سرخوردگی و یاس ملت اسرائیل گردیده و هرگونه امیدی به برقراری مذاکرات بین اسرائیل و فلسطینیان را از افق دید آنها پراکنده ساخته و امیدها از صلحی احتمالی کاملا بریده شده، فضای حاکم نگرانی و زمزمه های جنگ آینده و تشویش جامعه از این معضل که دوباره چه وقت برسر ملت فرود خواهد آمد همه تولید یاس و فضایی گردیده که ملت را در پی رهبری ساخته که کشور را در چنین شرایطی رهبری کند.

مفسرین دلیل موفقیت نتانیاهو در انتخابات علیرغم نارضایتی جامعه از شرایط حاکم را در وعده های امنیتی و وحشتی که در دلها برافروخته شده می دانند. برگه رای مردم به صندوقهای رای به امنیت ملت و کشور است و هرآنکس که بیشتر توانسته این وعده را پررنگتر سازد. در حال حاضر و در شرایطی که صلح و اسب سفیدی در افق دیده نمی شود و اطراف مرزهای اسرائیل همه جنگ است و ویرانی و آتش و خون و همانطور که بارها و سالیان به خورد مردم داده شده که پارتنری در آن سوی مذاکره نداریم و یا برایشان اسرائیل را مثل ویلایی در وسط جنگل مثال می آورند، با این اوصاف آنچه در اذهان ملت لاینقطع تیک تاک می زند چیزی نخواهد بود جز امنیت مرزهای اسرائیل.

سرخوردگی ملت از تلاش پیوسته نتانیاهو در بقای سیاسی خود در صحنه سیاست اسرائیل و صرف انرژی اش در بدر ساختن رقبای سیاسی خود از میدان و نه رسیدگی و سیاستمداری به سیاست اسرائیل به این یاس و سرخوردگی دامن گسترده تری زده است.

مشه یعلون و اهود باراک نیز – علیرغم همکاری کامل شان با دولت نتانیاهو – با بهره گیری از جو حاکم در جامعه اسرائیل در تلاش بر بوجود آوردن این توهم هستند که مولد نوعی فضای جدید سیاسی و گفتمان جدید و آینده سیاسی جدیدی برای اسرائیل خواهند بود. با این حال پیش بینی می شود که در انتخابات آینده اسرائیل احتمال شکست نتانیاهو نه از سوی جناح های چپ که چنین جناحهایی دیگر قدرت گذشته خود را ندارند، و نه از سوی جناح های مرکز بلکه از طرف خود جناح های راست صورت خواهد پذیرفت. چرا که جامعه اسرائیل به واسطه جنگهای پی در پی به فاصله دو سال یکبار و تحمل عملیات انتحاری و ترور در داخل جامعه اش و واقعیت تلخی که در پیش رویش از عدم ادامه مذاکرات گذاشته اند، مدتهاست که به سوی راست گراییده و گرایشهای راست با غلظتها و شدتهای از میانه رو تا راست افراطی را دنبال می کند. هر بار که جنگی در می گیرد و مرزهای اسرائیل مورد حمله قرار می گیرند ملت بدون هیچ سئوال و با وفاداری کامل به سوی مرزهای مورد حمله سرازیر می شوند تا از خاک اسرائیل دفاع کنند و طبیعی است در پی این جنگها حس ملی گرایی و وطن پرستی در میان مردم شدت گرفته است. بی دلیل هم نیست که در انتخابات نخست وزیری سال گذشته نیز جناح های ائتلافی با انتخاب نامهای ملی گرایی و وطن پرستی صیونیستی بر روی کمپ های خود سعی در کشاندن رای دهنده به سوی حزب خود را داشتند. و بی دلیل هم نخواهد بود در آینده شماری از نظامیان با مطرح ساختن نام خود در انتخابات به عنوان پتانسیلی برای ایجاد تغییر فضای حاکم و یاس حاکم بر جامعه به صحنه سیاست وارد شوند و ردیفی از نامهای جدید با پیشینه نظامی رهبران احزاب اسرائیل را که یکسره پیشینه سیاسی و نه نظامی دارند را به مصاف بکشند.

در پاسخ به این سئوال که آیا او قصد دارد به سیاست بازگردد، اهود باراک به نوعی زیرکانه از پاسخ صریح به آن اجتناب ورزید و اول ادعا کرد که چنین قصدی ندارد اما با دیپلوماسی ویژه خود این احتمال را بطور کامل رد نکرد و زیرکانه مانند همردیفان احتمالی نظامی خود کارتهای آس را فعلا بر روی سینه نگاه داشته تا در زمان مناسب و با کمترین هزینه سیاسی وارد میدان مبارزات انتخاباتی گردد .

عکس العمل روسای احزاب نیز در این رابطه قابل توجه است. رو شدن مذاکرات پشت پرده هرتزوگ، رییس حزب کار، در گذشته با ابو ماذن و توافقهای بین این دو برای مذاکرات صلح آن هم با فاصله زمانی بسیار کوتاه با جنجال کنفرانس هرتزلیا حاکی از آن است که هرتزوگ در تلاشی برای جلوگیری از شکست خود و از دست دادن اعراب خود در میدان سیاست به این تازه نفسهای نظامی است و در تلاش بر نمایش توانایی خود به عنوان مهره ای قادر به برقراری مذاکرات و راه حل خروج از انجماد سیاسی اسرائیل با همسایه اش می باشد.

با تمام این اوصاف شاید بهتر است حقیقت حاکم در جامعه اسرائیل را در این شوخی تلخ رایج در اسرائیل یافت که می گویند راهی که راستگراها در پیش گرفته اند به بن بست خواهد رسید ولی چپگراها که اصلا ول معطلند و اینها در هیچ جاده ای قرار ندارند .