دومین مسابقه بین المللی کاریکاتور هولوکاست در ایران در حالی برگزار می شود که مسئولین نظام بر سر آن حسابی به جان هم افتاده و به صورتی که انگار می خواهند همدیگر را تکه تکه کنند، مدام دندانهایشان را نشان هم می دهند…! و این در حالی ست که یکی از گرگهای گله شان کمی مهربان تر شده و این بار قصد دریدن ندارد… گویی یا طعمه به مذاقش خوش نیامده و یا دندانهایش کُند شده اند. که البته می توان حالت سومی هم برایش در نظر گرفت که همانا پوشیدن لباس میش است برای فریفتن گوسفندان.

پرده اول: گرگِ به تازگی مهربان شده ماجرا کسی نیست جز شخصِ شخیصِ وزیر امور خارجه ی “ویران خانه ای به نام ایران” که طی یک فرمایش متفاوت، با قاطعیت اعلام کرده است که: «همانا ما از نمایشگاه کارتون هولوکاست در ایران حمایت نمی کنیم و دولتِ ایران که البته همان دولتِ تدبیر و امیدِ شماست… مسئول برپایی چنین نمایشی نیست و کنترلی بر سازمان های غیر دولتی برگزار کننده این نمایشگاه ندارد». و موکدا اظهار داشت که خود و آقایش “حسن خان روحانی” در این نمایشگاه شرکت نخواهند کرد.

و بدین سبب پرچم بنفشِ گرگِ بزرگِ نوانخانه ی “دُن کیشوتِ بزرگ، پدر خوانده ی مهربان، حاج سید حسن” را بر فراز قله های رفیع انسانیت به احتزاز در آورده، تا باری دیگر فرزندانِ این نوانخانه را که “هر از گاهی صرفا از سر علاقه چندی از آنان را در گور می کند تا فقط ادب بشوند”، به آغوش مامِ مهربانِ میهن که همانا “سَن سید علی مقدس” است… باز گرداند…!

این جنابِ ظریفِ مهربانمان که البته ظرافت از طبعِ بلندِ مبارکشان می بارد، طی مصاحبه ای با یکی از همین جرایدِ “بِلادِ کفرِ دوم” که همان آمریکای خودمان است، عدم حمایت دولتِ تدبیر و امید از برگزاری چنین نمایشگاهی را که مُبلغِ تنفر نژاد پرستانه و خشونت هست اعلام کرده و فرموده اند: «بر مبنای قدرتمان به کسانی که می خواهند در این نمایشگاه شرکت کنند ویزا نمی دهیم تا بتوانیم از این طریق از ابراز خشونت جلوگیری نماییم». و با آوردن مثالی بدین قرار که «چرا در آمریکا گروه کوکلاکس کلان وجود دارد؟ آیا دولت آمریکا مسئول چنین سازمانی ست که مُبلغِ تنفرهای نژاد پرستانه هستند؟»، دستان خود و یارانش را بسان “جنابِ پیلاطسِ عزیز” شسته و بدین صورت در “بوقِ جناب اسرافیل پاشا” دمیده و اعلام داشتند که همانا ما از این گناه مبرا بوده و دستهایمان بسان جیب هایمان پاکِ پاک است…!

حال بگذارید برویم سرِ اصل مطلب که همانا نمایشگاهی ست که جهتِ تخریب وجهه یک واقعه جنایتکارانه تاریخی، قرار است برگزار شود… واقعه ای که در جنگ جهانی دوم که طی آن یازده میلیون انسان که شش میلیون از آنها را یهودیان تشکیل می دادند، به دست نژاد پرستان آلمانِ نازی به صورت دسته جمعی و با هدف “نسل کُشی یهودیان” کشته شدند. یهودیانی که در آن زمان دو سوم جمعیت اروپا را تشکیل می دادند و تنها به گناهِ “نژاد، مذهب و ملیت شان” شکنجه و قتل عام شدند. جنایتی که در تاریخ بشریت ثبت شده و مُهری ست بر کارنامه ی وحشیانی به نامِ انسان که تنها نامی را بر دوش می کشند که از معنای آن هیچ درکی ندارند.

