اتاق پژواک یک رسانه اجتماعی، خبر از انتفاضه ای زنجیر گسیخته می دهد، اما معلوم نیست کسانی که مشوق حمله های تروریستی اند، شخصا مایل به اجرای ترور نیز باشند .

هشت ماه و نیم پس از «انتفاضه گرگ تنها» (یا نامی که حماس به آن داده، انتفاضه القدس) در بحبوحه نزاع هایی در تپه معبد مقدس و عبادت اعضای کنست در آنجا، این منطقه مهمانی داشت که با توجه به شرایط سیاسی، غیرمنتظره بود: نخست وزیر تشکیلات خودگردان فلسطین رامی حمدالله بعد از ظهر شنبه به همراه رئیس اطلاعات عمومی فلسطین مجد فرج و رئیس خدمات امنیتی بازدارنده زیاد حب الریح برای انجام عبادت به مسجد الاقصی آمد.

این دیدار با تشکیلات امنیتی اسرائیل هماهنگ شده بود و بدون مانع برگزار شد. ۲۴ ساعت پیش از آن، مراسم عبادت دومین جمعه رمضان ، که ۸۰هزار عبادت کننده در آن شرکت کردند، نیز بدون درگیری پایان یافت. مراسم عبادت هفته گذشته، نخستین روز ماه رمضان، نیز به آرامی برگزار شد و هیچ حادثه نامعمولی روی نداد.
با توجه به حملات تروریستی که ظرف یک هفته و نیم گذشته در بازار سارونا در تل آویو روی داد و چهار نفر در آن کشته شدند، یا با توجه به همه تهییج ها و نفرت پراکنی ها در رسانه های اجتماعی، این واقعه، حیرت آور به نظر می رسد.

اما وضعیت در کرانه باختری نسبتا آرام است. گرچه سنگ ها و بمب های آتشزا همچنان پرتاب می شوند، اما به جز روزهای یادبود (روز نکبه، روز نکسه و امثال آن) تقریبا هیچ تظاهرات سازمان یافته و یا شورش وجود نداشت. تعداد حملات تروریستی در مقایسه با ماه های پایانی سال ۲۰۱۵ ، افت چشمگیری داشته است.

بر طبق آمار وبسایت شین بت، ۶۷ حمله تروریستی در ماه می (از جمله بمب های آتشزا) وجود داشت که این رقم در اکتبر ۲۰۱۵ به ۴۸۳ رسیده بود. این ارقام شبیه ارقام ماه های خاص، و ساکت دو سال گذشته هستند؛ مارس ۲۰۱۵ با ۶۱ مورد و ژوئیه ۲۰۱۵ با ۶۶ مورد. امر غریبی در خیابان های فلسطینی در حال روی دادن است: از یک سو، نفرت افکار عمومی از اسرائیل و از تشکیلات خودگردان فلسطین بیش از پیش شده است. از سویی دیگر، ناآرامی ها کمتر شده و تعداد حملات تروریستی نیز در حال افت است. چه طور می توان این را توضیح داد.
یک مفسر فلسطینی به تایمز اسرائیل گفت «اگر به صفحه فیسبوک جوانان و مردم نظر بیاندازی، و همچنین نظرسنجی های افکار عمومی را در نظر بگیری، ممکن است فکر کنی که ده ها نفر با بمب و چاقو و تفنگ آماده ایستاده اند تا اقدام به حمله تروریستی کنند. اما بارها شده که فیسبوک توهم ایجاد کرده، و نه من و نه شما نمی فهمیم اش. شکاف عظیمی بین اظهارات مطرح شده در شبکه های اجتماعی یا در نظرسنجی ها، با آمادگی مردم برای اقدام وجود دارد. و از آغاز امسال، دست کم، نزدیکی های ژانویه و فوریه، جوانان کمتر و کمتری را می یابی که حاضر باشند با ارتکاب حملات تروریستی کشته شوند».

«دست آخر ما باید بدانیم که بین ستایش انتفاضه القدس، و حملاتی که در تل آویو روی می دهند، و آمادگی برای همکاری در یک حمله تروریستی، تفاوت وجود دارد. اکثر مردم، و حتی اکثر جوانان، ترجیح می دهند کار و تحصیل خود را ادامه دهند و کشته نشوند. برای چه؟ آنها همچنین می دانند که امکان این که یک حمله تروریستی منجر به تغییر شود، نزدیک به صفر است. امروزه هر کسی که در فیسبوک یا جاهای دیگر می نویسد که قصد حمله تروریستی دارد، فورا دستگیر می شود».
همکار وی اما نگاه متفاوتی دارد.

