هشت سال پس از آغاز به کار یک پروژه ۱۲۰ میلیون دلاری، ‌حزب حاکم در صدد است تا موزه را به یک نهاد ملی گرا تبدیل کند که منحصرا به تجربه لهستان در طول جنگ تمرکز دارد.

ورشو، لهستان – دولت محافظه کار لهستان قدم هایی برداشته است که موزه تازه نفس جنگ جهانی دوم را مورد تهدید قرار می دهد، موزه ای که کارشناسان بین المللی هشت سال برای ایجادش وقت صرف کرده اند – این تازه ترین جنگ ایدئولوژیکی است که مقامات ملی گرای لهستان علیه رقبای خود، که پارسال از قدرت کنار گذاشتند، به راه انداخته اند.

موزه جنگ جهانی دوم از سال ۲۰۰۸ در دست ساخت بوده و قرار بود سال بعد در گدانسک (جایی که اولین گلوله های این جنگ شلیک شد) گشایش یابد. این پروژه ۱۲۰ میلیون دلاری با حمایت نخست وزیر سابق دونالد توسک (که هم اکنون یکی از رهبران ارشد اتحادیه اروپاست) راه انداخته شد، مردی که عمیقا مورد تنفر رئیس جدید حزب قانون و عدالت، یاروسواف کاچینسکی است.

حزب قانون و عدالت، که به اروپا بدبین است، این موزه دولتی را متهم کرده که به قدر کافی روی لهستان متمرکز نیست، و به رویکردی اعتراض کرده که تجربه دوران جنگ لهستان را در مقایسه با سرنوشت ملت های دیگر تحت اشغال آلمان و شوروی و ژاپن، در حاشیه قرار می دهد. کاچینسکی در ۲۰۱۳ عهد کرد که اگر حزب اش قدرت را به دست بگیرد، موزه را به گونه ای تغییر خواهد داد تا «بیانگر نقطه نظر لهستان باشد».

منتقدین معتقدند که این عمل کاچینسکی، قدرتمندترین مرد لهستان، تحت تاثیر نفرتی است که وی از توسک و سکوی مدنی دارد. حزب سکوی مدنی، حزبی است طرفدار اروپا که تا پیش از روی کار آمدن حزب قانون و عدالت در سال گذشته، بر لهستان حاکم بود.

گروهی از مورخین و کارشناسان موزه، نامه اعتراضی سرگشاده ای نوشته اند و می گویند این حرکت حزب قانون و عدالت را بخشی از «مبارزه سیاسی»ای می دانند که «مشغول تخریب نهادهایی است که دولت قبلی ایجاد کرده است و توجه ای به ارزش واقعی این نهادها ندارد».

آنها می گویند «برای ما سخت است بپذیریم اقدام های بیفکرانه و با تاثیر مخرب بر فرهنگ ما انجام می شود».

این تغییرات بخشی از اقدام گسترده ای است که مقام های جدید جهت پاکسازی نخبگانی انجام می دهند که به باور آنها همسو با دشمنان سیاسی شان هستند. بسیاری از کسانی که کارشان را از دست دادند، کارشناسانی هستند که به هیچ حزبی وابسته نیستند. دولت می گوید هدف اش بازسازی کشوری است که بیش از حد لیبرال شده بود و با عضویت در اتحادیه اروپا هویت ملی اش را از دست داده بود.

در میان کسانی که در ساخت موزه مورد مشورت قرار گرفتند، برخی از مشهورترین مورخان جنگ جهانی دوم دیده می شوند، از جمله نورمان دیویس از آکسفورد و تیموتی اشنایدر از ییل، که در آثارشان با رنج های لهستان در طول اشغال آلمان و شوروی همدردی نشان داده اند. خود ساختمان موزه، چند طبقه است و طرح شیشه ای و آوانگاردش را یک هیات از معماران به انتخاب معمار لهستانی-امریکایی، دنیل لیبسکیند انتخاب کرده اند.

اشنایدر به اسوشیتدپرس گفت «چیزهایی که در این موزه هست، بسیار قابل توجه اروپایی ها و مردم جهان قرار خواهد گرفت، و میلیون ها نفر را به لهستان خواهد کشاند».

