سال گذشته من به پردیس های زیادی در سرتاسر آمریکای شمالی سفر کردم تا تجربه های خودم به عنوان افسر نیروهای دفاعی اسرائیل با دیگران در میان بگذارم – نقشی که شامل کمک های انساندوستانه به شهروندان فلسطینی کرانه باختری و غزه می شد. تجربه من به عنوان سخنران بسیار مثبت بود و توانستم با جوان های بسیاری از لایه های مختلف اجتماعی، سیاسی، قومی، زبانی مشترک بیابم. اما تجربه های بد هم در این میان داشتم.

در یکی از سخنرانی ها، یکی از دانش آموزان دست بلند کرد که سوال کند. این زن جوان می خواست از آنجایی که من خود یک چپ اسرائیلی هستم، نظرم را در مورد جی استریت، و دیگر گروه های «چپ» یهودی که منتقد اسرائیل اند، بداند.

با این پیشفرض که جوابی صادقانه از من می خواهد، حقیقت را گفتم: با این عبارت شروع کردم «من با کار آنها راحت نیستم..» و دختر جوان حرف من را قطع کرد: «البته، من رییس کلوب جی استریت در این پردیس هستم و آنچه شما از آن بی اطلاعید این است که ما اسرائیل را مثل خواهر کوچک خودمان می دانیم. ما می خواهیم خواهر کوچک ما خوب باشد- ما دوستش داریم و نگرانشیم.»

از بی علاقگی او به ادامه گفتگو سرخورده شدم، و از کلماتی که انتخاب کرده بود احساس توهین می کردم. در جواب گفتم : «بنابرین، به نظر شما، اگر من خواهر کوچکم را دوست داشته باشم، باید راه بیفتم دور آمریکا و به همه بگویم چه دختر بدی است؟ خوب و بد خودش را نمی فهمد؟ که ما باید جمع شویم و بهش فشار بیاوریم که رفتارش را درست کند؟ و اگر واقعا خواهرم را دوست دارم، باید به پدر و مادرم بگویم پول توجیبی اش را قطع کنند؟ باید همه اشتباه هایش را علنی کنم و در هر فرصتی که پیدا می کنم آبرویش را ببرم؟ یا اگر واقعا دوستش دارم، می بایست کنار بایستم و کمک اش کنم؟»
متاسفانه این عباراتی که میان ما رد و بدل شدند، نشانه های یک بیماری عمیق تر در میان کسانی است که خود را یهودی-آمریکایی چپ می دانند، و این بیماری ریشه در توهمی دارد که اسرائیل را خواهر کوچیک جامعه یهود آمریکا به شمار می آورد. اگر چه زن جوانی که آن سوال را از من پرسید مایل است باور کند که اسرائیل نمی تواند سود و زیان خود را تشخیص دهد، در واقع کسانی مانند او هستند که درکی از مشکلاتی که اسرائیل با آن رو در رو است ندارند.

به عنوان یک اسرائیلی که سال هاست همراه با احزاب صهیونیست چپ نظیر ماریتز است، و تمام پروسه های صلح را حمایت کرده ام، از عملکرد گروه هایی نظیر جی استریت که شکلی از برخورد شبه-پیشرو در ارتباط با خاورمیانه که تقلیدی از برخورد پدرسالار امپریالیسم قرن 20 را تداعی می کند، عصبانی ام. این ها خیال می کنند حق دارند به ما، اسرائیلی ها، بگویند چه بکنیم و چه نکنیم. و هنگامی که نظر ما متفاوت است، با خودپسندی به ما، به عنوان آدم هایی که سود و زیان خود را نمی فهمند، پشت می کنند. چرا ما، مردمی که رنج سال ها جنگ را کشیده ایم، در ارتش خدمت کرده ایم، پروسه های صلح را حمایت کرده ایم، در خیابان ها برای ایجاد تغییر تظاهرات کرده ایم، یکی بگوید چرا ما می بایست از آنهایی که در آن سوی جهان و در امنیت و رفاه آمریکا عمر گذرانده اند، بی تجربه تر و بی توان تر به شمار بیاییم؟

