تنها پس از افتادن پرده‌ی آهنین بود که کشورهای اتحاد شوروی سابق توانستند به اطلاعاتی درباره‌ی «نسل‌کشی یهودی در دوران جنگ کبیر میهنی» دست پیدا کنند. امروز، منتقدان بر این باورند که تاریخ یک بار دیگر دارد بازنویسی می‌شود.

اجرای پاتیناژی به نام «آشویتس روی یخ»، که اکثر بینندگان معتقدند بسیار بی‌ذوق تنظیم شده‌، و روز شنبه در مسکو اجرا شد، هنگامی که به خاطرات هولوکاست در مسکو را نشان می‌ دهد، باید گفت، تنها به نوک کوه یخ اشاره می‌کند.

البته، سلیقه‌ها مختلف است، و این رقص، هر چه باشد، از سوی یک طراح رقص یهودی طراحی شده‌است که تصاویر و ترانه‌هایی از فیلم هولوکاست «زندگی زیباست» ساخته‌ی ۱۹۹۷ برداشت کرده‌است. با این وجود، برای برخی از منتقدان رژیم پوتین، شوآ – رقص‌های روی یخ در رابطه با هولوکاست- که چندین نمونه از آن به‌واقع به اجرا در‌آمده‌است، تنها خراشی است به پوسته‌ی معضلی به نام واقعیت دهشتناک حافظه‌ی تاریخی روسیه.

اکثریت غالب روس‌ها عبارت هولوکاست را یک عبارت غربی می‌دانند به معنای هولوکاست روسی، که به کشتار ۲۰ میلیون شهروند شوری در زمان اشغال این کشورها نازی‌ها اشاره می‌کند. در میان کسانی‌ که به دست نازی‌ها و همدستان‌شان کشته‌شدند، ۱.۳ میلیون یهودی قربانی هولوکاست جای دارند.

تا سال‌های ۱۹۹۰، آسیب‌هایی که در طول شوآ (هولوکاست) به اروپا وارد آمد، و نیز نقش شهروندان روس که در کشتار یهودیان با نازی‌ها همکاری کردند، از دید جامعه‌ی روس مخفی ماند. علاوه بر این، مقاومت مشترک علیه نازیسم جایی انحصاری برای توجه به نسل‌کشی یهودیان، که در چارچوب کمونیستی جنگ طبقاتی و سیاست‌های جنگ سرد، باقی نگذاشته‌بود.

ادیتور ماشا لیپمن سال گذشته نوشت «همچنان که غرب بنا را بر آن گذاشت که هولوکاست را فاجعه‌ی نخست، و درسی از جنگ جهانی دوم تلقی کند، در اتحاد جماهیر شوروی، تمرکز توجه بر فجایعی اشغالگری نازی‌ها در قلمروهای شوروی و پیروزی‌های قهرمانانه‌ی مردم شوروی قرار گرفت؛ «عبارت هولوکاست چندان شناخته‌شده نبود».

در طول دو نسل، شهروندان شوروی به اطلاعات مربوط به اعمال و رفتار کرملین در طول جنگ، و کمتر از آن، به اخبار مربوط «راه‌حل نهایی» نازی‌ها در سرزمین‌های شوروی دسترسی اندکی داشتند. تنها زمانی که پرده‌ی آهنین کنار کشیده‌شد خبرهایی منحصر به هولوکاست یهودی در مدارس و در فرهنگ روسیه ظاهر شد. برای اولین بار، کشورهای شوروی سابق به اطلاعات تاریخی‌ای که چیزی به جز تبلیغات و پروپاگاندای شوروی باشد، و از جمله آرشیوهای مهر و موم شده درباره‌ی کشورهای خود دست یافتند.

بنا به نظر منتقدان، روند مثبت بیادآری خاطرات در رژیم پوتین به عقب رانده شده‌است، و وی متهم است که خوانش خود از تاریخ را به خورد مردم روسیه می‌دهد.

لیپمن که دولت روسیه‌ را به خاطر محدود ساختن دامنه‌ی آموزش‌های مربوط به هولوکاست مورد انتقاد قرار داده‌است نوشت «در سال‌های اخیر، بخش‌های تیره‌ای از تاریخ شوروی که در اواخر دهه‌ی هشتاد افشا شدند، بار دیگر به اختفا رانده شده‌اند، و روسیه روایت رسمی جنگ را محدود کرده‌است به کارنامه‌ای بی عیب و نقص».

