جمعه گذشته، سوم ژوئن 2016 ، هجدهمین کارناوال همجنسگرایان «מצעד הגאווה» (Gay Parade Tel Aviv) در تل آویو برگزار شد. به همین مناسبت تمام خیابانهای شهر تل آویو با برافراشتن پرچم شش رنگ همجنسگرایان در خیابانها و آویزان کردن آنها از روی ساختمانها و چراغانی شهر با همین رنگها آراسته شده اند. از یک هفته پیش نیز برنامه های گوناگون جشن، سخنرانی و فستیوال سینمای همجنسگرایان در اقصی نقاط اسرائیل برپا بوده است. در بین همین جشنها «تعالین ابو خنا» عرب/عبری زبان اسرائیلی 21 ساله اهل ناصره برنده مسابقه ملکه تراجنسی اسرائیل می شود. یک ماه اندی پیشتر نیز «خوبی استار» (Khoubi Star) خواننده جوان همجنسگرای اسرائیلی به نمایندگی اسرائیل بر روی صحنه مسابقات یورو-ویژن به اجرای آواز می پردازد و هنوز خاطره موفقیت «دانا اینترنشنال» خواننده تراجنسیتی اسرائیلی در همین مسابقات یورویژن 1998 با آوازِ Divaدر اذهان زنده مانده است .

اما یک نکته پیش از پرداختن به اصل مطلب. با واژه “دگر باش” و “دگرباشان” در زبان فارسی مشکل دارم و نمی توانم از آن استفاده کنم. می بینم این واژه توان پاسخگویی به آنچه من و خیلی ها به آن اعتقاد داریم را در خود ندارد. این پیشوند “دگر” هر چند هم که واژه ای جدید باشد و به اصطلاح قصد بر ایجاد قلمرو برای گروه جنسی غیر heterosexual داشته باشد، اما همچنان این “دگر” برسر واژه سر ستیز دارد با همین گروه و خود به خود گروه وسیعی از زن و مرد را که هویت جنسی هتروسکسوال ندارند را در حاشیه قرار می دهد و پتانسیل بسیاری از کج رفتاری ها، نگاههای کج و افکار کج را فراهم می سازد. چون او را همچنان دیگری معرفی می کند و جدا از “ما”ی استاندارد زن و مرد قرار می دهد.

هجدهمین کارناوال سالانه همجنسگرایان در تل آویو (سوم ژوئن 2016) (عکس: شیلا موسایی)

هجدهمین کارناوال سالانه همجنسگرایان در تل آویو (سوم ژوئن 2016) (عکس: شیلا موسایی)

اکتفا می کنم به واژه همجنسگرا که دستکم تا آنجا که توان دید و درکم هست به اقلیت و حاشیه نمی کشاندشان. چه ما جماعت در دنیا فقط به مرد و زن هتروسکسوال تقسیم نشده ایم و از ابتدا هم تقسیم نشده بودیم و این همیشه ما بودیم و گذشتگان مان که انکارش می کردند و سر به زیر لحاف و برف می بردند که مبادا غیر از این بدانند. همیشه همجنسگرای مرد بوده و همجنسگرای زن نیز و حتی دوجنسه و بدون جنس (Asexual ). ولی اعتراف به آن نمی کنند. مثال احمدی نژاد که در سئوال غافلگیرکننده ای در مورد رفتار جمهوری اسلامی با همجنسگرایان در هوا چیزی پراند – که هنوز معتقدم غافلگیر شده بود و پاسخی در آستین آماده نداشت تا بتواند مثل شیوه های سی و اند ساله جمهوری اسلامی بی محابا چشم در چشمت بیاندازد و دروغی شاخدار حواله ات کند که راستی راستی چند ثانیه هم باورت شود- ایشان هم در هوا پراند ما در ایران همجنسگرا نداریم.

در اسرائیل همجنسگرا داریم. فراوان داریم. همه جا هم داریم، در همه اقشار اجتماع و با هویتهای گوناگون هم داریم. و نه فقط حرمت این گروه های جنسی توسط دولت نگاه داشته می شوند که حتی یک ماه کامل از برای آگاهی بیشتر، گفتمان بیشتر و با قصد پیشبرد حتی چند قدمی جدیدتر از برای حقوق دیگر هویتهای جنسی و دعوت دیگران به فعالیت با این گروه ها اختصاص یافته است.

