باید دلیلی داشته باشد. بسادگی، باید دلیلی داشته باشد. اما من هیچ دلیلی پیدا نمی کنم.

از تصمیم نتانیاهو در انتخاب مردی که عادت به اهانت به رهبران محلی و جهانی، از جمله پرزیدنت اوباما و پرزیدنت ریولین دارد حرف نمی زنم.

اگر با رهبری اسرائیل آشنا نبودید، واقعا ممکن بود تصور کنید این اقدام غیرقابل توجیه است. ممکن بود تصور کنید غیرممکن است کسی از اعضای دفتر نخست وزیر موظف به مرور مطالب فیس بوک “ران باراتز” نشده باشد. با نگاهی سریع به این صفحه می شود دید که اوباما را متهم به یهودستیزی می کند، وزیر خارجه، جان کری را ابله می خواند، وزیر دفاع اسرائیل، موشه یعلون را کودن می نامد، و نمونه های بسیار دیگر. ممکن است بگویید مغز آدم سوت می کشد. و درست می گویید. و این اتفاق در کشوری می افتد که کارمندان ساده ارتش و اطلاعات را پیش از استخدام از زیر ذره بین می گذراند.

اما واقعیت تاسف بار این است که این اتفاق به کرات در رده های بالای دولت اسرائیل به دلیل ضعف مدیریت دیده شده است. نمونه های مشابه و به همین اندازه آسیب رسان روابط اوباما- نتانیاهو از این قرارند: مقامات دستور ساختن شهرک های جدید در شرق اورشلیم (“رامات شلومو”) را درست همزمان با پرواز پنج سال پیش جو بایدن معاون رئیس جمهوری آمریکا به اورشلیم. و یا در دفتر حزب “لیکود”، انتخاب گال هرش، به عنوان رئیس پلیس، شخصی که کمپانی اش با یک جستجوی ساده در فهرست تحقیقات جرائم جهانی دیده می شد. و یا عکسی که از نتانیاهو درست در میانۀ گیرودار فلسطینی ها بر سر تبلیغات صوری وی برای تقویت حضور یهودیان در تپه معبد مقدس در اورشلیم منتشر شد؛ در این عکس نتانیاهو به همراه مهمان خود، فعال زمینۀ تپه معبد مقدس و نماینده آتی حزب لیکود، یهودا گلیک دیده می شود که برای عکاس ژست گرفته اند، اگرچه با شرمندگی، و گلیک یک نسخه از کتاب خود در دفاع از برگزاری مراسم عبادی یهود در مکان مقدس را در دست دارد.

دست چپ از دست راست بی خبر است. ضعف مدیریت. ناشیگری های خطرناک. متاسفانه هیچ چیزی اینجا عجیب نیست.

با این وجود آن چه به نظر من عجیب می آید، این است که چرا پس از آن که روشن شد باراتز به هیچ عنوان برای ایفای نقشی حساس در روابط عمومی گزینه مناسب نیست، نخست وزیر بلافاصله انتصاب وی را لغو نکرد. روز چهارشنبه، باراتز به عنوان مشاور مطبوعاتی نخست وزیر معرفی شد. چهارشنبه شب، لو رفت. تا پنجشنبه صبح می بایست کنار گذاشته می شد.

اما نخست وزیر اشتباه اولیه خود را با ادامه آن، تشدید کرد. حالا که ساعت ها و روزها گذشته است، هیچ توجیهی کفاف نمی دهد.

و حالا در نتیجه خودداری غیرقابل توضیح نخست وزیر در لغو انتصاب مشاور مطبوعاتی که در صفحات فیس بوک خود به رئیس جمهوری آمریکا اتهام یهودستیزی زده است، نخست وزیر در حالی به دیدار ریاست جمهوری به کاخ سفید وارد می شود که حتی نمی تواند اعلام کند شخصی که اتهام یهودستیزی علیه اوباما را مطرح کرده است، دیگر در موقعیت خود باقی نیست. تنها پاسخ نتانیاهو این بوده که «در بازگشت با مساله برخورد خواهد کرد». و حتی در توئیتر خود یک بار دیگر از موقعیت استفاده کرد تا یک دعوای نالازم دیگر را پیش از دیدار روز جمعه با دولت آغاز کند – چند ساعت پس از آن که سخنگوی وزیر خارجه اعلام عمومی کرد که نتانیاهو چه قولی به کری داده است، وی انکار کرد که به کری اظهار داشته در انتصاب «تجدیدنظر» خواهد کرد.