این نمایشگاه که به گفته “مسئولینِ نظامِ مقدس جمهوری اسلامی” با هدف به چالش کشیدن کُشتار یهودیان در دوران جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن در دوران کنونی قرار است برگزار شود، تنها با یک هدف آغاز به کار کرده و آن چیزی نیست جز تخریبِ وجهه این واقعه تاریخی و اعطای نمودی دیگر به آن… چنانکه آقایان خوش دارند. که البته باید بگویم این اولین بار نیست که دوستانِ قدیسمان دست به چنین اعمالی می زنند. چنانچه اگر به یاد داشته باشید سعید امامی معاون امنیتی وزارت اطلاعات ایران در سال 75 مدعی بر این بود که “به مدارکی دست پیدا کرده که گواه آن است که یهودیان کشته شده در این واقعه تنها 250 هزار نفر بوده اند و رقم شش میلیون یهودی کشته شده حرفی جفنگ است”… که البته ناگفته نماند خودش هم در پی خود شیرینی ها و دُم تکانی هایش برای “پدر خوانده اعظم” چندی بعد چنان کله اش زیرِ آب شد که خودش هم به همین جفنگیات پیوسته و روحش در کنارِ ملائکه بر عرشِ آسمان همچنان دارد بال بال می زند…!

این نمایشگاه که مسابقه ای ست برای قهرمانی هر آنکه بهتر این واقعه را سرکوب کند، پیشتر نیز طی ده سال گذشته و از سوی روزنامه همشهری و خانه کاریکاتور ایران برگزار شده بود. که البته آن زمان در پی اعتراض به انتشار کاریکاتوری از “پیامبر مسلمانان” در دانمارک صورت گرفته بود که به سبب آن، کشورهای اسلامی به شرحه شرحه کردن پیراهن هایشان و چنگه چنگه نمودن گیسوانشان پرداخته و فریادِ “هَل مِن ناصرِ ینصرنی” سر داده که در پی این اقدام اعتراضی که داشت به جیرئیل مقدس پیوندشان میداد، “قدیسانِ پرچم دار اسلام” در ایران به پا خواسته و دستِ یاری به سویشان دراز نمودند تا نگذارند اسلام بیش از این به خطر بیافتد..!

که با راه اندازی یک پروژه و با هدف سرکوبِ “مردمانِ بلادِ کفرِ اول” که همانا اسرائیل خودمان است، با برگزاری یک نمایشگاه کاریکاتور با مضمون هولوکاست، دست به تخریب وجهه تاریخی آنان زده…!

که البته ما را از ارتباط این دو مسئله فهمی نیست… چرا که درایت و درکی مافوقِ بشری می خواهد که تنها ایشان از آن برخوردارند.

آری… این بار نیز قرار است نمایشگاهی با همین مضمون و همین هدف در کشورمان برگزار شود، اما در حالی که بنابر قوانین ایران “توهین به دیدگاه ها و اعتقادات” جایز نیست و به سبب همین قانون می بایست از صدور مجوز برای برگزاری آن جلوگیری شود. ولی همانگونه که ظریفِ دلبندمان نیز اشاره کردند “چنین نمایشگاه هایی نیاز به مجوز ندارد”…! بلی، نیاز به مجوز ندارد. چون در راستای اهداف شوم و ضد انسانی رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه انجام می شود و نفعی دیگر از مجمع منافعشان را تامین می کند. آخر مگر می شود کاری به جهت پشتیبانی از اسلام و ضدیت با هر آنچه از اسلام نیست انجام شود و اجازه بخواهد؟! اصلا شدنی نیست… بد می دانند. فقط نیاز به کمی ماله کشی ست تا “پیلاطسِ مقدسِ زمان” از گناهش مبرا شده و به جهانیان بگوید که تقصیرِ من نبود و گروهی خودسر این عملِ شنیع را انجام داده اند. که البته جنابِ ظریفِ عزیزمان، یار گرمابه و گلستانِ “دُن کیشوتِ مقدس، حاج سید حسن” بارِ این زحمت را چنان صلیبِ مسیح بر دوش گرفته و دستها و پاهایش را به میخ های وزرای گرانقدر سپردند تا در کوچه های تهران به دفاع از عصمتِ مادر خویش برخیزد ولی نگذارد دودمان پدر خوانده ی عزیزش بر باد رود…!

