اورشلیم یک دوست را در اتحادیه اروپا از دست خواهد داد، تجارت نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت، بر نفوذ آلمان اما افزوده می شود.

گفته می شود که وینستون چرچیل نخستین دولتمردی بود که خواستار یک اروپای متحد شده بود. وی در ۱۹۴۶ دستورالعملی برای قاره «آزاد» و «شاد» اروپا طرح کرده بود؛ نخست وزیر ظفرمند دوران جنگ جهانی دوم گفت «برای خلق دوباره خانواده اروپایی … و برای فراهم کردن ساختاری که اروپا بتواند با صلح و امنیت و آزادی در آن ساکن شود، ما باید یک نوع ایالات متحده اروپا بسازیم».

رویای چرچیل، که به نظر می رسید که نزدیک به وقوع است، ۴۳ سال پس از پیوستن بریتانیا به اتحادیه اروپا، صبح روز جمعه با همه-پرسی مردم بریتانیا و رای ۵۱.۹درصد به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، نقش بر آب شد.

چرچیل بود که رویای اروپای متحد را طرح کرد، اما وی همچنین می دانست که تصمیم گیری بر اساس احساس اکثریت شهروندان می تواند هر از گاهی مشکل آفرین باشد. وی در سخنرانی ۱۹۴۷ خویش در مجلس عوام گفت «به استثنای دیگر انواع حکومت ها که گاه و بیگاه تجربه شده اند، دمکراسی بدترین شکل حکومت است».
اساس این کنایه چرچیل را می توان به بحث گذاشت، اما بیایید صادقانه با آن روبرو شویم، سال ۲۰۱۶ است؛ رای-دهندگان انتخابات مقدماتی جمهوریخواه در ایالات متحده با انتخاب یک پوپولیست بی تجربه به عنوان نامزد ریاست جمهوری خویش، ‌همه انتظارات (و رهبران حزب خودشان) را به چالش کشیدند، و شهروندان یک جزیره، برخلاف قضاوت اکثر اقتصاددانان و نخست وزیری که همین ۱۳ ماه پیش برگزیده بودند، تصمیم گرفتند که به اروپای متحد پشت کنند؛ سال ۲۰۱۶ سال خوبی برای دمکراسی بلاواسطه نبود.

خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا چه معنایی برای اسرائیل دارد؟
مقامات اورشلیم، به استثنای وزیر امنیت عمومی گلعاد اردان، روز جمعه همچنان ساکت ماندند. وی در حالی که درباره رای انگلستان برای خروج از اتحادیه اروپا اظهار نظر نکرد، حسرت خود را از تصمیم نخست وزیر دیوید کامرون به استعفا بیان داشت. (کامرون مدافع نیرومند و مغلوب کارزار «ماندن» بود).
تاکنون معلوم نشده خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا دقیقا چه تاثیری بر اروپا خواهد گذاشت. سیاستمداران راست افراطی در فرانسه و هلند نیز خواستار همه-پرسی مشابهی شده اند، و اسکاتلند نیز پس از همه-پرسی ناموفق ۲۰۱۴ انتظار می رود که حرکت دیگری برای استقلال به راه اندازد.

با توجه به این بلاتکلیفی شایع، دشوار می توان به طور دقیق پیش بینی کرد که خروج بریتانیا چه پیامدهایی برای کشور یهودی دارد. اما، پرفسور شارون پاردو می گوید فرصت های بزرگی در حال شکوفایی است و این فرصت ها بر اسرائیل تاثیر خواهند گذاشت.

پاردو، مدیر مرکز سیاست و جامعه اروپایی در دانشگاه بن گوریون نقب گفت «از همه مهمتر، ما باید به یاد داشته باشیم که اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری اسرائیل است. هر مانعی در پروژه ادغامی اروپایی، پیامدهای مالی خواهد داشت که اقتصاد اسرائیل را بلافاصله متاثر خواهد کرد».
وی گفت «اگر اتحادیه اروپا بیمار شود، اسرائیل نیز سالم نخواهد ماند . به همین سادگی است».

