محمود حبش، قاضی القضات تشکیلات خودگردان فلسطینی از بزرگداشت مهاجمان فلسطینی دفاع می کند، می گوید حماس «از اسلام استفاده می کند»، اسرائيل را ترغیب به کنار کشیدن از جنگ مذهبی می نماید.

رام الله، کرانه باختری – چگونه ممکن است فلسطینیان قتل مردم اسرائيل را محکوم کرده و در همان حال قاتل را شهید بنامند؟

در آخرین مصاحبه با اخبار شب به عبری در ماه آوریل، پرزیدنت محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین زمینه را برای این سؤال آماده کرد.

عباس که مستقیما با اسرائیلی ها سخن می گفت، نظر خود را علیه صدها حمله پس از سیر صعودی خشونت ها از اکتبر ۲۰۱۵ به این سو، ابراز داشت اما همچنان مصرانه مهاجمان را شهید نامید. اسرائیلی ها معتقدند این رفتار، تحریک به خشونت و تروریسم است.

عباس گفت، «کشته که بشود، شهید است». مصاحبه گر گفت، «اما آیا این یک بدآموزی به نسل بعدی نیست؟» عباس گفت «نه، نه» و سر تکان داد و ادامه نداد و سؤال بی جواب ماند.

اخیرا تایمز اسرائيل دیداری با دکتر محمود حبش، قاضی القضات شرع تشکیلات فلسطین و مشاور عباس در امور اسلامی و مذهبی داشت تا ببیند آیا وی می تواند به این سؤال پاسخ گوید یا خیر، و نیز عقیده وی در رابطه با مسائل حساس مذهبی که اساس مناقشات اسرائيل-فلسطینی را تشکیل می دهند را جویا شود.

به گفته وی، شهید در عربی به «هر کسی که در جنگ علیه غیرمسلمانان کشته شود» اطلاق می شود. وی همچنین گفت فلسطینی ها در میانه «جنگ» با «اشغالگری اسرائيل» اند. به عقیده وی، در چارچوب این جنگ، هر فلسطینی که در همین رابطه کشته شود، مستقیم یا غیرمستقیم، چه یک اسرائیلی بنیانگرا خانه وی را به آتش بکشد، و چه او به سرباز یا فردی غیرنظامی حمله کند، و حتی اگر در حال چاقوزدن به دختر نوجوانی اسرائيلی در اتاق خواب وی کشته شود – همانگونه که در مورد هالل یفا آریل سیزده ساله اتفاق افتاد – او «قربانی» به حساب می آید زیرا عمل او ماحصل این مناقشه بوده است. حبش در ادامه گفت، و بنابرین شهید به شمار می آید.

وی گفت حساسیت شدید اسرائیل بر عبارت شهید، نکته ای انحرافی است، و اسرائيل – در اینجا عبارت را به عربی بیان کرد – «اگرچه گرگ را می بیند اما به دنبال رد پای گرگ می گردد». توضیح وی این بود که «اسرائیل می بایست به مسأله اصلی، یعنی اشغالگری، توجه کند و موشکافی در عباراتی که فلسطینی ها بکار می برند دست بردارد.

حبش که در دفتر کار خود مصاحبه می کرد، به انگلیسی حرف می زد اما گاه به گاه مطلبی را به عربی بیان می کرد. با شیوه های کشیشی در حال موعظه سخن می گفت، و گاه به گاه میان صحبت با دست روی میز می کوبید. برای مثال، گفت با تمام وجود حمله یازده سپتامبر را محکوم می کند {کوبید روی میز} اما «اینجا، ما داریم علیه اشغالگری می جنگیم، می جنگیم که سرزمینمان را آزاد کنیم».

