در خبرها خواندم مثل همه، که قرار است مسابقه/نمایشگاه کاریکاتور هولوکاست در تهران برقرار شود. فراخوانی جهانی هم برای شرکت در این مسابقه و با وعده جایزه هم داده شده. جناب ظریف هم در مصاحبه ای در چند و چون این مسابقه اظهار کرده اند که دولت این کشور هیچ کنترلی بر مسابقه های کاریکاتور هولوکاست ندارد و سازمانی غیر دولتی نمایشگاه را برگزار می کند که نیاز به مجوز برای انجام آن ندارد و وزارت خارجه تنها قادر است روادید صادر کند، و آن دیگر اینکه دولت به آن دسته از کارتونیستهای خارجی که قصد حضور در نمایشگاه هولوکاست را دارند ویزا اعطا خواهد کرد اما عدم دعوت از افرادی که اشاعه خشونت و انزجار نژادی را ترغیب می کنند لحاظ خواهد کرد.

لخند تلخ من. هولوکاست خود فاجعه انزجار نژادی بود!!

هفته پیش مراسم یادواره/ عزاداری هولوکاست مثل هر سال در سراسر اسرائیل برگزار شد و کشور برای بیست و چهار ساعت به حال عزای کامل در آمد. شب افتتاح مراسم که بطور زنده از تمامی رسانه های اسرائیل از باغ (موزه هولوکاست) «ید و اشم» (Yad Vashem) در اورشلیم پخش می شد جدا از سران مملکت و سفرای کشورهای خارجی که در این مراسم مثل همیشه حضور داشتند چهره تکیده و سالخورده بازمانده گان هولوکاست در این مراسم بیشتر به چشم می آمد. مراسم یادواره هولوکاست با سخنان رئیس جمهور اسرائیل
رئوبن ریولین(Reuven Rivlin) آغاز شد. صدایش در طول سخنرانی می لرزید ولی همچنان ادامه می داد. ریولین کهنه کاری در عالم سیاست است و مجرب سالها فراز و نشیب زندگی. هم پدر است و هم پدر بزرگ.

آن جمله معروف را مثل هر سال به یاد آورد: לעולם לא עוד – Never Again
و هنگامیکه در پایان سخنرانی اش «براخا» (دعا) معروف ما یهودیان در این موقعیت ها را می خواند، «ברוך אתה ה’, אלוהינו מלך העולם, שהחיינו וקיימנו והגיענו לזמן הזה.” صدایش شکست، بغضش شکست، خودش شکست.

قطرات اشک من!

194468 بازمانده هولوکاست همچنان در اسرائیل نفس می کشند و میانگین سن این سالخورده گان بازمانده 80 سال است.

از آنها باید خجالت کشید و شرم کرد. از این بازمانده گان!

Never Again جمله ای است که بخاطر حوادث زندگی ام با آن زندگی می کنم و بیست و چهار ساعت پس زمینه افکارم است. چکش می زند و رهایم نمی کند. جمله دیگری را هم بازمانده گان هولوکاست در همین سالهایی که در این سرزمین زیسته ام به من آموخته اند.
«مبادا بگذاری نازیسم درونت نفوذ کند. مبادا بگذاری به زیر پوستت برود که مبادا مبادا مثل او بشوی. مبادا!»

جدا از آنکه پس از انتشار ادعاهای ظریف همه یک جا و در جا پرسیدند چطور در مملکتی که برای هر فعالیت و حرکتی نیاز به صدور جواز و نظارت از سوی سپاه پاسداران، وزارت کشور، وزارت ارشاد اسلامی و حتی وزارت امور خارجه اجتناب ناپذیر است، یک سازمان نهاد مردمی در ایران توانسته برای فعالیت و فراخوان چنین مسابقه ای خود مستقل و بدون نظارت این بازوهای امنیتی-نظارتی عمل کند و حتی در این وانفسای نداری و تنگدستی یک سازمان نهاد مردمی توانسته بودجه برگزاری نمایشگاه و فراخوان بین المللی را تامین کند و از طرف دیگر جایزه چند ده هزار دلاری / یورویی هم برای برنده گان آن مسابقه نیز تعیین کند؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟ از کجا آورده اند و یا داشته اند این سازمانهای نهاد مردمی؟!!!
از طرف دیگر می پرسم ادای کدام آزادی بیان و قلم را اینها در ایران در می آورند و نمایش می دهند؟ آن هم زمانیکه همین چند روز پیش در همین کشور کارتونیست ایرانی، آتنا فرقدانی پس از تقریبا دوسال حبس از زندان آزاد شده؟