پاردو پیش بینی کرد که روز جمعه با سقوط بازارهای سهام جهانی، اقتصاد اسرائیل نیز احتمالا در دوره زمانی کوتاهی متاثر خواهد شد. «اسرائیل عضوی از اجتماع بین الملل است، و هر تصمیم عمده و جدی بر سرنوشت ما نیز اثر می گذارد».

اسرائیل از نظر دیپلماتیک یک دوست را در اتحادیه اروپا از دست می دهد، اما این یک فاجعه نیست. لندن مانند ایرلند یا سوئد منتقد سرسخت اسرائیل نبود، اما به اندازه آلمان یا جمهوری چک نیز دوستانه نبود.

پاردو گفت درون شورای امور خارجی اتحادیه اروپا «اسرائیل یک کانال دایر را از دست می دهد، کانالی که آشکارا در سطح رهبری اتحادیه اروپا پرنفوذ بود. از سوی دیگر، آلمان فرصت های خوبی دارد که رهبری [این اتحادیه] را در دست بگیرد و این واقعیت که آلمان متحد نزدیک اسرائیل است، مسلما پیامدهایی [برای اسرائیل] خواهد داشت. آلمان در اتحادیه اروپا همان بزرگسال مسؤول است».

دیوید کامرون محافظه کار متحد وفادار نخست وزیر بنیامین نتانیاهو بوده است، در حالی که رئیس کنونی حزب کارگر، جرمی کوربین، منتقد سرسخت اسرائیل می باشد و حماس و حزب الله (دشمنان اسرائیل) را «دوستان ما» نامیده است. چند تن از اعضای حزب وی نیز در بحبوحه جنجال یهودستیزی در این حزب یا استعفا داده و یا اخراج شده اند.

اگر نتیجه همه پرسی روز پنجشنبه به انتخابات جدیدی منجر شود و به حزب کارگر کمک کند تا به قدرت برسد، روابط اسرائیل و انگلستان می تواند ضربه سختی بخورد. اما کوربین خود به عنوان حامی کارزار شکست-خورده «ماندن»، اکنون تحت فشار است.

صبح روز جمعه، در حالی که اکثر جهانیان هنوز در شوک این بودند که خروج بریتانیا می تواند آغازی بر پایان اروپای متحد باشد (که کارشناسان می گویند می تواند موجب خیزش دوباره ملی گرایی و نژادپرستی شود)، یک گروه اسرائیلی اما در پوست خودش نمی گنجید.
رگاویم، «سازمان دفاع حقوقی» راستگرا و طرفدار شهرک سازی، برای خروج بریتانیا کارزار می کرد تا این اتحادیه را به خاطر سیاست هایی که ضد-اسرائیلی تلقی شد مجازات کند.

این گروه در بیانیه ای که دقایقی پس از اعلام نتایج همه-پرسی صادر کرد، گفت «رگاویم از همه حامیانی که رسما از استقلال بریتانیا و اسرائیل دفاع کردند تشکر می کند. اتحادیه اروپا باید بلافاصله ساختمان-سازی غیرقانونی خود در سرزمین اسرائیل را متوقف کند، تامین مالی ان.جی.اوهای ضد-اسرائیلی و انتقال پول مالیات-دهندگان اروپایی به تروریست های فلسطینی را متوقف کند. از همه مهمتر، زمان آن است که اتحادیه اروپا بر مشکلات خودش متمرکز شود و از وسواس ناسالم و یهودستیزانه خویش نسبت به اسرائیل دست بکشد».

این آرزو همانقدر بچگانه است که غیرواقع بینانه. حتی پس از آنکه انگلستان رسما اتحادیه اروپا را ترک کند، که ممکن است دو یا سه سال طول بکشد، بعید است که ۲۷ عضو باقیمانده تغییری در مواضع خود در قبال اسرائیل و مساله فلسطین ایجاد کنند.

پاردو گفت خروج بریتانیا بی شک اتحادیه اروپا را به لرزه در خواهد آورد، اما این اتحادیه همیشه توانسته بر بحران ها و چالش ها غلبه یابد. وی افزود «شخصا باور دارم که اتحادیه اروپا قوی تر از گذشته ظهور خواهد کرد».

چرچیل احتمالا موافق است. وی زمانی گفته بود «من برای خودم، یک آدم خوشبین ام؛ به جز این، به نظر نمی آید چیز دیگری کارساز باشد».