در اوت سال ۲۰۱۲، پس از آنکه بریتانیا نخستین مدال طلای خود را در المپیک لندن برد، شهردار وقت پایتخت انگلستان، بوریس جانسن از روی شادی، پرچم انگلیس در دست، سوار نقاله شد. متأسفانه این ابتکار برای جانسن، که روزنامه نگار تحصیل-کرده دانشگاه های ایتن و آکسفورد و نماینده محافظه-کار مجلس و تاریخدانی آشفته حال است، خوب پیش نرفت؛ شهردار میان زمین و آسمان و در ارتفاع ۶ متری زمین، روی سر جمعیت تماشاگران کیفور، معلق ماند و درخواست نردبان کرد.

این وضعیت مضحک می توانست سر خیلی از سیاستمداران بیاید: رهبر حزب مخالفان، حزب کارگر، اد میلیبند هنگامی که موفق نشد یک ساندویچ بیکن را با آداب معین صرف کند، در آخرین انتخابات عمومی سال گذشته بریتانیا تقریبا نابود شد. اما بوریس که پیش از آن از رسوایی های متعدد در خصوص زندگی شخصی و صداقت روزنامه-نگاری جان به در برده بود، به این پا-در-هوا ماندن روی نقاله پارک المپیک اهمیت خاصی نداد.

همکار و رقیب جانسن، دیوید کامرون که وی نیز تحصیل-کرده ایتن و آکسفورد است، با چاشنی کنایه تصدیق کرد که این افتضاح سر هر کس دیگری آمده بود، باید حرفه اش را می بوسید و می گذاشت کنار. نخست وزیر گفت: «هر سیاستمدار دیگری هر جای دنیا روی نقاله گیر می کرد، فاجعه بار می آورد. برای بوریس اما این یک شاهکار مطلق بود».

و سخنگوی جانسن نیز بی-پروا گفت شهردار برنده مدال طلای تفاسیر هنری نخواهد شد. المپیک به نفع انگستان پیش رفت. جانسن دو دوره شهردار لندن بود، و سال گذشته یک-راست به مجلس بازگشت، و هفته گذشته با شگفتی تمام کارزار موفق خروج انگلستان از اتحادیه اروپا را به سرانجام رساند و انگلستان با ۵۲ به ۴۸ درصد رأی به خروج از اتحادیه اروپا داد.

نامزد جمهوری خواهان برای ریاست جمهوری، دونالد ترامپ ۱۹ فوریه ۲۰۱۶ در حال سخنرانی در تجمع کارزاری در چارلستون شمالی کارولینای جنوبی.

نامزد جمهوری خواهان برای ریاست جمهوری، دونالد ترامپ ۱۹ فوریه ۲۰۱۶ در حال سخنرانی در تجمع کارزاری در چارلستون شمالی کارولینای جنوبی.

شک دارم که دونالد ترامپ می توانست از پس این شرایط تحقیرآمیز بربیاید. شک دارم که ترامپ در مقایسه با جانسن دلقک-مأب راضی می شد تا آگاهانه از خود یک مسخره تمام-عیار بسازد، یا خودش را توی دردسر حادی بیاندازد، و حتی اگر چنین می شد، افتضاحی که به بار می آمد به این سادگی ها از بین نمی رفت. اما خب من حتی تصور هم نمی کنم که ترامپ از همان ابتدا هوای سوار شدن به نقاله می کرد.

اما ترامپ یک وجه مشترک با جانسن دارد و آن توانایی تثبیت شده هر دوی آنها در کم-اهمیت-نشان-دادن فجایعی است که اگر برای اکثر سیاستمداران روی می داد نابودشان می کرد. در طول کارزار ریاست جمهوری، ترامپ تقریبا به همه توهین کرده، از زنان گرفته تا قهرمانان جنگ. اکنون اما، این مشتاق بی-آبروی خواهان سکونت در کاخ سفید، که کلا قرار نبود در رقابت ها دوام بیاورد، و قطعا قرار نبود نامزد جمهوری خواهان بشود، و حالا، اصلا نخواهد توانست ریاست جمهوری را ببرد، در زمان نوشتن این سطور، با تکیه به همان تنزل جایگاه وی در نظرسنجی ها و عدم توانایی وی در سازمان-دهی و نداشتن پول، با هدف خود، تنها یک رسوایی تازه کلینتون فاصله دارد.