گفته می شود که بیش از دویست هزار نفر در کارناوال روز جمعه تل آویو شرکت کرده اند و به جشن و پایکوبی در خیابانهای شهر پرداخته اند. همانطور که پیش بینی می شد 35000 توریست همجنسگرا نیز برای شرکت در این کارناوال به اسرائیل آمده بودند و خیابانها موج می زدند از زوجهای توریست همجنسگرا. چرا که تل آویو به عنوان یکی از همیارترین و دوستانه ترین شهرهای همجنسگرا در دنیا شناخته شده و همین کارناوال سالانه همجنسگرایان تل آویو نیز شهرتی بس جهانی یافته است و هر سال با وجود گرمای وحشتناک ماه ژوئن شرکت کننده گان این کارناوال بیشتر و بیشتر می شوند. روز جمعه خیابانهای تل آویو به روی تردد ماشینها بسته شده بودند و از طرف دیگر آزاد بودند برای جشن و پایکوبی جمعیت کثیر پیاده، که این شمار وسیع نه فقط همجنسگرایان بلکه جمعیت بسیاری از هتروسکسوالها برای نشان همبستگی با هموطنان همجنسگرای خود در این جشن شرکت داشتند.

سکولار بودن، پذیرش دیگری، مدارا، حفظ آزادی فردی در تمام ابعاد زندگی، آزادی بیان و همگام بودن با ضرباهنگ تجدد جهان و حتی در بسیار مواردی نیز طلایه دار بودن در تجدد و تغییرات جهان از شرطهای غیر قابل نقض شاخصه تل آویو است و شهروندانش با تعصب و هوشیاری بسیار در حفظ این شاخصه ها می کوشند.

هجدهمین کارناوال سالانه همجنسگرایان در تل آویو (سوم ژوئن 2016) (عکس: شیلا موسایی)

هجدهمین کارناوال سالانه همجنسگرایان در تل آویو (سوم ژوئن 2016) (عکس: شیلا موسایی)

اما جالب اینجاست پذیرش همجنسگرایان فقط به تل آویو ختم نمی شود. طبق نتایج آماری که هفته گذشته توسط سازمان חדו”ש ( Khadoosh ) به مناسبت کارناوال همجنسگرایان تل آویو منتشر شد از چهار نفر یهودی سه نفر طرفدار حمایت از ازدواج همجنسگراها هستند و معتقدند که دولت اسرائیل باید ازدواج این زوجها را در اسرائیل میسر سازد و حقوق آنها را به عنوان زوج متاهل تام و کامل مانند حقوق زوجهای هتروسکسوال به رسمیت بشناسد. براساس همین آمار 90 درصد سکولارهای اسرائیل طرفدار به رسمیت شناختن ازدواج همجنسگراها هستند و سنتی ها 77 درصد طرفدار و مذهبی ها 46 درصد حامی چنین قانونی هستند. نتایج چنین آماری نشانه بلوغ فکری جامعه اسرائیل است. اما از طرف دیگر علیرغم چنین بلوغ فکری جامعه، سرعت قانون گذاری دولت این کشور بسی کندتر و عقب تر از نیاز جامعه این کشور صورت می گیرد. موردی که بشدت و به کرات توسط شرکت کننده گان این کارناوال در روز جمعه به حالت شعار، آواز، پلاکاردهای در دست شرکت کننده گان و حتی سخنرانی های ابتدای برنامه به گوش می رسید که وضعیت قانونی و قانونگذاری حاکم نسبت به این موضوع را بسی اسفناک و شرم آور برای اسرائیل می دانند. دلیل آن را هم در گرو ماندن گریبان دولت اسرائیل در دست احزاب مذهبی می بینند که این دولتها نسل اندر نسل قانون آزادی ازدواج را در بده بستانهای سیاسی شان در هنگام ائتلاف با احزاب مذهبی داخل دولت پیش فروش کرده اند. واگرنه دولت اسرائیل خود در تلاش برای دور زدن این مخالفتها و سدگذاریهای ارتدوکسها تلاش می کند تسهیلات و تبصره های جانبی در حمایت از زوجهای همجنسگرا قائل شود. چه اگر این زوجها در خارج از کشور ازدواج کنند پیوندشان در داخل هم به رسمیت شناخته می شود.

