قرار این بوده که ما یک اَبَر-کشور نوپا باشیم. اما حتی حساس ترین مکالمات نظامی خود را هم نمی توانیم محرمانه نگه داریم، و حتی تلاش نکرده ایم راه حلی مشابه گنبد آهنی برای تونل-زنی های زیر-مرزی حماس پیدا کنیم.

پس از افشای جاسوسی هجده ساله‌ی ایالات متحده و بریتانیا از اسرائيل و هک سیستم ارتباطی هواپیماهای بدون سرنشین و جت های جنگنده نیروی هوایی اسرائیل در روز جمعه این هفته، اسرائیل گفت «مأیوس» است اما «غافلگیر» نیست. درست شنیدم؟ اگر مقامات اسرائیلی از این واقعه غافلگیر نشده اند، چرا تا به حال دست روی دست گذاشته اند؟

رهبران اسرائیلی عادت دارند همیشه لاف قدرت سایبری ما را بزنند. با وجود این، محرمانه ترین گفتگوهای ما، اینطور که پیداست، در طول دو دهه، به طور مداوم رمزگشایی شده. بگویید ببینم، آیا ما در طول ۲۰ سال گذشته این رمز را تغییر نداده ایم؟ اگر داده ایم، رمزگذاری آنقدر ناشیانه بوده که هکرهای دولتی آمریکایی و انگلیسی هیچ مشکلی برای گشودنش نداشته اند؟

برخی از منابع امنیتی اسرائيلی در این آخر هفته قاطعانه می گفتند که اتفاقی که افتاده مساله مهمی نبوده و تاثیر خاصی نداشته است – از سوی به این دلیل که بالاخره ایالات متحده و بریتانیا متحدان مایند، دشمن ما نیستند. اما واقعیت این است که هر چه باشد، افشای این مساله، پرسش بسیار نگران کننده ای را حول این موضوع برمی انگیزد.

قبل از هر چیز، اطلاعات حساس که ظاهرا با شرایط فوق العاده، و رعایت حدود بی سابقه ای از محرمانه نگه داشتن اطلاعات میان ایالات متحده و اسرائيل مبادله می شده است، به مسخره گرفته شده. در واقع، روشن است که ایالات متحده باور ندارد که اسرائيل در ارائه اطلاعات محرمانه، همکاری کامل بکند. (روز یکشنبه متوجه شدیم که ایالات متحده و بریتانیا حتی بر آزمون های موشکی دفاعی ما نیز جاسوسی می کرده اند). در واقع، ایالات متحده به طور مرتب به عملیات جاسوسی علیه دولت اسرائيل اقدام می کند. در واقع، اگر اسرائيل به تهدیدهای مکرر خود مبنی بر حمله به تأسیسات اتمی ایران عمل می کرد، ایالات متحده همزمان از آن با خبر بود. آدم می ماند که در چنین صورتی، آمریکا، که مخالف چنین حمله ای است، وقتی ابزار جاسوسی اش اطلاع می دادند که اسرائیل خیز برداشته که حمله کند، چه اقدامی می کرد؟ دقیقا چه قدمی برمی داشت؟

دقیقا همین واقعیت که اکنون، ما به این جاسوسی واقفیم، اشاره به یک مورد ناخوشایند دیگر دارد. این آمریکایی ها و انگلیسی های زرنگ، تصور می کردند اطلاعات محرمانه اسرائیل را برای منافع خود هک می کنند. اما، اکنون معلوم شده که درهای اطلاعات محرمانه ایالات متحده نیز باز بوده اند – باز بوده اند تا کسانی نظیر ادوارد اسنودن به آن دست بیابد. پس این تنها مقامات امنیتی ایالات متحده و بریتانیا نبوده اند که می توانسته اند به فیلمبرداری ها و مبادلات اطلاعاتی محرمانه نیروهای هوایی دسترسی داشته باشند. هرچه که اسنودن به آن دست پیدا کرده، الان در اختیار تمام مردم دنیا نیز هست.

در نهایت، اگر ایالات متحده و بریتانیا بتوانند به مبادلات اطلاعاتی فوق محرمانه نظامی اسرائيل دست پیدا کنند، می توان حدس زد که نیروهای مخاصم هم می توانند. سال ها پس از این که ماها همه، به خاطر قابلیت های پیچیده ویروس استاکس-نت که سنتریفیوژ ایران را طوری به شتاب انداخت که همه به هم خوردند و روی هم ریختند و ظاهرا برنامه تسلیحات هسته ای ایران چندین ماه به تاخیر افتاد، به همدیگر خسته نباشید گفتیم، می توان با اطمینان ادعا کرد که تهران نیز تمام توان خود را صرف کسب مهارت در هنر سیاه جنگ سایبری کرده باشد. و اسرائيل آن بالای لیست هدفگیری اش قرار داشته باشد.