در ۱۵ اوریل وقتی وزیر فرهنگ پیوتر گلینسکی اعلام کرد که ممکن است این موزه را با موزه دیگری که هنوز ساخته نشده ادغام کند، سرنوشت این موزه نیز تیره و تار شد؛ این قدم به دولت اجازه خواهد داد تا قانونا مفهوم اصلی این موزه کنار گذاشته شود. این موزه جدید روی حمله آلمان به لهستان (حرکت آغازگر جنگ) و دفاع لهستان علیه تهاجم آلمان در ۱۹۳۹ متمرکز خواهد شد.

توضیح عکس – این تصویرسازی معماری که توسط استودیو Architektoniczne Kwadrat در لهستان ساخته شده، نشان می دهد که موزه جنگ جهانی دوم در گدانسک لهستان پس از اتمام به چه شکلی درخواهد آمد.

مدیر موزه پاول مککویچ، گفت مفهومی که جدیدا پشنهادشده یک «هویت جعلی» و حقه قانونی است تا این نهاد را از وی گرفته و قرارداد کاری اش را که تا ۲۰۱۹ است منسوخ کنند.

مککویچ، مورخ سده بیستم، که وابستگی حزبی ندارد، می گوید واگذارکردن پروژه اصلی «به معنای تخریب ۹۰درصد از کل محتوای موزه ما است، که بخش هایی از آن تولید شده و بخشی دیگر نیز در محل موزه نصب شده است. من هیچ وقت چنین وضعیتی را ندیده بودم».

هیات مشاور موزه گفت از شنیدن اعلامیه وزیر فرهنگ که بدون رایزنی انجام شده، «گیج و آشفته» شده است.

اشنایدر، یکی از امضاکنندگان این بیانیه و نویسنده «خونزمین: اروپای بین هیتلر و استالین» گفت موزه های جنگ جهانی دوم دیگری در جهان وجود دارد اما همگی منحصرا نگاه و دامنه ملی دارند. موزه گدانسک منحصر به فرد می بود چون نخستین موزه ای می بود که به داستان همه ملت های اروپایی و آسیایی ای که از جنگ لطمه دیدند، می پردازد.

وی گفت «این موزه یک پیشرفت روشنفکرانه است، زیرا به ما اجازه می دهد تا معنی جنگ جهانی دوم را فهمیده و آن را از چشم اندازهای متعددی ببینیم. این موزه همچنین تاریخ لهستان را در دسترس همه قرار می دهد. خب اگر آلمانی یا ژاپنی یا امریکایی باشید، و به این موزه بروید و چیزی درباره لهستان ندانید، در پایان خواهید دید که تجربه لهستان در مرکز این جنگ قرار گرفته است».
در بحبوحه این حرف ها، وزیر فرهنگ گفته است که همه گزینه ها روی میز است، اما اضافه کرده که ادغام این دو موزه کارآمدترین اقدامی است که باید انجام داد. وی به بنگاه خبری PAP گفت «معنی ندارد که در یک شهر دو موزه و با یک نمایه مشغول به کار باشند».

یکی از موانع می تواند مخالفت شدید پاول ادامویچ، شهردار گدانسک، باشد که زمین این موزه را اهدا کرده است. ادامویچ، که عضو حزب سکوی مدنی است، گفته که شهرداری حق قانونی دارد که در صورتی که موزه طبق برنامه پیش نرفت، اهدای زمین را الغا سازد. وی گفت آماده است که این قدم را بردارد.

اشنایدر می گوید طرح دولت برای این موزه، منحصرا به ویسترپلات و مبارزه ارتش لهستان در ۱۹۳۹ متمرکز می شود و آنقدر محدود خواهد شد که علاقه مخاطب بین الملل را جذب نخواهد کرد. وی گفت چنین طرحی رویدادهای کلیدی ای مثل کشتار کاتین (کشتار ۲۲هزار افسر لهستانی به دست پلیس مخفی شوروی) را در خود نخواهد داشت.

وی گفت دولتی که می خواهد درباره رنج لهستان و مقاومت نظامی اش اطلاع رسانی کند، می بایست در نظر بگیرد که چنین طرحی نتیجه معکوس خواهد داد.
اشنایدر گفت «چرا صریح نمی گویند نیت شان این است که اعتبار موزه را به نام خود کنند؟ دولت سکوی مدنی نتوانست پیش از دست دادن قدرت، موزه را به اتمام برساند. سیاستمداران معمولا پروژه های دیگران را به نام خود تمام می کنند. به نظر می رسد اکنون هم فرصتی طلایی برای چنین کاری است».