این لجاجت به چه معناست؟

چندین توضیح در مورد رفتار غیراخلاقی نتانیاهو مطرح شده است. گفته شده است، برای مثال، که می ترسد متحدان وی در جناح راست تصور کنند ضعیف است و تحت تسلط آمریکا است، که جرات ندارد انتصاب را به سرعت لغو کند. رهبر همیشه-دردسرآفرین حزب “خانه یهودی”، نفتالی بنت، روز پنجشنبه فرصت را غنیمت شمرد و اعلام کرد انتصاب به چنین مشاغلی باید به عهده اسرائیل باشد.

اما معنی ندارد. هیچ سیاستمدار اسرائیلی نمی بایست راضی شود کشورش از سوی مقامی نمایندگی شود که تاریخچه ای از خلاف های متعدد و مکرر دارد، که پیشینه اش در ابراز نظر، به شکل غیرقابل جبرانی مخرب بوده است. همانگونه که برخی از همکاران ائتلافی وی در گذشته انجام داده اند، بنت می بایست نتانیاهو را قانع می کرد به نفع مصلحت عمومی اسرائیل، و به نفع مصلحت ویژه روابط اسرائیل-آمریکا، باراتز را بدون فوت وقت برکنار کند. با وجود این حتی اگر بنت خودخواه از آن می بود که چنین جنبه ای را در نظر بگیرد، نتانیاهو به راحتی وی را نادیده می گرفت. نخست وزیر انتخاب بدی کرده است که می بایست اصلاح شود، بلافاصله.

نظر دیگر این است که نتانیاهو عامدانه باراتز را نگه داشته است، دست کم برای مدتی محدود، تا از رئیس جمهوری که توافق مزخرف با ایران را امضا کرد، که روی شهرک سازی حساسیت دارد، که رهبری فلسطین را وادار به مصالحه نمی کند، و زنجیره ای از جرائمی که به زبان یا به ذهن آمده، انتقام گرفته باشد. اوباما به پایان دوره دوم ریاست جمهوری خود نزدیک می شود، و بر این اساس، دیگر اهمیتی به اهانت های وارده به او نمی دهد.

این توضیح هم کفاف نمی دهد. رئیس جمهوری آمریکا بیش از یک سال دیگر در قدرت خواهد بود – مدت زمانی که در شرایط فاجعه بار امروز خاورمیانه به ابدیت می ماند. در چنین شرایطی نتانیاهو نمی بایست موجبات سردی بیش از پیش روابط را ایجاد کند، آن هم زمانی که به خوبی فهمید نتیجه لابی علیه او با کنگره خود او چه بود؛ آن هم زمانی که تلاش می کند با دولت وی در مورد عواقب توافق با ایران هماهنگی داشته باشد؛ آن هم زمانی که می کوشد قراردادی ده ساله برای کمک های امنیتی آمریکا که بیلیون ها دلار هزینه دارد، ببندد؛ آن هم زمانی که وی می کوشد درک کند چطور می بایست جدال با فلسطینیان را اکنون که رئیس جمهور دیگر امیدی به حصول قرارداد صلح ندارد، مدیریت کند.

تنها توضیحی که به ذهن من می رسد این است که نتانیاهو قادر نیست به اشتباه بزرگ خود در انتصاب باراتز اعتراف کند. به نظر من او زیاد نگران این نیست که کسانی نظیر بنت بگویند ضعیف است، بلکه بیشتر نگران این است که خودش به شخصه احساس حماقت کند.

رفتار غیرقابل توجیه

متاسفانه رفتارهای تشنج آفرین مکرر نتانیاهو توضیح عملکرد وی را روز به روز سخت تر می کند. با نظر نگرفتن این واقعیت که در انتخابات، عرب های اسرائیلی فوج فوج رای خواهند داد، دموکراسی اسرائیل را به خطر می اندازد. سیاست خارجی اسرائیل را با اداره کشور بدون حضور یک وزیر خارجه، به خطر می اندازد. هیتلر را از جنایات هولوکاست تبرئه می کند. نظرات کارشناسان علیه حضور در کنگره را نمی پذیرد. و حالا برای ترمیم روابط به واشنگتن می رود در حالیکه بر یک تصمیم مخرب و لجوجانه پافشاری می کند.

نتانیاهو و سیاست های وی در اسرائیل تاثیر زیادی بر افکار عمومی بخش هایی از جامعه دارد و در مخاطب قرار دادن این بخش ها موفق بوده است. با وجود این وی می بایست به مصالح اسرائیل واقع بینانه تر بیندیشد.

در زمانی که این مقاله نوشته می شود، وی همچنان چند ساعتی مهلت دارد که دست به اصلاح اقدام خود بزند. خیلی خیلی بهتر است که قدم با تاخیر برداشته شود تا این که هرگز برنداشته نشود.