ادعای پوچ کدام استقلال بیان و عملکرد برپایی نمایشگاه کاریکاتور را دارند؟

یا شاید هم اینکه حضرات هی می تلاشند و هن هن می زنند تا بلکه تاریخ عوض شود و برحسب تریج تلخ و زهر آلود یهودستیز اینان تغییر کند؟ بلکه شاید؟!! زور بزنیم بلکه شاید شد!!

چنین کشتار غیر قابل درک و وصف و لکه ننگ بشریت را اینان به سخره گرفته اند و انکار و بی حرمت می کنند. آن هم با بی سوادی و جهل و پافشاری بر نادانی که حاصلی نداشته جز شرمندگی و سرافکنده گی دیگر فارسی زبانان. هنوز بلاهت احمدی نژاد که با برپایی همایش “بررسی هولوکاست” و کشتار شش میلیون یهودی در آلمان نازی، آنطور که بی سوادها خواندند و نوشتند (بازهم جهلی دیگر – قتل عام یهودیان نه فقط در آلمان که در سراسر اروپا صورت گرفت) و مثلا تلاش کرد تا به چالش بکشد را در خاطرمان داریم. فراموش نکرده ایم.

نخواندن، ندانستن، و نخواستن برای اندکی دانستن که مبادا با اعتقادات جاهلانه و حجری شان منافات پیدا کند و به هیچ تبدیلشان کند یکی دوتا نبوده. دروازه تعامل با دیگری را بر خود بستن، لحظه به لحظه در هول و ولای پارانویید گونه زیستن که مبادا مورد تهاجم فرهنگی (کدام فرهنگ؟) قرار بگیرند و ببازند آن فرهنگ والا را سرانجامی غیر از این نخواهد داشت.
جهل تاریخی تا کجا! که با وجود اینهمه اسناد، شواهد، روایات، عکس و فیلم و تحقیق پشت تحقیق نهادهای تحقیق سراسر جهان، این والایان، جنایات این دوره را مورد انکار قرار داده اند و برایش همایش و مسابقه انکار و تردید به راه انداخته اند و آن وقت اگر دو سئوال پایه ای و ابتدایی از هرکدامشان بپرسی منگ و مات در گل گیر کرده نگاهت می کنند!! جای شرمندگی است و سرافکنده گی این همه جهل و هزار بار بدتر نمایش پر افتخار این همه بی سوادی!! پا جای نازیها گذاشته اند اینها و همان تبلیغات آلمان نازی را دوباره تکرار می کنند، مو به مو. در آلمان هم یکباره با جنایت شروع نشد.

انکار، و یا به سخره گرفتن هولوکاست جدا از یهودی ستیزی که در پوستینی جدید و ادعای اینکه «کسی جرات حرف زدن راجع به هولوکاست را در اروپا ندارد» جز مشتی حرف مفت برخاسته از مشتی جاهل کتاب نخوانده و نادان بیش نیست.

در اروپا مثل هر جای دموکراتیک و آزاد از هولوکاست حرف می زنند، حسابی هم حرف می زنند و فراوان هم حرف می زنند که مبادا مبادا دوباره چنان جنایت دون بشری از ملتی سر بزند. مبادا! برای همین هم است که در هر زبانی به جز فارسی گفته اند و همچنان هم خواهند گفت Never Again !

و این جاهلان و بی سوادان نمی دانند و نمی توانند بدانند و بفهمند که وجودشان پر شده از زهر نفرت و نفرت پراکنی.