مشکلات بر سر راه زوجهای همجنسگرای عموما مرد، در بچه دار شدن و محرومیت آنها در استفاده از باروری های خارج از رحم و یا Surrogate Motherاست که زوجهای هتروسکسوال اسرائیل اتوماتیک از این امتیازات و همیاری های دولتی استفاده می برند. اما زوجهای همجنسگرای اسرائیل برای غلبه بر این موانع مجبور به سفر و تقبل هزینه های سنگین برای گذراندن این مراحل باروری در کشوری دیگر می شوند. اما به محض بازگشت با نورسیده، کودک توسط اسرائیل به رسمیت شناخته می شود و مشمول تمام حقوق شهروند اسرائیلی خواهد بود .

گفته می شود این سهل انگاری و کندی عمل دولت اسرائیل همیشگی نبوده و پیشتر – در دهه 50 – از پیشرفته ترین و مداراترین حکومتهای مدرن در زمان خود نسبت به همجنسگرایان محسوب می شده. چرا که با نگاهی به تاریخ یهودیت می توان دریافت با آنکه یهودیت هویتهای دیگر جنسی را به رسمیت نشناخته و حتی آن را ذکر نمی کند اما همیشه به حضور آن واقف بوده و به نوعی نیز با سکوت با آن مدارا می کرده.

پژوهشگران تورات با بازخوانی متون عهد قدیم، و با استناد به کتاب شاهان و یا دیگر آیات در تورات بر این اعتقاد هستند که همجنسگرایی در دوران معبد اول نه تنها وجود داشته حتی به نوعی نیز پذیرفته شده بوده است. بر اساس عقیده بسیاری از این پژوهشگران داوید، شاه یهودا یا همجنسگرا بوده و یا دوجنسه. این پژوهشگران روابط داوید با یوناتان در کتاب شموئل را چیزی فراتر از یک دوستی ساده می بینند. آنطور که در تورات آمده ” آنگاه که این دو باهم ملاقات می کنند، روح یوناتان با روح داوید در هم یکی می شود و یوناتان او را مانند جان خودش دوست می داشت.” مفسران محافظه کار این نوع تفسیر را رد کرده و این ارتباط را سراسر عرفانی می دانند و براین مبنا ادعا می کنند که شاه یهودا نمی توانسته عاشق یوناتان باشد و یا ارتباط فیزیکی با او داشته باشد چون همجنسگرایی در یهودیت منسوخ دانسته شده است.

پژوهشگران عهد قدیم معتقدند همجنسگرایی عرفی پذیرفته شده بوده و نشانه های آن نه فقط در اسرائیل 2700 سال پیش دیده می شده بلکه این عرف نیز در خاور نزدیک میان فرهنگ های کنعانی و بین النهرین نیز به عنوان عرف پذیرفته شده بوده است.

تعالین ابو حنا در جشن پیروزی خویش در مسابقه بانوی تراجنسی اسرائیل

تعالین ابو حنا در جشن پیروزی خویش در مسابقه بانوی تراجنسی اسرائیل

اما سئوال این است از کدام وقت این نوع ارتباط در یهودیت ممنوع و منسوخ گردیده. اکثر محققین معتقدند در دوران تبعید یهودیان در بابل و یا در دوران اول معبد دوم، فاصله زمانی قرن 6 تا 4 پیش از میلاد (2600 تا 2400 سال پیش) این ممنوعیت صورت گرفته اما دقیقا نمیدانند چه وقت. حتی پژوهشگران هنوز نمی دانند چه باعث شده تا این نوع ارتباط منسوخ گردد. گروهی براین اعتقادند و احتمال می دهند که شاید این نوعی تلاش بر محدود ساختن ارتباط یهودیان با غیر یهودیان بوده است. اما آیا چنین قانونی عاملی می شد که یهودیان دیگر همجنسگرا نباشند؟ مسلما نه! چرا که در اواخر قرن 4 پیش از میلاد و کمی پس از آن یهودیان تحت سلطه رومی ها و با فرهنگهای غیر یهودی می زیستند که در آنها فرهنگ همجنسگرایی با مردان و پسر بچه ها عرف و مقبول محسوب می شده است .