نیازی به اغراق درباره تشابهات جانسن و ترامپ نیست. جانسن که حالا قویا بنا دارد جای کامرون را بگیرد (کامرونی که پس از فاجعه خروج انگلستان، استعفا کرده)، تیزهوش تر از آن است که رأی-دهندگان باور دارند، در حالی که ترامپ خیلی کمتر از آنی که خود فکر می کند، باهوش است. اما این دو، افزون بر مدل مسخره مو و استعداد خبرنگار-جذب-کن و توانایی به زبان آوردن حرفی که مخاطب می خواهد بشنود حتی اگر مخالف گفته قبلی شان باشد، در چیزی مشترکند که اهمیت بالایی دارد: آنها (ترامپ مایه-دار، به شکلی غریب، و جانسون آقازاده، به شکلی احمقانه) خود را شخصیت هایی ضد-تشکیلات و جاذب رأی مخالفان می دانند، رأی آنهایی که اطاعت از حکومت پدرسالار را خوش ندارند. ترامپ و جانسون کاراکتری ضد-نامزد دارند، و به همین خاطر بیش از دیگران [برای نامزدی ریاست جمهوری] ‌جذاب به نظر می رسند.

نخست وزیر انگلستان دیوید کامرون و همسرش، سامانتا، ۲۴ ژوئن ۲۰۱۶ پس از سخنرانی کامرون برای رسانه ها به شماره ۱۰ خیابان داووینگ باز می گردند.

نخست وزیر انگلستان دیوید کامرون و همسرش، سامانتا، ۲۴ ژوئن ۲۰۱۶ پس از سخنرانی کامرون برای رسانه ها به شماره ۱۰ خیابان داووینگ باز می گردند.

دمکراسی، همانطور که قهرمان جانسون، وینستون چرچیل تعریف خلاصه ای از آن داده، «به استثنای دیگر شکل های حکومت، بدترین شکل حکومت است». مخالفان نومید جانسون و ترامپ، که از بی-رغبتی آزاردهنده رأی-دهندگان برای انتخاب گزینه «درست» گیج و سرخورده شدند، احتمالا حالا مانده اند که آیا آن برخی اشکال دیگر حکومت، گزینه های بهتر نیستند؟

گرچه کارزار شکست-خورده «ماندن [بریتانیا در اتحادیه اروپا]» حالا ۳ میلیون امضا برای رأی-گیری دوباره جمع کرده، و گرچه آمار جستجوی گوگل درباره هدف اتحادیه اروپا و عواقب ترک آن پس از برگزاری این همه-پرسی افزایش یافته، اما ارباب-منشانه و احمقانه است که تلاش کنیم تا این ۵۲ درصد را احمق های سطحی-نگری بدانیم که از سر نفع شخصی رأی داده اند؛ خواه به این خاطر که تنگناهای اقتصادی مستقیما بر آن تاثیر گذاشته یا از مهاجرت اروپایی های شرقی و پناهجویان بالقوه خاورمیانه نگران بوده اند، یا به این خاطر که هیچوقت جانی فورینر و این قاره را دوست نداشتند.

به همین نحو، جان-سختی سیاسی نامنتظره ترامپ، زاده نومیدی جامعه رأی-دهندگان آمریکایی است؛ نومیدی اقتصادی و مهاجرت و خشم آنها از نحوه اداره دغدغه های امنیتی و تروریستی دولت اوباما.

وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده هیلاری کلینتون در یک هواپیمای نظامی سی-۱۷ که از مالتا عازم لیبی و مشغول وارسی موبایل خویش است.

وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده هیلاری کلینتون در یک هواپیمای نظامی سی-۱۷ که از مالتا عازم لیبی و مشغول وارسی موبایل خویش است.

این رأی-دهندگان معترض، با وجود جانسون و ترامپ، دو نامزد رنگارنگ و رک-گو و ظاهرا بی-پروا دارند، قهرمان هایی دارند که حس می کنند در دسترس هستند، رهبران آینده ای دارند که رأی-دهندگان فکر می کنند با جرات حرف می زنند و بنابراین موثق تر هستند. در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اما رقیب ترامپ، هیلاری کلینتون، گویی به مثابه عصاره بی-تفاوتی و شیادی تشکیلاتی، آنیموس فوق-العاده ای را جذب می کند. من تازه از ایالات متحده بازگشته ام و خدا می داند چه تعداد آدم به من گفتند از سر وحشت به این فکر می کنند که در انتخابات ریاست جمهوری اصلا رأی ندهند چون گرچه ترامپ را متعصب و سکسیست و نامسؤول می دانند، اما از کلینتون نامعتمد و فاسد نیز بیزارند.

با علم به این که بنیامین نتانیاهو دومین نخست وزیر اسرائیل است که مدتی طولانی در این منصب بوده، خنده دار است که توانسته خود را شخصیت ضد-تشکیلاتی جا بزند. در مورد وی، در مورد اسرائیل، این ایالات متحده و اتحادیه اروپا و سازمان ملل و باقی تشکیلات جهانی است که وی را قادر به انجام چنین کاری ساخته است.

