با برداشته شدن تحریم ها در چارچوب قرارداد هسته ای، بیلیون ها دلار به خزانه های تهران ریخته می شود که بخشی از آن به مصرف مقادیر عظیمی تجهیزات نظامی، زدوخورد، خونریزی، و مرگ در سرتاسر منطقه خواهد رسید.

وزیر خارجه ایران، محمدجواد ظریف روز شنبه توئیتی به این مضمون نوشت «اکنون زمان آن رسیده است که همه، به ویژه ملت های مسلمان، دست به دست هم بدهند و جهان را از افراطیون خونریز برهانند. ایران آماده است».

این عبارات صریح همزمان شد با آخرین گزارش از مرگ یک شهروند دیگر سوری در شهر مضایا بر اثر بی غذایی. این شهر توسط رئیس جمهوری سوریه پرزیدنت بشار اسد (متحد ایران) محاصره شده است. همچنین همزمان است با گزارش های روزانه از کشتار غیرنظامیان سوریه از سوی نیروهای اسد، که از سوی رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و نیروهای حزب الله که توسط ایران مسلح شده اند، حمایت می شوند. نزدیک به ۲۵۰ هزار نفر از مردم در جنگ داخلی سوریه کشته شده اند، که شمار عظیمی از این تعداد به دست نیروهای اسد با حمایت ایران کشته شده اند.

سهم گروه دولت اسلامی در شمار روزافزون کشته های سوریه نمی بایست از خاطر برود. گفته می شود در همین آخر هفته، نیروهای دولت اسلامی کشتار دیگری از نیروهای اسد و خانواده هاشان در دیر الزور به راه انداخته اند.

اما اگر کسی در دولت اوباما و یا در میان رهبران اروپا تصور می کند جنگ داخلی سوریه جنگی است میان «آدم خوب ها» (اسد، ایران، حزب الله» علیه «آدم بدها» (دولت اسلامی)، از واقعیت بی خبر است.

روز لغو تحریم های ایران، روز جشن خاورمیانه نیست، بلکه روزی شوم برای منطقه ای که شاهد خواهد بود. بیلیون ها دلار به خزانه های تهران سرازیر می شود و از این مقدار بخش بزرگی صرف تسلیحات، زدوخورد، خونریزی، و مرگ در سرتاسر منطقه خواهد شد.

آنچه به سود ایران تمام می شود این است که دولت اسلام منابع مالی عظیمی را خرج می کند تا از بیرون به عنوان قدرتی شیطانی دیده شود. یکی از نتایج آن ساختن و پرداختن تصویری است که رژیم ایران، در مقایسه، به نسبت واقع بین به نظر می آید، موجودیتی که می توان با آن وارد مذاکره شد. سپس اخبار مضایا منتشر می شود، نظیر بسیار بسیار جاهای دیگر، تا چهره واقعی ایران را به یاد ما بیاورد. نگاهی به شمار زیاد مناطق درگیر در جنگ، در خاورمیانه، به حضور و دخالت ایران در این خونریزی ها اشاره می کند، از یمن گرفته تا عراق، سوریه، لبنان، و حتی نوار غزه.

این وضعیت می بایست از خیلی وقت پیش زنگ های خطر را در کاخ سفید به صدا در آورده باشد. اما کسانی نظیر سوزان رایس و بن رودز دچار این توهم اند که ایران قادر است جهان را از افراطیون سنی نجات بدهد. اگر فاجعه ای که با آن روبرو هستیم اینقدر عمیق نبود، چنین توهمی می توانست مایه تفریح باشد.

گذشته از شهروندان ایران، البته، دیگرانی که از لغو تحریم ها سود می برند اینها هستند:‌ حزب الله، که هم اکنون صاحب ۱۵۰ هزار موشک از انواع مختلف است، و قرار است شامل تامین مالی عظیم تری نیز از سوی ایران بشود؛ شبه نظامیان مردمی در عراق؛ حوثی های یمن؛ و حماس در غزه (و نیز جهادی اسلامی، اگر ایران تمایل داشته باشد).

برای دولت های نسبتا میانه رو سنی، این روز در واقع روزی است شوم؛ روزی که ایران دوباره در جامعه جهانی پذیرفته شده است، و همزمان ظرفیت های آن برای حمایت از تروریسم و ایجاد اغتشاش و تزلزل در این کشورهای سنی و ماورای آن تقویت می شود.

بله، درست است، تاسیسات آب سنگین اراک در آینده نزدیک قادر به تولید بمب پلوتونیوم نخواهد بود. اما قرارداد هسته ای و لغو تحریم ها تروریسم شیعی را تشدید می کند، و هیچ قدمی برای حفظ مردم مضایا از قطحی و گرسنگی نخواهد کرد.