این برخورد از بالا، از سوی یک گروه یهود «پیشرو خودخوانده» واقعا عجیب است. ادعا می کنند که حامی اسرائیل اند، با وجود این دائم نظرات مبلغان بایکوت بی دی اس را تکرار می کنند و هی موضوعاتی که به همه چی مربوط است به جز ارزش های پیشرو، را به میان می آورند. آیا این موضوعات حامی-اسرائیل و یا پیشرو اند؟ بروید بیانیه های وبسایت و رسانه های دیگرشان را ببینید.
آخرین و مهمترین نمونه از این واقعیت مخدوش، در بحث های مربوط به توافق هسته ای با ایران رو شد. اکثریت عظیم اسرائیلی ها، از چپ تا راست، موافق اند که این مساله حزبی نیست: جهان نمی بایست 150 بیلیون دلار به (10 برابر بودجه دفاعی اسرائیل) به بزرگترین نقض کننده حقوق بشر جهان بپردازد، به بزرگترین حامی تروریسم در جهان، رژیمی در تظاهرات دولتی اش شعار می دهند «مرگ بر آمریکا! مرگ بر انگلند! مرگ بر اسرائیل!»

با وجود این جی استریت با حرارت زیاد و در تقابل با شمار زیادی از اعضای دموکرات کنگره و گروه های صهیونیستی اسرائیل( که جی استریت بارها برای سخنرانی دعوت کرده) از توافق هسته ای حمایت می کند. وقتی این ناهنجاری را به رویش می آورند، جی استریت عملکرد خود را با تکیه به رفتار یک گروه اقلیت از مقامات امنیتی اسرائیل که از روش های اسرائیل در این مورد انتقاد کرده اند، توجیه می کند. اما بیشتر این مقامات خود معتقدند که توافق، عمیقا دارای نقص است. جی استریت حتی زمانی که اسرائیلی های حامی جی استریت را منعکس می کند، این چهره را به نفع خود بازسازی می کند.

مثل همه اسرائیلی ها، من محصول یک معجزه ام. در خانواده من، در 1951، وقتی که در میانه یک بحران سرنوشت ساز بودند معجزه ای روی داد. به خاطر این که یهود بودند از کشورهای عربی (افریقای شمالی و عراق) بیرون رانده شدند. معجزه این بود که برای اولین بار پس از 2000 سال، یک دولت اسرائیلی وجود داشت که آنها را در خود بپذیرد. این همان معجزه ای است که امروز برای یهودی های فرانسه که از یهود-ستیزی می گریزند اتفاق می افتد – و همان معجزه ای که در آینده یهودیان بیشماری را نجات خواهد داد. باید روشن باشد، برای همه، که اسرائیل فقط بوجود نیامده که در خدمت یهودیان آمریکا باشد. من 5 سال در ارتش خدمت کردم تا از اسرائیل دفاع کنم و شانه به شانه فلسطینی ها کار کردم. امروز در انظار عمومی سخنرانی می کنم زیرا به آینده بهتری برای اسرائیل و همسایگانش امید دارم. من این سرزمین را هر روز نفس می کشم. احساس می کنم این سرزمین پوست و گوشت و استخوان و روح من است.

پیام من به جی استریت این است: اگر شما واقعا حامی اسرائیل هستید، دست از کنترل ما بردارید. نطق نکنید، در انظار عمومی سعی در آبروریزی علیه ما نکنید، دولت های بیگانه را از هزاران کیلومتر آنسوتر، علیه دولت ما که با انتخابات آزاد روی کار آمده است نشورانید. اگر ما را دوست دارید و حامی ما هستید، به ما گوش کنید و صدای ما را بشنوید و با ما به عنوان برابر با ما سخن بگویید. و گاه به گاه، از آنجایی که ادعای حمایت از اسرائیل دارید، حرف های خوب در باره کشور ما بگویید.

جی استریت، اگر به برخورد ناصادق و غیر دموکراتیک خود ادامه بدهید مطمئن باشید زمین خواهید خورد. اما جای نگرانی نیست. ما اینجا هستیم تا شما را در خانه با آغوش باز بپذیریم – عین یک خواهر بزرگتر.