اطلاعات تازه موساد و نیروی دفاعی را معتقد نموده که سرنوشت هدایتگری که پس از فرود بر فراز لبنان در ۱۹۸۶ مفقود شد، گونه‌ای دیگر رقم خورده است.

به گزارش روز دوشنبه‌ی کانال ۲، بدنه‌ی امنیتی اسرائیل به این نتیجه رسیده‌ است که ران آراد، هدایتگر نیروی هوایی که سی سال پیش هنگامی که هواپیمایش مورد اصابت قرار گرفت و بیرون پرید، دو سال پس از مفقود شدن مرده است.

بنا به گزارش تلویزیون، گزارش مشترک سرویس جاسوسی موساد و فرماندهی اطلاعات نظامی نیروی دفاعی اسرائيل که شامل اطلاعات تازه‌ای که در دو سال گذشته به دست آمده، می‌شود، می‌گوید که آراد احتمالا در سال ۱۹۸۸، کمی زودتر از آنچه قبلا به نظر می‌رسید، مرده است.

این هدایتگر پس از آن که وی و خلبان ییشای آویرام از هواپیمای خود بر فراز مناطق جنوبی لبنان بیرون پریدند، ناپدید شد.

اندکی بعد آویرام نجات یافت اما آراد هرگز پیدا نشد. اسرائيل باور دارد که وی به دست جنبش شیعی امل افتاده، تحویل ایران داده شده، و از لبنان به ایران منتقل شده و سپس دوباره به لبنان برگردانده شده است.

اسرائیل در ۲۰۰۸ وی را جانباخته اعلام کرد.

در این گزارش آمده است که بخش اعظم اطلاعات همچنان محرمانه است زیرا شاخه‌های گوناگون امنیتی اسرائيل تلاش دارند معمای سرنوشت آراد را بگشایند.

به گزارش تلویزیون، اطلاعات تازه‌ی امنیتی به خانواده‌ی آراد، از جمله دختر وی یووال، که اکنون سی ساله است و خود مادر دختری است، منتقل شده است.

یک کمیسیون نیروی دفاعی اسرائیل در ۲۰۰۴ چنین تخمین زد که آراد در ۱۹۹۰ هنگامی که در پی بیماری وخیم از درمان وی خودداری شد، مرده و در دره‌ی بقا دفن شده است.

در ۲۰۰۶ رهبر حزب‌الله حسن نصرالله گفت گروه وی گمان دارد آراد مرده است و محل دفن وی معلوم نیست؛ در ۲۰۰۸ مذاکره‌گر آلمانی گرهارد کنراد به اسرائیل گفت حزب‌الله گفته است آراد در ۱۹۸۸ هنگام اقدام به فرار مرده است.

در فوریه، دیلی استار گزارش کرد که یکی از پنج نفری که اخیرا به جرم ارتباط با اسرائیل به دادگاه نظامی لبنان احضار شده به دادگاه گفته است که وی می‌داند به سر خلبان اسرائیلی چه آمده است.

این گزارش بیان می‌دارد که یکی از متهمان، که تنها به نام مفید ک یاد شده است، ادعا نموده که در ۱۹۸۸ وی از مقامات شاخه‌ی نظامی حزب ملی اجتماعی سوریه بوده و اطلاع یافته که دیگر اعضای گروه یک اسیر دارند.

گفته می‌شود مفید به دادگاه گفته است که وی و همقطاران وی اسیر را به شهر ضهور قوریر بردند، که از بیرون زیاد دور نیست، اما یادش نمی‌آید که آیا اسیر یونیفرم هدایتگری به تن داشته است یا نه. وی گفت به مردان خود دستور داده که اسیر را تمیز کنند و خود از آنها جدا شده است، و اندکی بعد خبر مرگ زندانی را به وی داده‌اند.