رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، محمود عباس، به تازگی شروع به شرکت در کنفرانس مطبوعاتی رسانه های اسرائیلی کرده است. وی، با ارائه چهره ای معصوم و خوش نیت از خود، نخست وزیر بنیامین نتانیاهو را متهم می کند که مایل به دیدار و گفتگوهای صلح با وی نیست، و بر همکاری دائمی نیروهای خود در حفظ امنیت در قلمرو اسرائیل تاکید می کند، و سعی دارد از تاثیر شخص خود در تحریکات خشونت بار که ریشه تداوم موج خشونت های اخیر علیه اسرائیل است، شانه خالی کند.

عباس، که به مرز ۸۱ سالگی نزدیک می شود، ممکن است مدت زیادی در دنیای سیاست باقی نماند، و بسیاری از اسرائیلیان می گویند در شرایطی که هر کس جانشین وی بشود، شرایط سخت تری را برای مذاکره ایجاد خواهد کرد، فرصت پیشرفت در روند با صلح با وی را نیز داریم از دست می دهیم.

اگر چه جانشین وی ممکن است بسیار بدتر باشد، اما عباس نیز قابل مذاکره نیست. همتای وی، یاسر عرفات، که حامی تروریسم بود، فلسطینیان را قانع کرد که هیچ دلیلی و نیازی ندارند که یهودیان سازش کنند زیرا ما استعمارگران متجاوز هستیم؛ یک حضور بی ریشه و موقتی که با سماجت و تروریسم مردم وی به تدریج از اینجا محو خواهیم شد. انتخاب عباس این بود که این خوانش را رد نکند، و به مردم اش اذعان نکند که یهودیان حاکم سرزمین مقدس بوده اند، و همین چندی پیش کمپین استراتژیک ارائه اطلاعات نادرست را تشدید کرد و به فلسطینیان ابراز داشت که یهودیان هیچ ربطی به تپه معبد مقدس ندارند.

در همین حال، سران سازمان «فتح» تحت رهبری وی آشکارا حمله به اسرائیلی ها را ترغیب می کنند، و گروه تروریستی حماس که وی مایل به تشکیل دولت مشترک با آن است، بار دیگر در پی شروع بمبگذاری های انتحاری، و توسعه موشک های پیشرفته، و حفر تونل زیر مرز غزه-اسرائیل تا پیش از جنگ برنامه ریزی شده آینده خود با اسرائیل است.

«دفنا مئیر»

«دفنا مئیر»

احتمال زیاد دارد که عباس از نیروی های خود برای محدود ساختن درگیری ها در کرانه باختری استفاده کند، اما از سوی دیگر به طور دائم و برنامه ریزی شده اسرائیل و اسرائیلی ها را اهریمنی می نماید – از طریق سیستم آموزشی، از طریق رهبری سیاسی و روحانی و رسانه های رسمی و شبکه های اجتماعی – و از این راه تداوم خشونت و تروریسم فلسطینی را تضمین می کند. این شیوه آنقدر موفق است، که این روزها، هر وقت یک جوان فلسطینی در خانه با پدر و مادرش بگومگو می کند، و افسرده می شود، یا می خواهد اسمی در کند، اولین کاری که می کند این است که چاقو بردارد و دم دست ترین یهودی بی پناه را بکشد.

و اینطور بود که امروز شلومیت کریگمن را به خاک سپردیم.

هزینه آخرین آمادگی صوری گفتگوهای صلح عباس در فاصله ۲۰۱۳ تا ۱۴ را اسرائیل با آزاد کردن ده ها قاتل و دیگر تروریست های فلسطینی از زندان های اسرائیل، پرداخت. تا پیش از آن، در ۲۰۰۸، عباس آمادگی چشمگیر ایهود اولمرت در پاسخ مثبت به تمام خواسته های وی را نفی کرد: قرار بود ما از غزه خارج شویم، و اولمرت پیشنهاد کرد از کرانه باختری خارج شویم – و یکی یکی شهرها را معاوضه کنیم – و اورشلیم را تقسیم کنیم، از جمله داوطلبانه کنترل شهر قدیم را تفویض کنیم. اگر اینها برای عباس کافی نبودند، هیچ پیشنهاد دیگری هم که ما طرح کنیم کفایت نخواهد کرد.