پس خاخامهای آن دوران چگونه به این موضوع نگاه می کردند؟ پاسخ به این سئوال باز برای پژوهشگران سخت است. در تلمود – کتاب شریعت و تفسیر قوانین یهودیت – عبارات و جملاتی یافت می شوند که زمین لرزه و یا ماه گرفتگی را نتیجه ارتباط مردان با یکدیگر می داند اما با این حال یهودیت واقف به حضور این نوع هویتها است و راه را باز گذاشته و قوانین و برخوردهای متفاوتی از تنبیه و مجازات را در این ارتباط قائل شده مبنی بر آنکه آیا این ارتباط کامل بوده و یا خیر. اگر ارتباط کامل بوده مجازات سنگسار است و “اگر نه” باز با پاسخهای مبهم و غیر صریح چشم را بر آن می بندد و راه را باز می گذارد .

پژوهشگران این دوران اضافه می کنند که این عرف پذیرفته شده در فرهنگهای غیر توحیدی با پذیرش مسیحیت و اسلام که به پیروی از قوانین یهودیت همجنسگرایی را منسوخ می دانند، نیز به پایان می رسد. از آن پس مسیحیت در اروپا به شکار همجنسگرایان می پردازد اما جهان اسلام با آن مدارا می کند و این برخورد با همجنسگرایی در میان یهودیان نیز برحسب جامعه ای که در آن می زیستند تفاوت پیدا می کند .

شعرای یهودی مانند «شلومو ابن گه-ویرول» – שלמה אבן גבירול (Shlomo Eben Gabirol ) و «یهودا هالوی» – יהודה הלוי ( Yehuda Halevi ) که در خطه اسلامی اسپانیا می زیستند همانند حافظ، مولانا و سعدی اشعار homoerotic می سرودند.

به نظر می رسد همجنسگرایی در طی تاریخ یهودیت به عنوان عرفی از زندگی و جامعه پذیرفته شده بود. اما جالب اینجاست در زبان عبری واژه ای برای همجنسگرا (homosexual) وجود نداشت، الا عباراتی که فقط عمل را آن هم بطور غیر مستقیم به آن اشاره می کرد.

هجدهمین کارناوال سالانه همجنسگرایان در تل آویو (سوم ژوئن 2016) (عکس: شیلا موسایی)

هجدهمین کارناوال سالانه همجنسگرایان در تل آویو (سوم ژوئن 2016) (عکس: شیلا موسایی)

واژه گان، هویت و گفتمان در رابطه با همجنسگرایی در آلمان زاده شد و نضج گرفت. هویت “گی” و “لزبین” اولین بار در آلمان مطرح گردید. اولین مجلات پر طرفدار گی و حتی آکادمیک در این زمینه در آلمان منتشر شدند. اولین انستیتوی پژوهش جنیست نیز در آلمان تاسیس شد. یک کلام، یک قرن و نیم پیش واژه های homosexual و heterosexual برای اولین بار در آلمان در سال 1868 سکه خوردند و بعد در دیگر زبانها در اذهان جهانی جای گرفتند.

در فلسطین اوایل قرن بیستم نیز جوامع آلمانی حاضر در منطقه همگام با فرهنگ محلی جوامع مدیترانه همجنسگرایی را به عنوان عرف پذیرفته بودند و برعکس این انگلیسی ها بودند که آن را گناه و جرم می شناختند. با برقراری دوران قیمومیت انگلیسی ها در فلسطین، قوانین ضدیت با همجنسگرایی هم اعمال گردید. براساس قوانین انگلیس حاکم در منطقه ارتباط مردان با یکدیگر غیر قانونی دانسته می شد و روزنامه های عبری زبان اساسا گزارشهایی از اعراب و یا یهودیان از جامعه عرب را انعکاس می دادند که به اتهام روابط غیر قانونی با پسر بچه ای مورد محاکمه قرار گرفته بودند. گاهی اوقات بچه ها نیز در این موارد مورد مجازات قرار می گرفتند.

با پایان قیمومیت انگلستان در منطقه تا مدتها همان قوانین انگلستان در اسرائیل اعمال می شدند. اما در سال 1953، «خئیم کهن» ( Khaim Cohen ) دادستان کشور که خود گفته می شد در خانواده ای لیبرال یهودی آلمانی بزرگ شده بود، دستور داد تا دادستانی متخلفین این قانون را تحت تعقیب قرار ندهد و در سال 1956 به پلیس دستور داد تا در احتمال برخورد با چنین مواردی آنها را مورد بازپرسی قرار ندهد. تصور می رود که به دلیل چنین دستورالعملهایی که صادر می شد اسرائیل در مقایسه با سایر جهان سالهای 1950 و اوایل دهه 60 برخوردی نسبتا لیبرال تر با همجنسگرایان داشته اما از طرف دیگر همجنسگرایی همچنان در این کشور غیر قانونی دانسته و ارتباطی مخفی و زیر زمینی نگریسته می شد.