بنا به نظر ایلیا آلتمن، از بنیانگزاران و مدیران مرکز پژوهش و آموزش هولوکاست روس، «برنامه‌ی درسی تاریخ در مدارس به درستی اشاره‌ای گذرا به قهرمانی‌های ارتش سرخ می‌کند، اما توجه زیادی به مسائلی نظیر وضعیت زندگی در دوران اشغال نازی‌ها و نقض همدستان نازی‌ها و نیروی مقاومت نمی‌کند».

آلتمان نوشت، جوانان روسی بیشتر اطلاعات خود را از اینترنت فرا می‌گیرند، جایی که انکار هولوکاست به شدت رایج است. در شماری از وبسایت‌های به زبان روسی، شوآ به عنوان داستانی ساختگی که یهودها به سود اسرائيل ساخته‌اند، یاد شده‌است. به نظر آلتمان، دولت روسیه در دامن زدن به این آتش دست دارد.

آلتمان همچنین نوشت «در اوایل قرن جاری، انتشاراتی‌های روس نسخه‌های بسیار مورد توجه از «دست‌نوشته‌های» منکران هولوکاست و دیگر مطالب مشابه منتشر کردند که سعی داشت ما را قانع کند این موضوع اهمیت به میان آمدن در روسیه‌ی امروز را ندارد، زیرا نه تنها قهرمانی‌های ارتش سرخ را از نظر می‌اندازد، بلکه اقوام دیگری که آنها نیز در جنگ جهانی دوم کشته‌شدند را نیز بی‌اهمیت جلوه می‌دهد.

تا پیش از روی کار آمدن پوتین، در روسیه، به نسبت دیگر مناطق اروپا، انکار هولوکاست کمتر به چشم می‌خورد. اما با هماهنگی روندهای دیگر راست‌ افراطی، در سال‌های اخیر انکار نیز بالا گرفته‌است. بنا به کرملین، قانون ۲۰۱۴ علیه مسخ تاریخ قرار بوده علیه انکار کنندگان هولوکاست باشد. اما منتقدان می‌گویند این قانون به این منظور تنظیم شده که علیه آزادی بیان به طور کل بکار رود، و مواردی که ارتباطی با هولوکاست ندارند را هدف خواهد‌گرفت.

یکی از موضوعایت که کاملا فراموش شده‌است، هولودومور است، یا «مرگ از گرسنگی»، که طی آن مقامات شوروی در دهه‌ی ۱۹۳۰ در اوکراین قحطی به راه انداختند.

در طول این نسل‌کشی پیش از هولوکاست، میلیون‌ها اوکراینی از گرسنگی و بیماری جان دادند. امروز، برخی هشدار می‌دهند که پوتین و دولت وی دارند خاطرات هولودومور را محو می‌کنند، و قانون «انکار هولوکاست» – برای مثال – علیه پژوهش‌گرانی که می‌خواهند در باره طرح «زیست اشتراکی» در شوروی در طول آنچه «قحطی عظیم» خوانده شد و طی آن هر روز ۳۰هزار اوکراینی جان خود را از دست دادند، تحقیق کنند، به کار خواهد رفت.

زبان‌شناس، پائولا چرتوک در ۲۰۱۵ نوشت «گلازنوست، دروان شفافیت روسیه، مدت‌هاست به پایان رسیده‌، متأسفانه»، و استالین دوباره محبوب شده‌، و یکبار دیگر ما برگشته‌ایم به انکار برنامه‌ریزی‌شده‌ی اهمیت و حساسیت، دلایل، و مسؤولیت‌هایی که به مرگ میلیون‌ها اوکراینی از گرسنگی و قحطی منجر شد، روبرو هستیم».

اجرای «آشویتس روی یخ» در شنبه‌ی گذشته در مسکو برای بسیاری از مردم اهانت‌بار بود، از جمله بازماندگان هولوکاست. همانطور که تلاش تیم شنای هماهنگ‌ در ۱۹۹۶ و اجرای حرکاتی با مضمون آشویتس که زنان یهودی را در حال رفتن به اتاق‌های گاز نشان می‌داد، اهانت‌بار بود.

در واقعیت و در نشانه‌ها، هولوکاست هرگز برای همه یک معنا نخواهد داشت. اما مهم‌تر از رقص‌ روی یخ، تاخیری است که روسیه در زمان‌بندی آموزش هولوکاست، هولودومور، و دیگر موضوعاتی که به نفع چهره‌ی دولت نیست، می‌اندازد.

به گفته‌ی ناظر مسکو، لیپمن، «استفاده‌ی پوتین از جنگ جهانی دوم به عنوان ابزاری برای استحکام قدرت خود، حتی از خاطره‌ی خود جنگ نیز، که در آن روسیه در کنار متحدان اروپایی خود جنگید، پیشی گرفته‌است».