اگرچه ایالات متحده و بسیاری از جوامع بین المللی از دریافت این واقعیت ساده، و بدیهی سر باز می زنند که از شکست تلاش های کمپ دیوید بیل کلینتون در سال ۲۰۰۰ برای عقد یک قرارداد صلح، تا کنون تنها کاری که عرفات، عباس، و حماس بی وقفه انجام داده اند فقط این بوده که به اسرائیلی ها بقبولانند که علیرغم ضرورت جداسازی برای حفظ یک اسرائيل یهودی و دموکراتیک، نمی بایست جسارت کنند و سرزمین را به فلسطینیان واگذار کنند.

«شلومیت کریگمن » که توسط تروریست فلسطینی به قتل رسید

«شلومیت کریگمن » که توسط تروریست فلسطینی به قتل رسید

عرفات که از ایالات متحده بازگشت، کشتار انتفاضه دوم و بمبگذاری های انتحاری را آغاز کرد. حمله های مرگبار در سرتاسر اسرائيل نشان از آن بود که سرزمین، تنها چیزی نبود که فلسطینیان در پی اش بودند. که مساله فقط شهرک ها نبودند، بلکه تمامی اسرائيل بود که انکار می شد.

در سال های بعد از ۲۰۰۵، که اسرائیل از غزه خارج شد، حمله های موشکی تشدید شد، فلسطینی ها به حماس در انتخابات اکثریت پارلمانی دادند، و حماس نیروهای عباس را در طول چند ساعت از نوار غزه بیرون راند – و به اسرائیل خطرات مرز مشترک، و این واقعیت که نیروهای اسلامی به آسانی در هر خلاء قدرت، قدرت را به دست می گیرند. آخرین درگیری اسرائيل و حماس، در ۲۰۱۴، خطر را تاکید کرد:‌ کافی است یک تک-موشک حماس از رادار «گنبد آهنین» عبور کند و چندین مایل آنسوتر از فرودگاه بن گوریون فرود آید تا دو/سوم خطوط هوایی بین المللی، از جمله هواپیماهای آمریکایی، دسته دسته اسرائیل را ترک کنند؛ در چنین شرایطی اسرائیل چگونه ممکن است خیال خارج شدن از کرانه باختری را در سر بپروراند؟ در عرض چند روز، حماس حاکم منطقه خواهد بود، و کل کشور ما فلج و منزوی می شود. اکنون شرایطی ایجاد شده است که حتی رهبر مخالفان اسرائيلی، اسحاق هرتزوگ نیز هفته گذشته با تاسف اعلام کرد اکنون زمان برای «راه حل دو کشور برای دو ملت» مناسب نیست.

رویکرد مردمی

از بن بست این واقعیت تازه چگونه می توان بیرون رفت؟ بن بستی که با شستشوی مغزی برنامه ریزی شده نسل جوان فلسطینی که از اسرائیل نفرت کند، و اسرائیل خونین که قادر نیست منافع خود را در یک روند جداسازی سالم برای حفظ دموکراسی یهودی هدایت کند؟

مسلم است که امکان توافق با محمود عباس نیست.

آنچه ضرورت دارد، آنچه همیشه برای حل مناقشه اسرائیل و فلسطین ضرورت داشته است، رویکرد مردمی به مساله صلح است. رویکردی متمرکز به آموزش. و سیستمی که تحت آن با استفاده از منابع و نفوذ بین المللی برای بازنویسی مواد درسی بکار رود و از تاثیر سیاست های افراطی رهبران مذهبی بکاهد و روابط معتدل و صلح آمیز را تشویق کند.

شیوه های قهرآمیز عرفات، عباس، حماس درست بر خلاف آن چیزی است که مردم فلسطین می خواهند – دولت مستقل. این شیوه ها اکنون حتی مخالفان چپ میانه رو، حزب کار حامی صلح را نیز متقاعد کرده است آمادگی اسرائیل برای صلح کافی نیست.

شاید جامعه جهانی، که با رهبری باراک اوباما مصرانه اسرائیل را تشویق می کند که علیرغم همه چیز، خطرات صلح را بپذیرد، به سرنوشت هرتزوگ دچار شوند.

شاید به رویکرد مردمی تمایل یابد.

شاید از نفوذ خود برای پیش برد تدریجی فضایی استفاده کند که در آن طبیعی ترین کار جهان برای یک نوجوان فلسطینی چاقو برداشتن و کشتن مادر شش فرزند و دانشجوی ۲۳ فارغ التحصیل طراحی صنعتی نباشد.