با این حال همجنسگرایی، پیشتر از اسرائیل، در دیگر کشورهای غربی به رسمیت شناخته می شود و فعالان حقوق بشر دیگر جوامع غربی پیشتر از این کشور توانستند قوانین ضدیت با همجنسگرایی را لغو کنند. اما هر حرکت و پیشرفتی در این زمینه به کرات در روزنامه های اسرائیلی منعکس می شد و چنین بود که برخورد مسالمت آمیز و نیاز برخورد جامعه نسبت به همجنسگرایی از طریق سینما، ادبیات و سایر رسانه های دیگر قطره قطره به جامعه تزریق می شد. در سال 1970 اولین کانون پیشبرد حقوق همجنسگرایان تاسیس گردید و در سال 1979 فعالان حقوق همجنسگرایان اولین تظاهرات خود را در تل آویو به راه انداختند. در سال 1988 قانون Sodomy در اسرائیل لغو شد و از دهه 1990 جامعه اسرائیل به تدریج نگاه مثبتی به همجنسگرایان پیدا می کرد و بتدریج فهم آنکه “همجنسگرایی انتخاب نیست الا هویتی است که با آن متولد می شوند” در جامعه جا می افتد و واژه های “تبهکار” و یا “منحرف” نسبت به همجنسگرایان از ادبیات روزمره محو می شوند و همجنسگرایان جایگاه خود را در جامعه اسرائیل به عنوان هویت دیگر جنسی می یابند. تا آنجا که براساس قوانین اسرائیل هویت جنسی شهروند اسرائیلی ارتباطی با پذیرش وی در تحصیل، خدمت سربازی، استخدام و محل اقامت او ندارد و احدی حق دخالت و تعیین و تبیین موقعیت شهروند براساس هویت جنسی او را نخواهد داشت.

با این تفاصیل شرایط هنوز به دور از ایده آل است و هنوز این کشور باید راه بسیار درازی را برای این تکامل طی کند. براساس گزارش منتشره Virgo در «کنست» (پارلمان اسرائیل) در سال گذشته، 392000 مکالمه بر ضد همجنسگرایان در رسانه های مجازی صورت گرفته است و 260000 بار از واژه “homo” به عنوان فحش استفاده شده است. 92 درصد این خطاب ها متوجه مردان بوده و 4 درصد دوجنسه ها مورد حملات کلامی قرار گرفته اند. لزبین ها در این میان 2 درصد فحش خورده اند و تراجنسیتی ها نیز 2 درصد. بیشتر این نفرت پراکنی ها ( 83 درصد ) توسط مردان صورت گرفته که 35 درصد آنها یا ناشناس بوده اند و یا پروفیلهای جعلی در رسانه های مجازی داشته اند.

این عدم پذیرش و خشونت علیه دیگر هویت های جنسی را به عینه می توان در جوامع سنتی عرب و یهودیان ارتدوکس داخل اسرائیل رد یابی کرد. برخورد شدید و حتی موارد قتل که در جوامع عرب اسرائیل آن هم با نام حفظ ناموس خانواده نسبت به همجنسگرایان صورت می گیرند کم و محدود نیستند. تعالین ابو خنا ملکه تراجنسیتی اسرائیل می گوید که خانواده اش با او برخوردهای خشنی داشتند تا حدی که تل آویو مفر و پناه او می شود. در موارد بسیاری این نیروهای پلیس اسرائیل هستند که با دخالت در مناطق عرب نشین جان همجنسگرا را نجات می دهند و در مواردی که تعلل و تاخیری صورت می گیرد به قتل همجنسگرا منتهی می شود. این معضل نیز در جامعه ارتدوکس یهودی گریبان همجنسگرایان مرد و زن یهودی ارتدوکس را گرفته و اگرچه مانند جوامع عرب زبان اسرائیل به قتل و شکنجه منتهی نمی شود اما در صورت اقرار آنها به هویتشان از جامعه مذهبی که در آن زندگی می کنند طرد و رانده خواهند شد.