و اما در پرده دوم نمایش: در این قسمت از ماجرا با واکنش جالبِ سخنگوی وزارتِ تقریبا محترم ارشاد مواجه ایم، چنانکه با دندانهای تیزشان که این بار چنان صیقل یافته اند که گویا می خواهند دیوارهای تک تکِ کوچه های اورشلیم را گاز بگیرند، با منفور خواندن اسرائیل و یاد کردن از آن به عنوان “رژیم صهیونیستی” و صد البته ابراز نفرت خود از یهودیان (که البته عقده ای دیرینه در میان مقامات جمهوری اسلامی ست که اگر فروید هم زنده بود از درمانش عاجز شده و عطای علم روانشناسی را به لقایش می بخشید)، گفته اند: «تمام آزاد اندیشان جهان از این رژیم نفرت دارند و همه ی هنرمندان این نمایشگاه می گویند که چرا هزینه قتل عام یهودیان در غرب را باید مسلمانان بپردازند؟ ما در این نمایشگاه می‌ خواهیم نشان دهیم که نژاد پرست‌ ترین، منفورترین و خشونت‌ طلب ‌ترین نژاد در دنیا رژیم صهیونیستی است و ما می‌ خواهیم شاکله هولوکاست که در این رژیم است را مطرح کنیم».
و همچنین در پی تمامی این اندازه اظهارات ارادتمندانه خویش، در صدد دریدن وزیر امور خارجه با ظرافتمان نیز برآمده و گفته اند: «از صحبت های جنابِ ظریف سوء برداشت شده و برنامه کاریکاتورهای هولوکاست مورد حمایت ما است. ما بحث نژاد پرستی را به شدت نفی می‌ کنیم و اینکه ایشان ما را با نژاد پرستان مقایسه کرده ‌اند مقداری از عزتی که ما را به عنوان اُم القرای کشورهای اسلامی می ‌شناسند، به دور است. یعنی از ایشان انتظار نمی‌ رفت که در برابر چنین مبحثی که بر پایه دفاع از مردم مظلوم دنیا است، این طور تند واکنش نشان دهند. کاش کسانی به عنوان مشاور در کنار دکتر ظریف بودند تا او را از این مسئله آگاه کنند».

و جالب اینجاست که در راستای گفته هایشان لُنگِ مبارک خود را نیز از جیب در آورده و برای پاک کردنِ ذهن مشوش شده مردم، فرموده اند: «هدف مسئولان برگزار کننده این نمایشگاه اثبات یا نفی هولوکاست نیست، بلکه مسابقه ای بین هنرمندان کاریکاتوریست کشورهای مختلف است و به صورت مردمی برگزار می شود».

و البته این شوالیه ی جنگجو و شجاع به این میزان اظهار فضل بسنده نکرده و در ادامه موعضه هایش مدعی بر این شده است که انجام هر برنامه سیاسی و فرهنگی در کشور توسط تشکل ها و سازمانهای مردم نهاد به معنای تایید دولت نیست، چرا که ممکن است برخی از این اقدامات سیاسی و فرهنگی در کشور انجام شود که دولت آنها را قبول نداشته باشد. ولی ما نظام مردم سالار و دولتی فرا جناحی داریم و قطعا ظرفیت این نظام و دولت تا اندازه ای بالا است که اجازه دهد سلایق و اندیشه های مختلف سیاسی و فرهنگی در جامعه مطرح شود و این امر نشان دهنده دموکراسی و آزادی بیان و عقیده است که در چهارچوب قانون اساسی آن را قبول داریم و آشکار است که برخی از جریانات سیاسی و فرهنگی به برکت آزادی بیان و عقیده در کشور فعالیت می کنند».

بلی، البته که ایشان درست می گویند… آنقدر در نظام مقدس جمهوری اسلامی آزادی بیان و عقیده هست که به برکتِ آن، 38 سال است زندانها و قبرستانهای کشور آنقدر پُر شده اند که دیگر جای سنگ انداختن هم ندارند و برای بیشتر کردن فضای آنها به زیر زمینِ خانه های آقایان و آقازاده ها و بیابان ها پناه برده اند… و صد البته که نمی توان کُشتارهای دسته جمعی مخالفین انقلاب را هولوکاستی دیگر خواند و بر گردن این قدیسان متبرک انداخت، که به طور قطع می توان گفت که مثلا در سال شصت و هفت 5000 هزار تن مخالف نظام که به دار آویخته شدند، خودشان خودکُشی کردند و دستانِ پُر مهر و سخاوتمندانه ی این قدیسان از خون آنها پاکِ پاک است…!

در پرده سوم این نمایش نیز: دبیر نسبتا محترم نمایشگاه هولوکاست با وزیر محترم ارشاد هم آوا شده و با دندانهایی تیز تر از او به مصاف جناب ظریف رفته و وزیر امور خارجه را از حضور در چنین نمایش باشکوهی محروم نموده و چنان چون کودکی پنج ساله پای بر زمین کوبیده و گفته اند که ما اصلا ایشان را دعوت نمی کنیم…! ایشان حتی نمی‌ دانند که در دولت چه ماجراها و مباحثی وجود دارد. که اگر یک آشنایی حداقلی با زیرمجموعه ‌های وزارتخانه ‌ها داشتند این مسئله را به این صورت مطرح نمی ‌کردند».

