پرس سرانجام رتبه‌ی پیرترین دولتمرد اسرائیلی را از آن خود کرد؛ وی که نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور بود اما هیچ‌وقت با رأی بالا در انتخابات پیروز نشد، مسیر دراز و ناآرامی را در حرفه‌ی سیاسی خود پیمود.

شیمعون پرس، یکی از برجسته‌ترین سیاست‌مداران اسرائیل و آخرین نفر از نسل بانیان کشور اسرائیل، اوایل روز چهارشنبه در تل‌آویو و در ۹۳سالگی درگذشت.

پرس در پایان ریاست‌جمهوری‌اش در ۲۰۱۴، پیرترین رئیس دولت در جهان بود و تنها کسی است که هم نخست‌وزیر اسرائیل بود و هم رئیس‌جمهور آن. گرچه وی در طول حرفه‌ی درخشان‌ خود رقبای داخلی و نومیدی‌های حرفه‌ای زیادی را به خود دید (از جمله اقدامی که در کتاب‌های تاریخ با عنوان «مانور زننده» لقب گرفت)، در دهه‌های پایانی عمرش اما پیرترین دولتمرد اسرائیل شد و از سوی رهبران سراسر جهان مورد ستایش قرار گرفت و در اسرائیل نیز بیش از دیگر دوران حرفه‌ی ناآرام‌اش، محبوب شد.

پرس که هیچ‌گاه با رأی بالا انتخاب نشد (ورود وی به دفتر ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۰۷ محصول رأی‌گیری مخفیانه‌ی اعضای کنست بود)، یکی از موفق‌ترین و زیرک‌ترین و تفرقه‌افکن‌ترین و عزیزترین سیاست‌مداران بود. پرس مردی بود با مناصب‌ بسیار؛ رهبر مادام‌العمر حزب کارگر که به مرکز بازار آزاد حزب کادیما پناهنده شد؛ برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل که، طبق گفته‌ی منابع خارجی، به کشوری زخمی و تهدیدشده، کارآترین سلاح بازدارنده را داد؛ و امضاکننده‌ی پیمان‌های اسلو که سال‌ها پیش و در مقام وزیر دفاع به استقرار پایه‌های جنبش شهرک‌سازی کمک کرد (بسیاری وی را یکی از نیرومندترین دارایی‌های اسرائیلی می‌دانند و سیاست‌مدار دانشمندی که دچار فساد نشد).

در عرصه‌ی بین‌الملل نیز وی به خاطر مواضع آشتی‌جویانه و طلب مداوم صلح، مورد احترام بود؛ اما در فضای ایدئولوژیک راست اسرائیل، نام وی سال‌ها با ساده‌لوحی و صفات بدتری مترادف بود.

وی اغلب می‌گفت «فلسطینیان نزدیک‌ترین همسایگان ما هستند. مطمئنم می‌توانند نزدیک‌ترین دوستان ما هم بشوند».

پرس هشتمین نخست‌وزیر اسرائیل بود و از سپتامبر ۱۹۸۴ تا اکتبر ۱۹۸۶ خدمت کرد، و پس از قتل بزرگ‌ترین رقیب و متحدش اسحاق رابین نیز دوباره از نوامبر ۱۹۹۵ تا ژوئن ۱۹۹۶ نخست‌وزیر شد. در ۲۰۰۷ با انتخاب به ریاست جمهوری، نهمین رئیس‌جمهور اسرائیل شد.

وی نزدیک به نیم‌قرن، از ۱۹۵۹ تا ۲۰۰۷، در کنست خدمت کرد و در طول این سال‌ها در همه‌ی پست‌های مهم وزارتی خدمت کرد. در ۱۹۹۴ به اتفاق یاسر عرفات و اسحاق رابین، جایزه‌ی صلح نوبل را برد.

وی در ۱۹۲۳ و با نام شیمعون پرسکی در شهر ولوزین لهستان به دنیا آمد، شهری که در طول هولوکاست توسط نازی‌ها نابود شد. پرس اغلب از پدربزرگ‌اش خاخام زوی ملتزر یاد می‌کرد که یک‌بار او را نزد خوفتز چاییم، یکی از غول‌های یهودیت پیش از جنگ، برد و چاییم وی را متبرک کرد.

پرس را پدربزرگ‌اش بزرگ کرد؛ همو بود که پرس را در ۱۱سالگی به کشور اسرائیل بدرقه کرد. پرس یک‌بار گفت «آخرین حرف و دستوری که از دهان‌اش خارج شد را به یاد دارم: «پسرم، همیشه یهودی بمان!»». نازی‌ها بعدها پدربزرگ پرس را در کنیسه‌ی شهر حبس کردند و وی را زنده‌زنده سوزاندند.

پرس در تل‌آویو و بن شمن به مدرسه رفت و بعدها یکی از بانیان مزرعه‌ی الوموت شد؛ وی در آن‌جا کشاورزی و دامداری کرد.

در ۱۹۴۵ پرس با سونیا گلمان (که در ۲۰۱۱ درگذشت) ازدواج کرد. دو سال بعد از ازدواج‌شان، پرس به هگانا (سازمان مخفی شبه‌نظامی یهودی به رهبری داوید بن-گوریون) پیوست. اولین نخست‌وزیر اسرائیل، راهنمای سیاسی پرس بود و تا پایان حرفه‌ی سیاسی‌اش الگوی رفتاری پرس ماند. پرس گفت «بن-گوریون، بزرگ همه‌ی دولتمردان است؛ او صاحب بینشی پیامبرانه بود».

آزریل برمانت، تاریخ‌دان و تحلیل‌گر سیاست خارجی، در ۲۰۱۲ درباره‌ی پرس نوشت «وی به دلایل بسیاری جانشین واقعی بن-گوریون است؛ مؤلفه‌های مصلحت‌گرایی دوراندیش و تندرویی را در حرفه‌اش ترکیب کرده، با این‌که او را اغلب یک صلح‌طلب آرمان‌گرا و متوهم می‌بینند».

برمانت در بررسی کتاب ۲۰۱۲ پرس درباره‌ی بن-گوریون تأکید می‌کند اما البته تفاوت‌های مهمی بین این دو رهبر بود. «پرس دیپلماتی تمام و کمال است که همیشه به نظر رسیده که به عقاید داخلی و بین‌المللی اهمیت می‌دهد. به‌راستی نیز، برخی شاید بگویند که وی امروزه بیش از حد به دومی [عقاید بین‌الملل] توجه نشان می‌دهد. معلوم نیست اگر پرس در قبال رقبای داخلی‌اش سرسختی و بی‌رحمی بن-گوریون را از خود نشان می‌داد، در تلاش برقراری صلح چه کارها که به انجام نمی‌رساند».