سی و پنج سال پس از عملیات اپرا (حمله هوایی اسرائیل به رآکتور هسته ای صدام حسین در اوسیراک) افسران بازنشسته نیروی هوایی اسرائیل و عوامل موساد روز جمعه پرده از جزئیات این عملیات که تاکنون محرمانه مانده بود، برداشتند.

سرهنگ زیو راز که حمله هوایی ۷ ژوئن ۱۹۸۱ را رهبری کرد، در اخبار کانال ۱۰ گفت که کارشناسان فنی نیروی هوایی «معتقد بودند که پرواز به عراق و بازگشت از آن» (نزدیک به ۲هزار مایل) «کمی فراتر از برد جت های ما است، برای همین از انواع و اقسام شیوه ها استفاده کردیم تا آن [برد جت ها] را بیشتر کنیم».

نیروی هوایی اسرائیل در آن زمان نمی توانست به هواپیماهای سوخترسان ایالات متحده برای سوختگیری مجدد در حین پرواز اتکا کند، و ظرفیت های سوخترسانی اسرائیلی، که در آن زمان در حال ساخت بود، تا ۱۹۸۲ قابل استفاده نبودند، و ارزیابی های اطلاعاتی این بود که تا آن زمان رآکتور هسته ای صدام حسین شروع به کار خواهد کرد.

حمله نمی توانست به تعویق بیافتد، و بنابراین روش های خلاقانه ای برای دوام سوخت جت ها ارائه شد. همه هشت جت اف-۱۶a به سلامت به اسرائیل بازگشتند؛ جزئیات این عملیات حتی تا ۳۵ سال بعد محرمانه ماند.
این عملیات در ابتدا «تپه مهمات» نامیده شد اما وقتی نخست وزیر مناخیم بگین فهمید که رهبر مخالفان شیمون پرز به این عملیات پی برده، دستور لغو آن را داد و عملیات تحت نام دیگری ادامه یافت.

ارتشبد بازنشسته دیوید ایوری، فرمانده وقت نیروی هوایی اسرائیل، در گزارش روز جمعه گفت «ما بعدها فرمان عملیاتی دقیقا مشابهی را نوشتیم، اما این بار با نام «اوپرا» که توسط رایانه و به طور تصادفی انتخاب شد».
ایوری گفت اولین نشانه های ساخت رآکتور هسته ای عراق در ۱۹۷۶ یا ۱۹۷۷ رصد شد.

گاد شیمرون، عامل سابق موساد، گفت اسرائیل در طول آن سالها به اطلاعات داخلی درباره اقدامات عراقی ها برای خرید تجهیزات از خارج و برنامه آنها برای ساخت یک رآکتور، دست یافته بود. هدف اطلاعات اولیه آن بود که تکمیل رآکتور به تعویق بیافتد، و مشخص کند که رآکتور تکمیل-شده و فعال عراقی آیا به فن آوری ضروری برای تولید پلوتونیوم دست خواهد یافت یا نه.

شیمرون گفت موساد اطلاعات بسیاری درباره پیشرفت ساخت رآکتور اوسیراک گردآوری کرد. شیمرون گفت «نیازی نیست که کارشناس اطلاعات باشی تا بدانی که وقتی پروژه ای در عراق در کار است و چند ده کارشناس خارجی دست اندر کار آنند، بنگاه های جاسوسی مایل خواهند بود کسانی را به کار بگیرند و سر از این ماجرا دربیاورند . نیازی به گفتن نیست که کسی در درون [عراق] اطلاعات فراهم می کرد».
ایوری گفت کار موساد تکمیل رآکتور عراق را تا دو سال و نیم به تعویق انداخت.

شیمرون به یاد می آورد که نخستین هسته رآکتور، که آماده بارگیری در بندر کوچکی در لسن سور مر (در جنوب شرقی فرانسه) بود، به شیوه «مرموزانه»ای منفجر شد و قابل تعمیر نبود.
ایلان رامون، که نخستین فضانورد اسرائیلی است و در فاجعه شاتل کلمبیا در ۲۰۰۳ جان خود را از دست داد، در آن هنگام افسر جوان ناوبری بود. وقتی زمان حمله به اوسیراک فرا رسید، وی مسوول آماده سازی نقشه ها و بررسی قابلیت جت های نیروی هوایی اسرائیل به رفت و بازگشت در مسیر مزبور بود.