قاضی القضات تشکیلات خودگردان فلسطین که پیش از این از اعضای حماس بوده است، گفت این گروه را (در ۱۹۹۴) ترک کرده زیرا تمایل وی به «خدمت به اسلام» است و نه «استفاده از اسلام». وی گفت که اکنون از اعضای فتاح، گروه رقیب حماس نیز نیست، و از نظر سیاسی مستقل عمل می کند و «کاملا فلسطینی» ‌است. علاوه بر مردم فلسطین، به شخص عباس وفادار است، و هنگامی که عباس کناره گیری کند، او نیز از تشکیلات کناره خواهد گرفت.

سنت مربوط به شهادت از حدیث گرفته شده، مجموعه ای از سخنانی که به پیغمبر اسلام و یا نزدیکان او نسبت داده می شود. در خصوص معنای شهید در بین مسلمانان اتفاق نظر وجود ندارد. خبرنگار این مصاحبه، ماه ها در خصوص معنای شهید با فلسطینیان گفت و گو کرده است، و به نتیجه ای نرسیده است. توضیح حبش نیز مسأله را روشن نمی کند. برای نمونه در جنگ های داخلی میان حماس و فتاح در ۲۰۰۷-۲۰۰۶ هر یک تنها کشته های طرف خود را شهید می دانستند.

در ادامه گفتگوها حبش تصریح کرد که تمامی سرزمین تاریخی فلسطین وقف به شمار می آید، از جمله دیوار ندبه. اما چگونه می تواند بگوید تمامی این سرزمین متعلق به مسلمانان است در حالیکه همزمان می گوید یهودیان در این سرزمین حق تملک بر زمین خود را دارند؟‌ در جواب گفت:‌ وقف به این معنا نیست که مسلمانان مجاز از سهیم کردن دیگران در زمین خود منع شده اند.

حبش همچنین عقیده دارد وجود بناهای مقدس باستانی یهودی در محل مسجد الاقصا افسانه است. وی در مورد صحت و سقم سند ۱۹۲۵ از سوی شورای عالی اسلامی در دوران تسلط انگلیس بر فلسطین در فاصله ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۸ تردید دارد. می گوید «واقعیت میدانی موجود را از یاد نبریم». فلسطینیان فقط خواهان آنند که مقررات «وضع موجود» به اجرا درآید، مسلمانان مجاز به عبادت و یهودیان مجاز به بازدید از محل باشند.

در پی این مصاحبه، حبش درخواست نسخه ای از سند مزبور را نمود، و در بیانیه ای خطاب به تایمز اسرائيل، صحت عبارات سند را زیر سؤال برد و گفت عبارات دستکاری شده اند.

در ادامه پاسخ خود به سؤال در مورد معنای شهید و استفاده از این عنوان در میان فلسطینیان، با اشاره به بنیامین نتانیاهو نخست وزیر گفت «گرگ را می بیند و دنبال رد پای گرگ می گردد» (به این معنا که مشکل مشخص را می بیند اما همچنان به دنبال نشانه های آن در جای دیگر می گردد). وی گفت اگر ما روابط صلح آمیز میان دو ملت می داشتیم آنموقع شما می توانستید بیایید و درباره موضوع های نظیر این با ما گفتگو کنید. اما اکنون در حال جنگ ایم. سعی نکنید مشکل اصلی را بی اهمیت جلوه بدهید. با مسأله اساسی، گزینشی برخورد نکنید. به ما نگویید از چه لغتی استفاده کنیم یا نکنیم. به موضوع اصلی بپردازید، یعنی به مناقشه، مناقشه ملی میان مردم فلسطینی و اشغالگری اسرائيلی. هنگامی که به اشغالگری پایان دادید، دیگر اینگونه رفتاری را از مردم فلسطینی نخواهید دید. و دیگر نیازی نخواهید داشت در مورد این عبارت یا آن عبارت سؤال کنید. مسأله یک عبارت نیست، مسأله این است: آیا حاضرید به مناقشه پایان بدهید؟ یا می خواهید به اشغالگری ادامه بدهید؟ اگر چنین باشد، ما علیه خود خواهید دید.

