آلن وینکرانتز، که شنبه شب در حالی که در رستورانی در تل آویو نشسته بود کشته شد، انسانی از خود گذشته، با صبری بی پایان بود و نشان خود را در هر نشست راه اندازی اقتصادی اسرائيل، یکی پس از دیگری، حک کرد.

در حادثه غم انگیز شنبه شب رستوران فوراما در تل آویو، خودرویی از کنترل خارج شده و با مشتریان این رستوران تصادم کرد و اسرائیل و روزنامه تایمز اسرائیل یکی از بهترین دوستان خود را از دست داد. اگر در حوزه فن آوری پیشرفته اسرائیلی در آمریکا، حامی مشتاق تری از آلن وینکرانتز وجود داشته باشد، من خبر ندارم.

آلن عضو موسس بخش راه-انداز وبلاگ، یکی از نخستین کسانی بود که پذیرفت به طور مرتب درباره راه-اندازها و کارآفرین هایی بنویسد که در طول مسافرت های اش با آنها ملاقات کرده؛ او ابتدا در مقام یک عامل مستقل، به دنبال ایجاد معاملات بین سرمایه گذاران امریکایی فرشته، و راه-اندازهای اسرائیلی بود، و سپس همین کار را به نمایندگی از شرکت فن آوری ایالات متحده رکسپیس انجام داد. الن پس از اتمام دوره همکاری با رکسپیس، با جیمز برهم و شرکا شروع به کار کرد تا شرکت های اسرائیلی که در فضای اینترنتی«چیزها» فعالیت می کنند را بیابد و آنها را به ایالات متحده بیاورد.

آلن که نوشتن تنها، راضی اش نمی کرد، وبلاگنویسی اش را به سطح دیگری کشاند؛ و اغلب با کارآفرین ها گفتگوی ویدئویی و صوتی انجام می داد تا، همان طور که خودش اغلب می گفت، خوانندگان را با تجربه کامل کارهای بزرگ این اشخاص آشنا سازد.

آلن، ساکن سن آنتونیو، هر چه بخواهید در همکاری با شرکت های اسرائیلی خارق العاده بود. یکی از برنامه های وی برای جذب اسرائیلی ها به شهر خویش، جشنواره سالانه «جنوب از جنوب غربی» است. الن از این جشنواره کمال استفاده را برد، و داستان های راه-اندازی و اسرائیل-محوری خاصی را برجسته ساخت که از دل این کنفرانس بیرون آمده بودند، و آن را به قدر کافی جذاب ساخت تا اسرائیلی های بیشتری به شرکت در این رویداد تشویق شوند(من شخصا سه نفری را می شناسم که به من گفتند چون آلن مناسبت اسرائیلی «جنوب از جنوب غربی» را ترفیع داده بود، احساس وظیفه کردند که در این رویداد شرکت کنند).

به عنوان ویراستار بخش راه-اندازی، من شاید بیش از دیگر کارکنان تایمز اسرائیل به آلن نزدیک بودم؛ و به اتفاق او روی داستان هایی کار کردیم که، به خاطر محدودیت های زمانی و منابع، نتوانستم به سرانجام برسانم شان. الن این را وظیفه خود می دانست که اطلاعات راه-اندازها و کارآفرین های نویدبخش را تهیه کند، ایده ها و پروژه های شاخصی را برجسته سازد که من، حتی با وجود سیل خبرنامه ها در ایمیلم، تا آن موقع چیزی درباره شان نشنیده بودم. اگر چیزی تحت عنوان روزنامه نگاری تحقیقی در فن آوری بالای اسرائیل وجود داشت، آلن ارباب آن بود.

و او همه این کارها را رایگان انجام داد؛ به من کمک کرد، به کارآفرینان کمک کرد، و درباره پروژه های شاخص اطلاع-رسانی کرد. من حتی گفتم می توانم کمک کنم تا هزینه های او تسویه شود (به هر حال، وی عملا از کارمندان بود) اما آلن قبول نکرد و گفت وقتی دارد از رکسپیس دستمزد می گیرد، کار درستی نیست که هزینه نیز بگیرد. من البته پیگیر نشدم (مطمئن نیستم رؤسای من تایید می کردند) اما آلن هیچ وقت به پول فکر نمی کرد.

و او چنین آدمی بود؛ اگر بخواهم برای توصیف وی فقط از یک کلمه استفاده کنم، از-خود-گذشته را به کار می برم. هیچ وقت نشد که وی را عصبانی ببینم (یک بار نومید شده بود اما عصبانی اصلا)، و معمولا وقتی وبلاگ راه-انداز تایمز اسرائیل را به کسی در همین حرفه معرفی می کردم، می گفت «منظورت همان رسانه ای است که الن وینکرنتز در آن می نویسد؟». وی نه تنها در عشق اش به صنعت فن آوری اسرائیل، بل در عشق اش به اسرائیل نیز از خود گذشته بود. هیچ وقت نظرش را درباره سیاست نپرسیدم، اما آلن همه جا حضور داشت؛ خبررسانی کارهای یک تسهیل-کننده فن آوری در شهرک کریات اربع (در کرانه باختری)، همکاری با مردم ناصره در توسعه یک ماشین جوجه-کشی که تازه راه-اندازی شده بود؛ و حتی چندین بار به رام الله سفر کرد تا ببیند چه طور می تواند بین کارآفرین های اسرائیلی و فلسطینی روابط حسنه ایجاد کند. به جرات می توانم بگویم این داستانی است که بالاخره نتیجه خواهد داد (به احترام خواسته های او، من درباره آنچه از فعالیت های ارتباط-سازی وی می دانم، حرفی نمی زنم).

از همه این ها مهمتر، آلن انسانی بزرگ بود؛ انسانی که دلت می خواهد با او معاشر باشی، و او نیز به رغم جدول کاری بسیار شلوغ خود،‌می خواهد با تو معاشر باشد. درست است که آلن همیشه از این نشست به آن نشست می رفت و در برنامه های فن آوری بسیاری شرکت داشت و مدام در مسیر رفت و برگشت به ایالات متحده بود، اما هیچ وقت بی طاقت نبود و هیچ وقت دست رد به سینه کسی نمی زد. و اگر می خواستی کارآفرین شوی، الن برنامه های روزانه اش را تغییر می داد تا برای تو وقت باز کند و ایده های تو را بشنود و ببیند چه کمکی می تواند به تو بکند.
کمک کردن به راه-اندازها و کارآفرین ها یک روند افزایشی است؛ در معرفی یک ابتکار یا ایده جدید به اجتماع سرمایه گذاران، باید حرف درست را به شخص درست و در زمان درست زد. روندی است که مستلزم ریزبینی و مهارت است؛ و اگر در ماه های آتی شاهد معاملات کمتری بین راه-اندازهای اسرائیلی و سرمایه گذاران فرشته باشیم، به این خاطر است که یکی از اربابان این مهارت دیگر میان ما نیست.