ایوری گفت وی باور داشت که جت ها قادر به پرواز تا عراق و بمباران رآکتور بودند؛ مشکل اما زنده بازگشتن بود.

آری نائور، که وزیر دولت بگین بود، گفت نخست وزیر مصمم بود رآکتور عراق را «حتی اگر این آخرین کاری باشد که وی در مقام نخست وزیری انجام می دهد» بمباران کند.
نائور گفت، ارزیابی این بود که «یک یا دو جت باز نخواهند گشت».

پیش از حمله، قرار شد به خلبانانی که در عملیات شرکت می کنند پول عراقی داده شود تا در صورت فرود در خاک عراق و نیاز به فرار، استفاده کنند.

پس از آنکه این عملیات برای بار اول به تعویق افتاد، که ایوری زمان آن را روز یکشنبه می داند، و دانسته شد که کارشناسان هسته ای فرانسوی در محل رآکتور در آن روز تعطیل هفتگی شان است، به خلبان ها گفته شد در صورت وجود هواپیماهای مسافربری در اطراف آن منطقه هوایی، از جنگ با جت های میگ عراقی (ساخت شوروی) پرهیز کنند؛ مسیر برنامه ریزی شده فاصله چندانی از مسیر پرواز هواپیماهای مسافربری عراقی نداشت.

رامون، جوانترین خلبان این عملیات، پس از بازگشت به خانه در مصاحبه ای گفت: «می دانید که می توان آن [عملیات] را از دو راه انجام داد، یا ممکن است عملیات انجام شود و هیچ اتفاقی نیافتد و همه [سالم] بازگردند، یا عملیات انجام شود و یک یا چند تا [از ما] آنجا بماند».

«ما در قالب یک کاروان به آنجا رفته بودیم. برای همین [جت] اولی می بیند؛ دومی نشانه می رود؛ سومی دقت هدف را بالا می برد؛ و چهارمی [با پدافند هوایی] شلیک می کند».
رامون آخرین خلبان این کاروان بود؛ هشتمی در دو ردیف چهارتایی.

راز گفت «همه می دانند که آخرین نفر همان کسی است که بیشترین ریسک را می کند. مثل گله ای بزکوهی که یک ببر دنبال شان کرده. این افراد سر به سر [رامون] می گذاشتند و می گفتند که او همان کسی است که رهگیری خواهد شد. برای همین خیلی استرس داشت. … هیچ تجربه ای هم نداشت [رامون هرگز پیشتر در یک عملیات زنده بمب افکنی نکرده بود] اما مسؤولیت خود را به خوبی انجام داد و ضربه را به هدف زد».
راز گفت «او خلبان خوبی بود و جنگجویی عالی».

موشه ملنیک، که فرمانده عملیات هواپیماهای رهگیری بود که جت های مهاجم را همراهی می کردند، گفت از خلبان ها خواسته شده بود تا پس از ترک هدف، از طریق سامانه ارتباطی اعلام کنند که صحیح و سالم هستند.
ملنیک به یاد می آورد «یکی از آنها، فکر کنم ایلان رامون بود، دیر خبر داد و چند ثانیه سکوت بود. برای یک لحظه همگی نگران شدیم، اما بعد تماس گرفت».

جامعه بین الملل بمباران این رآکتور را محکوم کرد. به ویژه فرانسه عصبانی بود چون پول بسیاری در ساخت آن سرمایه گذاری کرده بود.

اما ایوری به یاد می آورد که در ۱۹۹۱، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده دیک چنی عکس هوایی سیاه و سفیدی از آوار رآکتور بمباران شده به وی داد. چنی روی عکس نوشته بود: «کار ما را خیلی ساده تر کرد». این حرکت ساکت و غیررسمی پس از پایان نخستین جنگ خلیج انجام شد.

بگین، پس از انجام موفقیت آمیز این عملیات در بیانیه ای رسمی گفت «ماه های زیادی صرف تصمیم بمباران رآکتور هسته ای در عراق شد و موانع بسیاری وجود داشت. ملاحظات بسیاری هم وجود داشت، اما بالاخره به مرحله ای رسیدیم که می دانستیم اگر حالا وارد عمل نشویم، خیلی دیر خواهد شد».