در ۱۹۹۷، حزب الله خوراک اطلاعاتی رمزگذاری نشده یکی از هواپیماهای بدون سرنشین اسرائیل را هک کرد و در نتیجه توانست طی حمله ای به لبنان، به واحد اعضای ارشد شایتت ۱۳ نیروی دفاعی شبیخون بزند، و ۱۲ سرباز اسرائیلی را به قتل برساند. رمزگذاری نشدن آن خوراک اطلاعاتی، خود یک آبروریزی بود. این که روند رمزگذاری، که بعد از این فاجعه، توضیح داده شد، آشکارا نامناسب بود، خود یک جوک بیمزه مرگبار بود.

اگر اسرائيل توانایی حفاظت محرمانه ترین اطلاعات خود را از دوستان خود ندارد، پشت آدم می لرزد وقتی که به آسیب پذیری ما در مقابل دشمنانمان می اندیشد.

موش و گربه در مرز غزه
آبروریزی بزرگ هک متفقین، تنها ماجرای هفته نبود که از ضعف شدید ما در تجهیزات امنیتی خبر داد.
هنوز هجده ماه از آخرین باری که به جنگ با حماس کشیده شدیم نگذشته که رهبران اسلامی غزه اعتماد به نفس خود را برای جنگی دوباره با ما بازیافته اند. نخست وزیر پیشین ایشان، اسماعیل هانیه روز جمعه این هفته با غرور اعلام کرد که تولیدت موشکی به خوبی پیش می رود – ما خود از روی آزمون های پی در پی در مدیترانه می دانیم که حماس موشک های خود را با پرتاب به سوی مدیترانه آزمایش می کند – و می دانیم که حفر تونل با سرعت بی سابقه ای پیش می رود.

با تمام قول هایی که داده شد که اسرائیل نوپای برتر خبره بالاخره راه حلی برای تهدید تونل های ترور خواهد یافت، یکبار دیگر اسرائيل در تله موش و گربه بازی در مرز غزه افتاده است. تاریخ، خود را به شکل مضحکه ای خطرناک تکرار می کند، و در حالی که حفارهای حماس آن زیر حفاری می کنند، ساکنان منطقه مرزی غزه در اسرائيل، یک بار دیگر احساس می کنند زمین زیر پایشان می لرزد.

در جنگ پیشین، حماس نتوانست از تونل های مرزی خود استفاده کامل بکند. نتوانست صدها مردی را که بسیج کرده بود به داخل اسرائیل بفرستد، تا پایگاه های دشمن را تصرف کنند، چه کیبوتز چه موشاو، و توازن قدرت را میان ما کاملا به هم بریزند. از آن زمان تا بحال به سختی کوشیده است تا شانس خود را برای حمله ای خانمان برانداز در دور تازه زد و خوردها افزایش دهد. و تکلیف اسرائیل چیست؟ اسرائیل هیچ وقت نتوانست حتی بودجه کافی برای تامین مالی دستگاهی نظیر گنبد آهنین، تهیه کند تا مشکل تونل زدن را حل کرده باشد.

از دست دادن اعتبار
در همین حال، فرانسه راه تازه ای پیدا کرده که گفتگوهای صلح از سر گرفته شود، و تهدید می کند که اگر این تلاش نیز به شکست بینجامد، که خواه ناخواه به شکست خواهد انجامید، دولت فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت:‌ چه انگیزه ای از این بهتر برای لجبازی فلسطینی ها، که بدانند در صورت شکست مذاکرات شما دولتشان را به رسمیت خواهید شناخت. فرانسه این را خوب می داند.

شاید اگر نخست وزیر راضی می شد رسما شهرک سازی را در مناطقی که اسرائیل می داند تحت هیچ توافقی، در درازمدت متعلق به وی نخواهد بود، متوقف کند، تناوب ادعای وی در حمایت از راه حل دو دولت برای دو ملت، در نظر جامعه جهانی اعتبار بیشتری می داشت، و شتاب روزافزون انزوای بین المللی اسرائيل، کاهش می یافت، و می توانست با موفقیت بیشتری امثال فرانسه را قانع کند که با رهبران فلسطین، که طالب مجوز بازگشت اند، تاریخ قوم یهود را انکار می کنند، و موج ترور به راه انداخته اند، شراکت در دولت، آسان نیست، و به رسمیت شناختن این دولت امنیت اسرائيل را به خطر می اندازد.

پایان جالبی خواهد بود اگر بگوییم، پس از نشست سه جانبه نتانیو در هفته ای که گذشت، دست کم قبرس را داریم. مشکل این است که با فناوری نیروی هوایی سلطنتی که در کوه های ترودوس، نزدیک المپ، کار گذاشته شده، ایالات متحده و بریتانیا مشغول خواندن مبادلات اطلاعاتی نیروی هوایی ما هستند. به همین خاطر، بهتر است بگوییم که قبرس و یا اگر دقیق تر باشیم، مستاجران آمریکایی و بریتانیایی اش، ما را دارند.