بی احترامی به حرمت آنهایی که از صحنه زندگی پاک شده اند و حق زندگی و نفس کشیدنشان ناحق و ددمنشانه ازشان گرفته شده، بی احترامی و بی حرمتی به آنهایی که جانشان را به خطر انداختند تا در آن دوران سیاه و پلشتی و ناامیدی جان این بی گناهان – عموما هموطنانشان – را پناه دهند، نجات دهند و به کرات هم قیمت گزاف عمر خودشان را در این راه پرداختند، بی حرمتی و به لجن کشیدن آنهایی که بازماندند و روایتی بس کوبنده دارند …. و هر کدامشان، جان کندند تا زنده بمانند، بی حرمتی به انسانیت و شرافت بشریت است.

من فارسی زبان که در آن سرزمین به دنیا آمده ام و زیسته ام، شرمنده ام و سرافکنده از این فضاحت و از این سقوط فرهنگی. شرمنده ام، شرمنده ام شرمنده!

وای بر ما! وای بر ما!

وای بر شما پلشتی ها که نابود شدن شش میلیون یهودی را کاریکاتور می کشید و به مسخره گرفته اید. خودتان یک پا شده اید نازی تشنه به خون که با آنچه که می کشید آن خونریزی را محق دانستید!!

وای بر شما! وای بر شما پلشتی ها!

شرمنده ام من فارسی زبان و سرافکنده! بر من ببخشید که منی که خود به خاطر یهودی بودنم خانه و کاشانه ام را از دست دادم و دست تعدی به سوی من و خانواده ام دراز شد، حالا نیز چنین به سخره گرفتن شما را می بینم.

شرمنده ام و سرافکنده!

یا جاهلند و بی سواد و یا پست اند و به دور از شرافت و بازهم بی سواد. چرا راه دور بروم. نمونه این جهالت را در همین نمایشگاه کتاب امسال می توان به وضوح دید. اجازه ندادند کتابی در مورد هولوکاست و نسل کشی یهودیان – آگاهی دیگران در این زمینه و برهه – به نمایشگاه کتاب راه پیدا کند. از طرف دیگر وقتی برای معادل فارسی Never Again در همه لینکهای فارسی زبان می چرخیدم هیچکس نتوانسته بود معادلی جا افتاده برای آن پیدا کند. خیلی ها اصلا نمی دانستند این چه است و پشت سرش چه فرهنگی نهفته. پس تو خود مفصل بخوان از این مجمل!

نمی خواهند بدانند که مبادا بفهمند نفرت دیرینه نسل به نسلشان از کجا بوده و ریشه از کجا داشته. سرشان را کرده اند به زیر خاک تا نفهمند. که خود نمی دانند در سرزمینی می زیند که در برهه های تاریخ یهودی کشی داشته و نه یکبار و دوبار و سه بار و نه فقط در یک منطقه و شهر و دیار. از تاریخ یهودیان جهان هیچ نمی دانند و یهودیان ایران به جای خود. یهودیان ایران آدمکهایی بی صدا و بی چهره و بی هویت هستند، تا زمانی مجازند و می توانند باشند که در همان چهارچوبهای تعیین شده ساکت و سر به زیر بمانند و نه بیشتر. خاطره و تاریخ جمعی اینان و حضور و نقشی که یهودیان در سازندگی مملکت و فرهنگ ایران داشته اند هیچ جایی ندارد. هیچ!

چندی پیش دوستی قدیمی مقاله اش را که مورد ریشه های یهودی ستیزی در ایران برای چاپ در نشریه ای نوشته بود را برایم فرستاد تا بخوانم و بعنوان یک یهودی نظرم را برایش بگویم. این دوست، ستیز را فقط در چند اصطلاح و ضرب المثل یافته بود و نه بیشتر. بعد از خواندن مقاله اش آشفته شدم. پاسخش را ندادم. آنوقت فکر می کردم به حرمت دوستی مان سکوت کنم و چقدر اشتباه کردم.

