رفسنجانی، رئیس جمهور پیشین، که زمانی از حامیان کلیدی خامنه ای بود، و سپس از حلقه اصولگرایان رانده شد، دوباره با قدرت، و با تسلط بر عرصه سیاسی تهران، باز می گردد.

پیروزی قاطع جبهه اصلاح طلبان ایران در انتخابات روز جمعه مجلس و مجلس خبرگان، برای دو نفر یک پیروزی چشمگیر بود:‌ پرزیدنت حسن روحانی، که همانطور که کارشناسان نیز تایید کرده اند، در این انتخابات آزمون حمایت مردمی را پشت سر گذاشت، و رئیس جمهور پیشین، هاشمی رفسنجانی.

رفسنجانی فریبکار هشتاد و یک ساله، ققنوس عرصه سیاسی ایران است، و هر بار دوباره از خاکستر سیاست، سر بلند می کند.

با وجود تلاش های فراوان بنیاد اصولگرایان حلقه ولایت فقیه، علی خامنه ای، در منزوی کردن وی، و دور کردن وی از مرکز قدرت، رفسنجانی به خامنه ای و حامیانش درسی تازه از مانورهای سیاسی داد. اگر وی یک سیاستمدار غربی بود، یک فصل کامل «خانه پوشالی» به او اختصاص می یافت.

رفسنجانی از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۷ رئیس جمهور ایران بود، و سپس جای وی را محمد خاتمی اصلاح طلب ( که زمان درازی است به حاشیه رانده شده) گرفت. زمانی که برای نامزدی سه باره در ۲۰۰۵ اقدام کرد، رقیب وی، نورچشمی اصولگرایان، و علی خامنه ای، محمود احمدی نژاد بود.

زمانی، رفسنجانی حامی کلیدی خامنه ای برای رسیدن به ولایت فقیه بود. اما در رقابت های انتخاباتی ۲۰۰۵، رفسنجانی بو برد که پشت پرده تبلیغات اتهام فساد به وی، علی خامنه ای ایستاده است. از آن زمان به بعد، شکافی میان این دو شکل گرفت، و با گذشت زمان، عمیق تر شد.

در موج تظاهرات اعتراضی به انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹، دختر رفسنجانی دستگیر و به مدت چند ماه زندانی شد. رفسنجانی برای سکونت به قم، شهر مقدس شیعیان رفت، و مراقب بود که رٰژیم را مستقیما به چالش نگیرد. از ریاست مجلس خبرگان، که مسؤولیت انتخاب ولایت فقیه را دارد، برکنار شد، و برای دلجویی، به ریاست شورایی که واسطه میان مجلس و شورای نگهبان است و مسؤول تشخیص صلاحیت نامزدهای انتخاباتی است، منتصب شد.

همین شورا، سپس، رفسنجانی را در انتخابات ۲۰۱۳ رد صلاحیت کرد، و باعث شد که با حمایت از حسن روحانی که در این رقابت ها، اعتدالگرا به شمار می آمد، از دشمنان اصولگرای خود انتقام بگیرد.

از آن زمان تا کنون، دوستی میان رفسنجانی و روحانی شکوفا، و شکاف میان رفسنجانی و اصولگرایان عمیق تر شده است.

در انتخابات روز جمعه، رفسنجانی اکثریت آرا را برای مجلس خبرگان به دست آورد، که جانشین خامنه ای، به عنوان ولایت فقیه را انتخاب خواهد کرد. دشمن اصلی رفسنجانی، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی اصولگرا، محمد یزدی، و احمد جنتی، در این انتخابات شکست خوردند، و بالاخره لبخند به لب های رفسنجانی آمد.

ورای مسایل شخصی و رقابت های بی اهمیت سیاسی، اما، نتایج انتخابات به معنای حمایت گسترده مردم از توافق هسته ای سال گذشته است و چشم اندازی برای ارتباط بیشتر با غرب. اگر چه هنوز نتایج تمام استان ها معلوم نیستند، و در بعضی جاها انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد، از حالا روشن است که جامعه ایران تشنه «تاثیرات گسترده تر غربی» است، درست همان چیزی که اصولگرایان مدام علیه آن هشدار می دهند.

اگرچه ممکن است مربوط به ایدئولوژی هم باشد، و یا نتیجه خستگی مفرط از ایده های انقلاب باشد، انگیزه اصلی عشق به فضای باز سیاسی، ریشه در اقتصاد دارد. همانگونه که یکی دیگر از سیاستمداران مکار گفت «ابله، اقتصاد!».

به دو موضوع مهم در اینجا می بایست اشاره کرد: یک، رفسنجانی، روحانی، و حامیان ایشان در جبهه «اعتدال» به رژیم انقلاب وفادارند. تمایلی به کودتا یا انقلابی دیگر ندارند، بلکه می خواهند رژیم فعلی را حفظ کنند. هر دوی اینها در کمپین های گذشته علیه «دشمنان رژیم» دخیل بوده اند.
دو، با حفظ احترام به سیاست های ایرانیان و «دموکراسی»، بنیاد اصولگرایی در ایران شکست نخورده است. برعکس. آنها نیز نشان داده اند که قدرت های ققنوس وار دارند. آیت الله های اصولگرا و خامنه ای قصد برافراشتن پرچم سفید، و یا محو شدن تدریجی در افق را ندارند. خود و حامیانشان در سپاه پاسداران همچنان در سیاست های خارجی ایران، در جنگ های خاورمیانه، و ارسال گروه های تروریستی به کشورهای مختلف، دست خواهند داشت.

پیروزی اعجازآور روز جمعه «اعتدالگرایان» به سپاه کمک خواهد کرد که پول های عظیم تری را، از همان راه باز بودن ارتباط با غرب، که موجب ناراحتی اصولگرایان است، به دست بیاورد.
جنگ واقعی تازه آغاز شده است. بنیاد اصولگرایان صحنه را به این زودی خالی نمی کند. این همچنان همان ایران انقلاب است، همان ایرانی که واحدهای تروریستی را در جهان پراکنده است. اما اکنون یک عامل اجرایی بسیار ماهر و بسیار کارکشته به میان صحنه، یا دست کم نزدیکی های آن، بازگشته است.