در اعماق زیر کوچه‌ی ویت‌هال در مرکز شهر لندن، اتاق‌های کابینه‌ی جنگ ردیف بودند. از داخل این پناهگاه، در میان حلقه‌ای از کارکنان ارتشی و غیرنظامی که در طول پنج سال جنگ جهانی دوم به ندرت روشنایی روز را می‌دیدند، وینستون چرچیل جنگ بریتانیا را فرماندهی می‌کرد.

اکنون این محل که به یاد ناجی کشور در دوران جنگ بدل به موزه شده است، شاهد گشایش یک نمایشگاه دائمی دیگر از پیوند چرچیل با خاورمیانه شده است.

تحت پشتیبانی کمیته‌ی بالفور ۱۰۰، اکنون مجموعه‌ای از نقش‌هایی که چرچیل در بجا آوردن تعهد بریتانیا در ۱۹۱۷، به کمک به تأسیس میهنی برای یهودیان در فلسطین بازی کرد، را عرضه می‌کند.

رونوشتی از جزوه‌ای ۱۹۱۸ خیم وایزمن به نام «صیونیسم چیست؟» روابط ده‌ ساله‌ی میان چرچیل و اولین رئیس جمهور اسرائیل را به تصویر می‌کشد. این نمایشگاه به درستی نشان می‌دهد که چرچیل از صیونیست‌های قسم‌خورده بود، اما این گمان که بنا به «دغدغه‌ّهای سیاسی گسترده‌تر» در حمایت خود تداوم نداشت، غلط‌انداز است.

همچنین این نمایشگاه از درک ریشه‌های صیونیسم چرچیل باز می‌ماند. چنان‌که وزیرخارجه‌ی کنونی بریتانیا، بوریس جانسون در زندگینامه‌ای که در ۲۰۱۴ از رهبر پیشین به دست داد، می‌نویسد، چرچیل «ویژگی‌های یهودی که خود به وفور داشت، مانند انرژی، اتکا به خود، سخت‌کوشی، زندگی خانوادگی را به شدت تحسین می‌کرد».

علاقه‌ی چرچیل به یهودیت ریشه‌های عمیق فلسفی و تاریخی داشت.

در ۱۹۵۰، وی نوشت »اندیشه، انگیزه، و فرهنگ یهودیان از عناصر حاکم بر تاریخ جهان بوده است. دانش و هنری موجود نیست که از دستاوردهای یهودیت غنا نیافته باشد».

و این به واقع یک موضوع دائمی بود. «هیچ دو شهر دیگری به جز آتن و اورشلیم در حیات بشریت تأثیرگذار نبوده‌اند. پیام ایشان در موضوع مذهبی، فلسفه، و هنر چراغ راه دین و فرهنگ عصر مدرن بوده است».

در سال‌های اول حیات سیاسی خود، چرچیل پیوندی مستحکم با یهودیان بریتانیا ایجاد کرد؛ منطقه‌ی انتخاباتی او در منچستر شمال غربی، گفته می‌شود، یک/سوم رأی‌دهنگان‌اش یهودی بوده‌اند.

در پارلمان، با قوانینی که برای محدود کردن مهاجرت یهودیان به بریتانیا تنظیم می‌شد، جنگید، و با نفرت از رویکرد تزارهای روسیه، به هدف صیونیسم ایمان آورد. در یک راهپیمایی در منچستر علیه قتل عام‌هایی که هر دوی آنها به مخالف برخاسته بودند، چرچیل و وایزمن برای اولین بار دیدار کردند. اندکی بعد، او در نامه‌ای نوشت «من تمایل شدید مردمی پراکنده و تحت و تعقیب به خانه‌ای امن و باثبات زیر پرچمی از رواداری و آزادی را درک می‌کنم».

با وجود حمایت شدید رأی‌دهندگان یهودی، چرچیل کرسی منچستر خود را در ۱۹۰۸ از دست داد و سپس به ناحیه‌ای در اسکاتلند منصوب شد. اما غیبت رأی‌دهندگان یهودی شدت علاقه‌ و همدردی او را کاهش نداد. چنانکه مارتین گیلبرت در کتاب خود، چرچیل و یهودیان می‌گوید، چرچیل «احترام عمیقی به اخلاقیات دینی یهودیان و به ایده‌آل‌ صیون داشت».