اشتباه مکرر ما کلیمیان که همیشه سکوت کرده ایم و همچنان ادامه می دهیم. تصحیح نمی کنیم، اعتراض نمی کنیم، ترجمه نمی کنیم آن تحقیقات را، تاریخمان را، ریشه هامان را و نقشمان را در تاریخ آن مملکت و دیگران هم هیچ نمی دانند. آنقدر اشتباه کرده اند و به خود اجازه می دهند که ندانسته، سطحی هر چه خواستند بنویسند. تقصیر خود ماست. که همیشه سر به زیر داشتیم و دهان آن یهودی ستیز را نبستیم و گذاشتیم پرروتر و سخیف تر شود بر ما. یا تصحیح نکردیم و به جایش سکوت که مبادا این و یا آن از ما برنجد و خاطرش بترشد.

در اسرائیل هم از برپایی این مسابقه کاریکاتور هولوکاست خبردار شده اند. یا سر به نشان ای وای تکان داده اند و یا گفته اند «مگر این ایرانیها ملت مریض و روانی هستند؟ اینها را چه شان می شود؟»

وای بر من! وای بر ما!

سئوال من از تو غیر یهودی این است، از همه تان. اگر همین مسابقه را یهودیان و یا اسرائیلی ها برپا می کردند، هشت سال جنگ ایران و عراق را برایش مسابقه کاریکاتور برگزار می کردند، کاریکاتور تمام شهدا، جانبازان، اسرا و رفتگان تان از این جنگ را به سخره و مسخرگی می کشیدند و شهامتتان را به زیر سئوال و تردید می بردند و شما را مشتی ترسو و بزدل و وطن فروش به تصویر می کشیدند، به من بگویید چه حالی بهتان دست می داد؟ اگر اعتقادات تان و یا آنچه را که برایتان عزیز بوده و از دست داده اید و برایش هنوز عزاداری می کنید بی حرمت می کردند، به خودتان بگویید نه به ما، آنوقت به چه حال می افتادید؟
یک جوالدوز به خودتان بزنید و به حال بیایید!!

شرم کنید که باعث شرمنده گی است و شرمساری چنین حرکتهای بی خردانه و تحریکهای صدمن یک غاز که ملتی باز دوباره بار ننگش را باید بکشد.

حرمت این بی گناهانی که نسلشان پاک شده را به لجن نکشید. هولوکاست لکه ننگی است بر پیشانی بشریت. با تمسخر گرفتن و نابخردانه به زیر سئوال بردن هولوکاست پا جای نازیها قرار ندهید و نگذارید نازیها به زیر پوستتان بروند.

به هولوکاست دست نزنید. چه می خواهید؟ مبارزه با اسرائیل را؟

بفرما، میدان باز است. مردانه و با شرافت با او بجنگید و نه مثل جوجه پر کنده بس حقیر و بس سخیفانه.

و تو ای کارتونیست نادان و بی سواد که بس نخوانده ای و در جهلی! آن شبهایی که خواب زده ای و به ناچار گوسفندهای نادانی ات را می شماری تا بلکه خوابت ببرد به جای آن شش میلیون قربانی را بشمار!!! بشمار!!! بشمار این شش میلیون قربانی را!!

کاریکاتور اینها را نکشید. اینها بی چهره اند. پرپر شده اند. کاریکاتور ما یهودیان ایران را به جایش بکشید. کاریکاتور پدر من در زنجیر اوین و یا من با چادر سیاه در بازجویی برای گرفتن اعتراف. کاریکاتور ما را بکشید که تعدادمان بس بسیار است. کاریکاتور موکلین یهودی مهرانگیز کار را بکشید که خود نیز در کتابش “ایمان به خون آلوده” بس روایت کرده. کاریکاتور ما را بکشید و ما را انکار کنید و مورد تردید قرار دهید که لابد اینها هم نبوده اند.

بدانید بازمانده گان هولوکاست هیتلر را شکست داده اند و نازیها را روسیاه کرده اند. اینها شما را هم شکست خواهند داد و روسیاهتان خواهند کرد. تاریخ شما را هم به خاطر خواهد سپرد و به قضاوت شما هم خواهد نشست و بدانید نامی هم برایتان باقی خواهد گذاشت.