نخست وزیر بنیامین نتانیاهو (چپ) و رهبر اتحاد صیونیستی ایتسخاک هرتزوگ ۲۰ ژانویه ۲۰۱۴ در کنست.

نخست وزیر بنیامین نتانیاهو (چپ) و رهبر اتحاد صیونیستی ایتسخاک هرتزوگ ۲۰ ژانویه ۲۰۱۴ در کنست.

رأی-دهندگان جانسونی-[انگلستان-]خروجی انگشت وسط شان را به کامرون و مقامات بی-هویت اتحادیه اروپایی (و رئیس جمهور باراک اوباما) که از آنها می خواستـ(ند) تا در اتحادیه اروپا باقی بمانند، نشان دادند. بسیاری از حامیان نتانیاهو وی را به این خاطر تمجید می کنند که همان انگشت را به دولت اوباما و گروه چهار خاورمیانه و همه خوش-نیت هایی نشان می دهد که می پندارند بهتر از حامیان نتانیاهو می دانند که نفع اسرائیل کجا است. جانسون به بریتانیایی ها می گفت که در برابر بورکرات های بی-هویت بروکسل ایستادگی کنند. ترامپ به آمریکایی ها می گوید کشورشان را از چنگ رهبری نالایق و صحیح گرایی سیاسی که برای مهار ناخوشی های ایالات متحده از عقلم سلیم برخوردار نیستند، نجات می دهد. نتانیاهو به اسرائیلی ها می گوید با کله-شقی تمام علیه فشارهای بین المللی که اسرائیلی ها را در معرض بدترین خطرها قرار می دهد، ایستادگی خواهد کرد.

شخصا متأسفم که می بینم بریتانیا اروپا را ترک می کند چون همکاری با-ثبات انگلستان و فرانسه و آلمان، به سود جهان آزاد و آزادی آینده آن است. اما تعجیل نمی کنم و به عقل جمعیت انبوهی که به خروج انگلستان رأی دادند شک نمی کنم. ما تحلیلگران و کارشناسان، که نشان داده ایم قادر به پیش-بینی کردن اکثر پیشرفت های زمین-لرزه ای سیاسی نیستیم و اکثرا نمی توانیم آنها را حتی وقتی در حال وقوع است درک کنیم، درس های زیادی داریم که باید از این تحقیرشدن بگیریم.

رهبر حزب کارگر انگلستان اد میلیبند در حال خوردن ساندویچ بیکن، می ماه ۲۰۱۴

رهبر حزب کارگر انگلستان اد میلیبند در حال خوردن ساندویچ بیکن، می ماه ۲۰۱۴

باورش سخت است که ترامپ در مقایسه با کلینتون مهارت بیشتری در اداره آمریکا از خود نشان داده است. اما فقط ۳۵ سال از زمانی که ایالات متحده با انتخاب یک بازیگر فیلم های درجه دو به عنوان مهمترین فرد این کشور بساط خنده دیگران را فراهم کرد می گذرد، و حالا به شهرت امروزه رونالد ریگان نگاه کنید.

در رابطه با موفقیت مدام نتانیاهو باید گفت وی یک سیاستمدار بسیار ماهر است که در روزهای پایانی کارزار سال گذشته، از ایتسخاک هرتزوگ و نفتالی بنت بهتر عمل کرد. اما زمانی که پای اصول وجودی [اسرائیل] در میان باشد، عملکرد وی به همان خوبی نیست. اما انتخاب نتانیاهو نوعی رأی اعتراضی بود، اعتراض به اکثر رسانه ها و دانشگاه ها و دیپلماسی محلی و بین المللی، یعنی ناقدان اسرائیل بود.
پیروزی بوریس جانسون و ماندگاری دونالد ترامپ در رقابت ها اما به سپاه جایگزین های آینده نتانیاهو نشان می دهد که رأی-دهندگان دوست ندارند دست نوازش به سرشان کشیده شود و به آنها گفته شود که بزرگترها بهتر می دانند. آنها می خواهند شاداب و پرانرژی باشند. دل شان کمی رنگ و لعاب هیجان می خواهد. می خواهند احساس کنند که رهبران آینده شان آماده جفتک-انداختن علیه خرد مرسوم هستند.

این امر اما مستلزم لودگی به سبک بوریس یا توهین به سبک ترامپ نیست. بل مستلزم ایجاد کمی تنوع در برقراری ارتباط با عموم است که این دو به خوبی از پس آن برآمده اند. نتانیاهو سوار نقاله نشد، اما موج-سوار خوبی در فیسبوک است و سال گذشته در کارزارهای تبلیغاتی هیجان انگیزی حضور داشته است؛‌ هرتزوگ را در حالی پشت سر گذاشت که یک ساندویچ بیکن استعاری دست گرفته بود.