«امروزه مردم زیادی هستند که مایل به اقدام اند. حتی اقدامات خشن. آنها از دست وضعیت شخصی و ملی خود به تنگ آمده اند؛ این به خصوص در مورد جوانان صادق است. نسل مسن و نسل میانسال عمدتا آرامش می خواهند. اما وضعیت جوانان فرق می کند، و می تواند هر لحظه فوران کند».

اما، اتفاق، چرا نمی افتد؟ چرا وضعیت در کرانه باختری چنین آرام است؟

«چند دلیل برای آن وجود دارد. اول، فهمیدن این که حمله چاقوزنی یا خودروکوبی هیچ فایده ای ندارد. هیچ. برای همین حالا از حملات تیراندازی و حتی بمبگذاری انتحاری حمایت بیشتری به عمل می آید. دوم، [در کرانه باختری] تشکیلات خودگردان فلسطین است. جوانان آن را بخشی از مشکل می دانند و نه بخشی از راه حل. به بیان دیگر، خود محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین وقتی گفت خدمات امنیتی از مدارس سرکشی می کنند و چاقوها را ضبط می کنند، در واقع با حملات تروریستی مخالفت کرد. همچنین [رئیس اطلاعات مجید] فرج نیز اظهارات مشابهی داشت. بنابراین مردم با دقت بیشتری فکر می کنند. اگر رهبری فلسطینی علیه کسانی است که این حملات را برنامه ریزی می کنند یا مرتکب می شوند، [این سؤال پیش می آید که] چه سودی از آن عاید خواهد شد؟».

«ببینید: در انتفاضه اول و حتی در انتفاضه دوم، دست کم در ابتدا سعی می شد تا مردم را با پوستر و اعلامیه راهنمایی کنند: این که چه اتفاقی آن روز خواهد افتاد. در انتفاضه آخری، چیزی وجود نداشت. نه رهبری، نه صدای راهنمایی، نه برنامه ای. و دلایل دیگری هم وجود دارد: کل این حادثه به خاطر مسجد الاقصی شروع شد، وقتی وزیر کشاورزی اوری آریل از این مسجد دیدار کرد و گفت که اسرائیل می خواهد الاقصی را تقسیم کند. اما مردم فهمیدند که در واقع اینطوری نیست. دیدار اعضای کنست متوقف شد، هیچ تغییری در وضعیت موجود به وجود نیامد و محدودیت سنی عبادت کنندگان هم دیگر وجود ندارد. سیاست اسرائیل نیز باید بخشی از آن باشد. برای نمونه به اورشلیم نگاه کنید: مکان هایی که مردم برای انجام حمله تروریستی انتخاب می کنند، مانند جبل مکبر و عیسویه، بسته می شوند، و محله های ساکت تر دیگر همچنان از آزادی جنبش برخوردار هستند. و این چیزی است که مردم، حتی جوان ها، می فهمند».

اما حرف های او زیاد هم خوشبینانه نیست. «وضعیت هنوز هم خیلی انفجاری است. انگیزه این جوان ها برای جنگیدن با اسرائیل و اسرائیلی ها هنوز وجود دارد. اما آنطور که من می بینم، مرحله بعدی که ما شاهد آن خواهیم بود، طغیانی است که هم علیه خود تشکیلات خودگردان فلسطین است و هم علیه اسرائیل. خصومتی که جوانان نسبت به «اشغال» دارند، تغییر شکل داده، و حالا علیه تشکیلات خودگردان است. آنها تشکیلات خودگردان را بار سنگینی می دانند که اقدام برای تغییر را تضعیف کرده و به آن کمک نمی کند. آنها این تهییج ها را در رسانه های اجتماعی دنبال می کنند، و اینگونه تحت تاثیر آن قرار می گیرند».

بحث جانشینی عباس نیز حاضر به فروکش کردن نیست. مروان برغوثی موفق شده خود را نامزد پیشگام انتخابات ریاست جمهوری سازد، گرچه حتی اگر عباس نتواند ادامه دهد و بازنشستگی خود را اعلام کند، تردید وجود دارد که چنین انتخاباتی اصلا روی دهد. برغوثی همچنین موفق شده است این حس را ایجاد کند که وی برنامه مشخصی دارد که در وضعیت موجود تغییر ایجاد خواهد کرد؛ برنامه ای که یک ماه گذشته تقریبا در سه صفحه منتشر شد. همان طور که گفته شد، تهییج علیه اسرائیل ادامه دارد اما اینبار همراه شده با تهییج علیه تشکیلات خودگردان. خشونت ها کاهش یافته، و دشوارترین و مشکل-زاترین پرسش همه این است که آیا ممکن است حمله تروریستی در تل آویو خبر از تغییر مسیر حملات فلسطینی ها بدهد: فرارفتن از چاقوزنی و خودروکوبی، و بازگشت به تیراندازی و بمبگذاری انتحاری؟