حسن روحانی رئیس‌جمهور ایران ۲۲ سپتامبر پشت جایگاه سخنرانی اجلاس عمومی سازمان ملل ایستاد. بسیاری منتظر بودند تا سخنان این به ‌اصطلاح اصلاح‌طلبی که امیدهای زیادی به او هست را بشنوند.

روحانی اما به جای آن‌که ایران میانه‌روتری را نشان دهد که آماده است تا در صحنه‌ی جهانی مسوولیت‌پذیرتر جلوه کند، سخنرانی پر پیچ و خمی ارائه داد و اتهام‌های مختلفی زد و «گروه‌های فشار صیونیستی» را به خاطر «وادارکردن» کنگره به تصویب قانونی به ضرر ایران، سرزنش کرد.

این رئیس دولت، در پیشگاه رهبران جهان و رسانه‌های جهانی، در اقدامی یهودستیزانه و توطئه‌باورانه، یهودیان را به اداره و کنترل نهادهای دولت ایالات متحده متهم کرد.

آیا من شوکه شدم؟ نه اصلا. بسیاری از رهبران ایران، از جمله محمود احمدی‌نژاد (رئیس‌جمهور پیشین) در سخنرانی‌های خود در سازمان ملل بارها اتهام‌های نفرت‌انگیز و یهودستیزانه بست و نظریه‌های توطئه را مطرح کرد. این ادعای مزخرف، هسته‌ی ایدئولوژی جمهوری اسلامی است و جنبه‌ی اصلی پروپاگاندای آن.

اما توقع داشتم کسانی که در آن سالن عظیم گرد آمده بودند و اهالی رسانه که این اجلاس را تحت پوشش قرار می‌دادند، واکنشی نشان دهند. و اما دولتمردانی که در اجلاس عمومی بود و اعضای گروه ۵+۱، که هم‌چنان در توافق هسته‌ای با ایران سر و کار دارند، حتی به این حرف تعصبی اشاره‌ای نکردند، چه بماند که محکوم‌اش کنند. وقتی تصمیم اخیر و مضحک یونسکو را مد نظر قرار دادم، که بسیاری از قدرت‌های جهان در آن علیه واقعیت رأی داده‌اند، گفتم شاید از روی ساده‌باوری چنان امیدی داشتم.
سازمان‌های مهم خبری در ایالات متحده و اروپا، اعتراض‌های روحانی را گزارش کرده و کنفرانس خبری وی را تحت پوشش قرار دادند که در آن به تحریم‌های ایالات متحده بر تجارت و دسترسی به اموال اشاره کرده و مدعی شد که این تحریم‌ها نقض توافق هسته‌ای می‌باشند.

اما این رسانه‌ها به این اشاره نکردند که روحانی چه طرفی را مستقیما مسؤول این عدم ‌رعایت آمریکایی می‌داند؛ «گروه‌های فشار صیونیستی» یا همان یهودیان. تنها در اسرائیل و رسانه‌های یهودی بود که علنا به این ماجرا اشاره شد.

چرا چنین بود؟ آیا جامعه‌ی بین‌الملل با استعاره‌ی قدیمی و یهودستیزانه‌ی کنترل یهودیان بر دولت ایالات متحده را قبول دارند؟ قطعنا نه، اما فکر می‌کنم اتهام یهودستیزانه‌ی روحانی با روایتی که دولت‌ها و کارشناسان از روحانی و رویکرد میانه‌روی وی ارائه می‌کنند، ناهم‌خوان است.

خصومت وی با روایت ایران مهربان‌تر و ملایم‌تری که بسیاری از رسانه‌ها پس از برجام از ایران ارائه کردند، سازگاری ندارد. گروه ۵+۱ و دیگر گروه‌های جامعه‌ی بین‌الملل ترجیح دادند که به مزایای توافق هسته‌ای و تجارت رو به رشد این کشور یا حتی به نقش ایران در مبارزه با داعش متمرکز شوند. گه‌گاه به یهودستیزی دولتی ایران، تخلف‌های حقوق‌بشری و حمایت این کشور از تروریسم اشاره می‌شود، اما با لحنی رسمی و با حالتی هم‌وزن «بله-ما-اطلاع-داریم».

واقعیت این است که پس از برجام، افراطگری لحن ایران (از جمله یهودستیزی و انکار دولتی هولوکاست) و تجاوزات این کشور در منطقه، نقل تمام بحث‌های مربوط به این کشور و توانایی آن برای ادغام در جامعه‌ی بین‌الملل می‌باشند. این مؤلفه‌ها نشان می‌دهند که جمهوری اسلامی چیست و چه باورها و ارزش‌هایی دارد، و برای تحقق اهداف‌اش چه سیاست‌هایی پیش گرفته است.

از آن‌جایی که ایران به دنبال عادی‌سازی روابط خود با غرب و ورود به گروه‌های چندجانبه‌ای نظیر سازمان ملل تجارت جهانی است، جامعه‌ی بین‌الملل بایستی از این کشور بخواهد که دست از حمایت مالی نظریه‌های یهودستیزانه‌ی توطئه‌باور بردارد. از آن‌جا که برخی مدافع آن هستند که تحریم‌های تجاری بزرگترین حامی دولتی تروریسم برداشته شود، ما باید بیش‌تر و بیش‌تر بر تهران فشار وارد کنیم تا گرایش‌های ضد آزادی‌خواهانه‌ی این رژیم کاهش یافته و همچون یک بازیگر معقول در صحنه‌ی جهانی رفتار کند.

یکی از راه‌هایی که رهبران اروپایی (به‌ویژه در آلمان و فرانسه و ایتالیا و دانمارک و لهستان) می‌توانند این پیام را صادر کنند، این است که در تمام نشست‌های خود با مقامات ایرانی تأکید کنند که مقام رسمی از بنای یادبود یا مکان تاریخی یا موزه‌ی هولوکاست دیدار کند. این کاری است که رهبران خارجی در دیدارشان از کشورهایی که راه‌حل نهایی نازی‌ها در آن کشورها اجرا شده، به‌طور رسمی انجام می‌دهند. حالا نوبت رهبران ایرانی است که این رویه را طی کنند.

چنین اقدامی فراتر از یک ادای احترام صرف خواهد بود. چنین اقدامی به جهان نشان خواهد داد که ایران واقعا مثل یک کشور عادی رفتار می‌کند، که ایران گام‌های جدی برای تصدیق رسمی هولوکاست (این حادثه‌ی انکارنشدنی و سرنوشت‌ساز سده‌ی بیستم) برمی‌دارد.

از آن‌جا که ارتباط دیپلماتیک با ایران رفته‌رفته عادی می‌شود، جامعه‌ی بین‌الملل نبایستی در قبال تهاجم‌ها و نفرت‌ورزی‌های رژیم ایران بی‌تفاوت باشد.

یک گام مهم در این مسیر می‌تواند آن باشد که از رهبران ایران خواسته شود که به تاریخ نگاه کنند و به شش میلیون یهودی کشته‌شده در هولوکاست ادای احترام کنند. این حرکت می‌تواند نشان دهد که آیا ایران آماده است تا در جامعه‌ی جهانی مانند یک بازیگر مسوول رفتار کند یا نه.

این پیشنهاد می‌تواند موضوع واقعا مهمی برای سخنرانی روحانی و دیگر دولتمردهای جهان در اجلاس عمومی سازمان ملل سال ۲۰۱۷ شود.