تصور من این است که اگر رابین زنده بود، با فلسطینیان به توافق می رسید،‌ اما مطمئن نیستم.

بیل کلینتون در مصاحبه که در ۲۰۱۳ با کانال ۲ اسرائیل انجام داد و هفته گذشته برای اولین بار منتشر شد و در سخنانی که شنبه شب خطاب به حاضران در مراسم یادبود بیستمین سال ترور رابین ایراد کرد، اطمینان داد که اگر رابین زنده می بود موفق به ورود به توافق صلحی پایدار با فلسطینیان می شد. شیمعون پرس، رقیب مبارزاتی چندین ساله رابین، به همان اندازه در مصاحبه این هفته از این امر مطمئن بود: «اطمینان دارم اگر او زنده بود با فلسطینان صلح می کرد.»

با نهایت احترام به کلینتون و پرس، واقعیت تاسفبار این است که یاسر عرفات، که به گفته کلینتون به رابین نهایت اعتماد را داشت، به اندازه کافی قابل اعتماد نبود، یا به اندازه کافی به صلح متعهد نبود، تا عملیات تروریستی فلسطینیان را، حتی در همان هنگامی در مراحل مختلف قرارداد صلح با هم دست دادند، متوقف کند. به گفته دالیا رابین (دختر اسحاق رابین)، «موج خشونت در روند صلح جریان داشت، بدون شک، و من احساس می کنم (رابین) اجازه نمی داد این وضعیت ادامه یابد. زمانی بود که می بایست انتخاب کند: ما در یک مرحله گذرا هستیم. بگذارید دستاوردهامان و هزینه ای که داده ایم را بسنجیم. روند مذاکرات اسلو را قطع نمی کرد، اما در چارچوب معیارهای اسلو حرکت می کرد: به آن به عنوان یک روند نگاه می کرد تا ببیند آیا این قرارداد کارآیی دارد یا نه.»

ایتان هابر، از نزدیکترین دستیارهای رابین در مصاحبه ای که دو سال پیش با وی داشتم جواب هایی مبهم به من داد و حتی جمله ای گفت بسیار تلخ: «حتی برای یک لحظه باور نکردم عرفات با ما شراکت داشته باشد و فکر نمی کنم رابین هم باور کرده باشد.»

اگر رابین زنده بود، دست کم امیدوارم که در قدرت باقی مانده بود. او از رهبران برجسته عصر خود بود، مردی باتجربه، با روشن بینی، با شخصیت، با اراده ای برای به دست آوردن بهترین ها برای این کشور، اما فکر نمی کنم حتی قادر می بود در انتخابات بعدی برنده باشد.

رابین مشروعیت جهانی اسرائیل را تقویت کرد، روابط با کشورهای دور و نزدیک نظیر چین و اردن را ایجاد کرد. در اولیت های ملی تجدید نظر کرد. بودجه آموزش را افزایش داد. منابع تامین هزینه برای عدالت اجتماعی میان عرب های اسرائیلی و یهودیان در نظر گرفت.

اما تروریسمی که همپای مذاکرات صلح در جریان بود از محبوبیت او کاسته بود. رقیب سیاسی او بنیامین نتانیاهو بود. نتانیاهو به اندازه ای فعال بود که تنها چند ماه پس از ترور، زمانی که اسرائیل هنوز در شوک این قتل بود قادر شد پرس، نخست وزیر موقت و جانشین طبیعی رابین را شکست بدهد. در ماه های پس از ترور، نتانیاهو در عرصه سیاسی تاثیری مسموم داشت. وی رهبر حزبی بود که از تندروترین حاشیه اش، قاتل رابین بیرون آمده بود. اما نتانیاهو پیروز شد ۲۹۴۵۷ هزار رای بیاورد، تحت همان موج تروریسم، به ویژه بمبگذاری های انتحاری در فوریه و مارس ۱۹۹۶.

اگر رابین زنده بود و در قدرت بود، در برخورد با جاه طلبی هسته ای ایران، از حرف کاسته و به عمل افزوده می شد.

روابط بهتری میان اسرائیل و همتاهای بسیار حیاتی آمریکایی اش موجود می بود.

و در خصوص مساله بسیار حساس وضع موجود در تپه معبد مقدس در اورشلیم، مسلما جایی برای مبهم نمودن وضعیت باقی نمی ماند. ‪اظهارات مسخره در باره مفتی فلسطینی و ایده هولوکاست هم به میان نمی آمد.

عوام فریبی در خصوص رفراندم برای فلسطینی ها و اسرائیلی ها نیز مطرح نمی شد.‬

در مورد شهرک نشینان نیز با مصلحت اندیشی برنامه ریزی می شد.‬

امضای قرارداد اسلو (13 سپتامبر 1993) (عکس: GPO)

امضای قرارداد اسلو (13 سپتامبر 1993) (عکس: GPO)

اسرائیل که نفرین ترور رابین را به دنبال دارد، همچنین دچار نفرین زمان بندی بد رهبری سیاسی نیز هست. اما سه تایی کلینتون، رابین، و محمود عباس بتوانند کاری را صورت بدهند که سه تایی کلینتون، رابین، و عرفات نتوانستند. شاید. در صورتی که محمود عباس جوان تر و تازه نفس تر بود، نه مثل موقعیت امروزش که درهم شکسته است. ‬

اسرائیل همچنان دچار نفرین ترور رابین است. اسرائیل کشوری است پر از مردمی با استعداد، خلاق، سختکوش، که در برابر شرایط دشوار این گوشه خطرناک دنیا مصرانه برای پیشرفت می کوشند و حمایتی درخور از جهانیان نمی بینند.

رهبری سیاسی اسرائیل پس از رابین، دفاعی، بی عمل، و تلخ بوده است. رهبران مذهبی تندرو این کشور در بیشتر موارد انگار کرده اند به نیت خدا آگاه اند.

بنیادگراهای تندروی این کشور، هیچ حد و مرزی نمی شناسند.‬

و بالاخره، اگر رابین زنده بود، اگر ایگال امیر (قاتل رابین) را می شد در ۴ نوامبر ۱۹۹۵ و با پیش از این تاریخ متوقف کرد، همچنان نمی توانیم مطمئن باشیم که یک تروریست بنیادگرای دیگر در اسرائیل متشنج آن زمان، اقدام به قتل وی نمی کرد.