مخالفت و ضدیت با این هویتها شکل کریه خود را با برگزاری کارناوال همجنسگرایان اورشلیم (کمی پس از کارناوال تل آویو) در سال گذشته نشان داد. ارتدوکسی یهودی با حمله چاقو به جمعیت شرکت کننده دخترک 15 ساله ای به نام “شیرا بانکی” را مورد حمله چاقوی خود قرار می دهد و با آنکه بلافاصله توسط مردم مهار و دستگیر می شود ولی ضربات چاقویش جان شیرای 15 ساله را می گیرد و کشور به حالت عزا در می آید .

هجدهمین کارناوال سالانه همجنسگرایان در تل آویو (سوم ژوئن 2016) (عکس: شیلا موسایی)

هجدهمین کارناوال سالانه همجنسگرایان در تل آویو (سوم ژوئن 2016) (عکس: شیلا موسایی)

به همین خاطر تا روز جمعه صبح تردید، ترس و سئوال در مورد شرکت در این هجدهمین سال کارناوال تل آویو در رسانه های مجازی موج می زد و اینکه چه باید کرد؟ آیا باید رفت؟ یا باید پرهیز کرد؟ و کدام درست است؟ گفتمان وسیع و انبوه اسرائیلی ها در این چند وقت در رسانه های مجازی پیرامون شرکت در این کارناوال و حقوق همجنسگرایان و حمایت و همبستگی با این جماعت جای تامل بسیار دارد .

کاربری، به عنوان مثال، در صفحه فیس بوک خود که شمار بسیار بالای اشتراک را هم با خود همراه داشته چنین نوشته است: “چرا این کارناوال همجنسگرایان تا این حد اهمیت پیدا کرده؟ برای اینکه عقل ما به چشممان است. وقتی آن را ببینیم و حتی بیشتر و از نگاه ما مخفی نباشد و مورد انکار قرار نگیرد بتدریج هم پذیرفته ما خواهد شد. برای همین اگر” گی”، “لزبین” و تراجنسیتی در جامعه ما دیده نشود آنوقت بتدریج مردم فکر خواهند کرد که این امری غیر طبیعی و حتی نادرست است و یا اینکه چند معلوم الحال می خواهند جامعه را به خشم بیاورند. بعضی ها هم به این فکر خواهند افتاد که این پدیده ای غیر طبیعی است و خلاف طبیعت و برایشان آنقدر غیرقابل قبول جلوه خواهد کرد که تا حد انزجار به آن خواهند نگریست. برای همین این کارناوال همجنسگرایان نتیجه عکس تمام این حالات را دارد. چرا که همجنسگرا را نیز وارد صحنه اجتماع می سازد. مهم نیست چه حسی به مردم دست خواهد داد. بعضی ها بی تفاوت خواهند بود، بعضی ها عصبانی می شوند، و بعضی ها با آن جشن می گیرند. مهم این است که همه آن را می بینند و از حضور و وجودش و حتی رسمیتش آگاهند و این نیز در نهایت تاثیر خود را حتی بر روی خشکه مذهب ها و متعصب ترین آدمها خواهد گذاشت. برای همین این کارناوال را نه فقط در تل آویو که باید در دیگر شهرها و مخصوصا در اورشلیم برپا کرد. نه برای تولید انزجار و خشم دیگران، چرا که این صحنه اجتماعی اورشلیم ( یهودی و مسلمان ) نیاز به اصلاحات دارد. اگر فکر کردید که این کارناوال فقط یک مورد شخصی و مخصوص به جامعه همجنسگرایان است پس اشتباه کرده اید و دوباره از نو فکر کنید. جامعه ای که هویتهای جنسی متفاوت را بپذیرد آنوقت “دیگرها” را حالا از هر نوعی هم که باشند راحت تر خواهد پذیرفت. و آن جامعه ای که نگران باشد همه باید به یک نوع زندگی و رفتار بکنند به جایی خواهد رسید که مجبورشان خواهد کرد که یک جور هم فکر بکنند. این نبرد و نمایش همبستگی نه فقط از برای حقوق همجنسگراهاست. این نوعی همبستگی و یادآوری مجدد به مدارا و ظرفیت تحمل پذیرش همه ما در جامعه مان خواهد بود .”