پیش از این که درباره این عبارت، شهید، و مورد استفاده آن سؤال کنید، یک سؤال مشخص را بپرسید:‌چرا جوانان فلسطینی که در دوره توافقنامه اسلو بزرگ شده اند اکنون رفتارشان در مقابل اسرائیلی ها عوض شده و شروع به حمله کرده اند؟ چرا پر از کینه شده اند؟ از خود نتانیاهو سؤال کنید. از ارتش اسرائیل سؤال کنید. اگر من یک فلسطینی جوان باشم و هر روز صبح چشمم به روی سربازان اسرائیلی باز شود، در ایست های بازرسی، در گذرگاه ها، در جاده ها، در شهرک ها، شهرک نشین هایی که دارند زمین های ما را می بلعند – خودتان را جای آن ها بگذارید. آیا شما می توانید در چنین شرایطی به زندگی ادامه بدهید؟

در این جا برق می رود. اتاق تاریک می شود. همه می خندند. برق نیست! و شما به این فکر می افتید که چگونه می بایست شرایط زندگی خود را تغییر دهید.

مترجم ما می گوید: نخست وزیر پیشین اهود باراک گفته بود «اگر من یک فلسطینی بودم، بیشتر از فلسطینی ها دست به خشونت می زدم». یادتان می آید؟

البته. البته.

شما اسرائیلی هستید و من شما را در دفترم می پذیرم. شما دشمن من نیستید. مردم اسرائیل دشمن ما نیستند. اما اشغالگری، دشمن ماست. و ما همچنان با اشغالگری خواهیم جنگید. ما علیه یهودیان نمی جنگیم. جنگی میان یهودیت و اسلام نیست. ما با یهودیت به عنوان یک دین نمی جنگیم، یا با یهودیان به عنوان یک ملت. ما با اشغالگری می جنگیم. بله. ما در حال جنگ ایم.

هر کسی که علیه اشغالگری بجنگد، چه من موافق او باشم یا نه، دلیلی برای جنگ دارد. پس هر کسی که علیه بیعدالتی می جنگد، علیه اشغال می جنگد، علیه خشونت می جنگد، و کشته می شود، شهید است،‌ البته. و هر قربانی اشغالگری، شهید به شمار می رود.

وی در مورد وقف سرزمین فلسطین گفت «وقف به معنای تعلق ملک به خداوند است. نه به فرد. پس ما می توانیم به شریک شدن آن با غیرمسلمانان خو بگیریم.

یکی دیگر از سؤال ها چنین مطرح شد:‌ به نظر نمی آید یهودیان نگران سکونت در سرزمینی مسلمان باشند. بلکه در مورد تملک بر زمین خود، دارا بودن کشوری مستقل سخن می گویند.
وی در پاسخ گفت، چگونگی رویارویی با مسأله موجود، یک امر سیاسی است. اما در مذهب ما، این زمین، وقف است. آیه ای در قرآن می گوید : خداوند شما را از کسانی که علیه شما به خاطر مذهب شما، نمی جنگند و شما را از خانه های شما بیرون نمی کنند، منع نمی کند. شما را از نیکوکاری در حق آنان منع نمی کند، بلکه خداوند نیکوکاران را دوست دارد».

در ادامه پاسخ به سؤالی در مورد حدود دقیق اشغالگری، گفت رهبری فلسطینی هموار گفته است ما خواهان پایان اشغالگری اسرائیل که در ۱۹۶۷ آغاز شد، از مسیر راه حل دو کشور برای دو ملت در امتداد مرزهای ۱۹۶۷ هستیم. شما نمی خواهید؟ می خواهید درباره حیفا و اشکلون بحث کنیم؟‌

در رابطه با خروج از حماس گفت، دلایل سیاسی بسیاری برای این اقدام داشته است. از جمله «من یک فلسطینی ام، و مسلمان ام. هدف من خدمت به فلسطینیان است. فلسطین اولین و مهمترین مسأله برای من است. حماس تنها بخشی از اخوان المسلمین است. دیگر این که هدف من خدمت به اسلام است، نه استفاده از اسلام.