به همین خاطر، گرچه چرچیل در مذاکراتی که به قطعنامه‌ی بالفور منجر شد شرکت نداشت، اما از حامیان پرشور آن بود.

پسر چرچیل، در ۱۹۲۰ در متنی، از صیونیسم به عنوان «جنبشی الهام‌بخش» نوشت «اگر، چنانکه بسیار محتمل است، در زمان حیات ما، از سوی بانک‌های اردن یک کشور یهودی تحت حمایت و مراقبت پادشاهی بریتانیا تأسیس شود که سه تا چهار میلیون یهودی را اسکان می‌دهد، واقعه‌ای در تاریخ جهان خواهد بود که از هر نظر مفید و مثبت می‌باشد».

چنانکه در نمایشگاه به درستی یاد شده است، چرچیل به عنوان وزیر مستعمرات در اوایل ۱۹۲۰، «نقشی کلیدی در تبدیل [قطعنامه‌ی بالفور] به قانون ایفا کرد».

در نتیجه هر گونه عدم تداومی در رویکرد وی از معضل دولت بریتانیا سرچشمه می‌گیرد که در تمام طول دوران حاکمیت بر مستعمرات با آن روبرو بود: چگونه تعهداتی که بالفور در «تأسیس میهنی برای مردم یهود» همزمان با تعهد به «حقوق مدنی و مذهبی جوامع موجود غیریهودی» به عهده گرفته بود، به اجرا در می‌آمدند؟

اما، هم در درون و هم در بیرون دولت، چرچیل بیش از بسیاری از سیاستمداران بریتانیایی برای این بجا آوردن این هدف‌ها کوشید.

چگونه حلقه‌ی یهودی/فلسطینی به واقعیت بپیوندد

چالشی که چرچیل با آن روبرو بود در رونوشت نقشه‌ای که برای او از قلمروی که اکنون پس از جنگ جهانی دوم تحت حاکمیت بریتانیا بود، نمایان است.

در تذکاریه‌ای که با آن همراه بود، یکی از کارکنان دولتی هشداری خطاب به وزیر مستعمرات نوشته است: مرزهای مشخص‌شده «بسیار مبهم… مورد مجادله … و حدس و گمان» است.

چرچیل با نقشه‌ای در دست، در مارس ۱۹۲۱ به خاورمیانه رفت. در کنفرانسی در قاهره وی طرح بنیان میهن یهودی را با جداسازی ترانس‌اردن از فلسطین، عرضه کرد. تصمیم او وایزمن را ناامید کرد، اما پس از آن، مشخص شد که ضروری بوده است. چنانکه جیمز روچیلد در ۱۹۵۵ به چرچیل نوشت، «بدون این دوراندیشی پیامبرانه‌ای که بسیار مورد مخالف قرار گرفت، امروز اسرائیلی وجود نمی‌داشت».

در اورشلیم، چرچیل با صراحت با مطالبات عرب‌ها مبنی بر این که بریتانیا از مهاجرت یهودیان ممانعت کرده و تعهد خود به ایجاد میهن یهود را از دست بگذارد، را رد کرد.

گفت «چنین اقدامی در حیطه‌ی قدرت من نیست. و اگر بود، تمایل به چنین اقدامی نداشتم». وی به هیأت نمایندگان گفت که این تعهد کاملا بر حق بوده است.

در دیداری با هیات یهودی در اورشلیم، گفت «باید امکانات در اختیار من بگذارید… پاسخ تمام انتقادات را. کاش می‌توانستم بگویم رویدادی عظیمی در شرف وقوع است، بدون هیچ خونریزی و یا بیعدالتی در حق هیچ‌کس».

در مراسم درختکاری در محلی که در آینده قرار بود دانشگاه عبری مونت اسکوپوس باشد، چرچیل اعلام کرد که «شخصا، همدردی عمیق با صیونیسم در دل دارم».

تأسیس میهن یهودیان در فلسطین «برای تمام جهان امری خجسته خواهد بود، و برای تمام نژاد یهود که در سراسر جهان پراکنده‌اند، و همچنین برای بریتانیای بزرگ»

متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید

https://www.timesofisrael.com/ahead-of-balfour-100-uk-enshrines-churchills-headstrong-case-for-israel/?utm_source=The+Times+of+Israel+Daily+Edition&utm_campaign=5d65117a50-EMAIL_CAMPAIGN_2017_11_01&utm_medium=email&utm_term=0_adb46cec92-5d65117a50-55260489