این جناب طباطبایی دلبندِ آقا در ادامه اظهار فضلشان فرموده اند که «وقتی ما بحث هولوکاست را مطرح می‌ کنیم اساسا به دنبال این هستیم که حمله “رژیم صهیونیستی” به فلسطین را یادآوری کنیم و همانطور که می دانید هولوکاست به معنی تحت‌ الفظی یعنی کشتار جمعی و در حال حاضر نیز ما شاهد هولوکاست ‌های معاصر هستیم که در جای جای دنیا مثل عراق، یمن، سوریه، غزه و … در حال رخ دادن است. در خصوص بحث یهودستیزی هم که از طرف برخی‌ ها درباره این نمایشگاه مطرح شده بود، باید بگویم که کوفی عنان زمانی به شدت با این نمایشگاه مخالفت کرد و این خشم توسط یکی از نمایندگان کلیمی‌ ها نیز مطرح شد اما ما آنها را به دیدن آثار دعوت کردیم و پس از آن متوجه شدند که هیچ اثری مبنی بر یهودستیزی در این نمایشگاه وجود ندارد بلکه تمام کارها در مقابله با “رژیم صهیونیستی” هستند».

و البته باید این نکته را در نظر گرفت که به طور قطع در همه جای دنیا این هولوکاستی که مد نظر ایشان است جریان دارد ولی در ایران هرگز چنین نیست… و مبادا خدای ناکرده گمان برده شود که در این خصوص حتا کلمه ای دروغ بر زبان ایشان آمده است…!

آری… قطعا همین گونه است که آقایان می فرمایند. آنها اصلا و ابدا قصد بر یهودستیزی و دشمنی با یهودیان را ندارند…! ولی نمی دانم چرا از نماز صبحی که به کمر مبارکشان می زنند تا شامگاهان که با رویای نابودی اسرائیل به خواب می روند، اینقدر بر فرق سر خود کوبیده و مرگ بر اسرائیل می کنند؟! مگر نه این است که قوم یهود همان قوم اسرائیل است که از هزاران سال پیش در تاریخ تمدن بشریت ثبت شده است؟ مگر نه اینکه فرزندان قومی اند که از موسی تا به امروز برجای مانده اند و در سرزمینی با نام قوم خودشان “قوم اسرائیل” زندگی می کنند؟ کجای تاریخ نوشته شده است که موسی قومش را به دو نیم کرده و گفته است که نیمی یهودی و نیمی اسرائیلی هستید که اینها با چنین اعتماد به نفسی ادعای دو دستگی آنها را دارند و اینگونه با وقاحت تجزیه شان می کنند؟!
و چگونه است که بدین سان سنگِ عربهای غاصبِ سکنی گزیده در آن سرزمین را بر سینه خود کوبیده و با عَلَمِ حسین که البته با پارادوکسی مُدرن در رکابِ جنابِ یزید قرار گرفته، در پی احقاق حقوق آنان برآمده اند؟! تا جایی که با وقاحت نژاد پرستی را محکوم می کنند اما سعی بر سرپوش گذاشتن بر جنایتی نژاد پرستانه را دارند و با اجرای نمایشی نمادین برای به انحراف کشاندن ذهن جهانیان، می خواهند هنر را نیز دستمایه اهداف نژاد پرستانه و جنایتکارانه خود و اجدادِ مسلمانِ خود نمایند. اما مگر نه اینکه همان اجداد “قدیس نمای” خودشان بودند که گله گله آدم کُشتند و بُردند و غارت کردند و حتا از تجاوز به زنان مظلوم نیز دریغ نکردند؟ و حال بازماندگان همان قلدران و آدم کُشان در سرزمینی جولان می دهند که هزار و اندی سال پیش توسط اجدادشان غصب شد و چون زالویی، ذره ذره خون مردم ایران را می مکند و روانه قبرستانهایشان می کنند. و حال به همین هم بسنده نکرده پای از گلیم خودشان درازتر نموده و سینه زنِ مردمانی شده اند که اصلا ربطی به آنها ندارند تا در سایه عَلمِ یزیدِ دوران که همانا پدر خوانده محترم ملت است که مادرِ ملت را به عزای فرزندانش نشانده است، بیش تر از پیش بتازند و عرض اندام کنند.