پژوهش‌گر هولوکاست، لارنس ریس، می‌گوید در نیمه‌های ۱۹۴۲ بود که راه‌حل نهایی تبدیل به تنها راه‌حل شد.

لندن – تاریخ‌شناس و مستندساز بریتانیایی، لارنس ریس می گوید هرگز بنا نداشته در جایی اشتغال یابد که اندیشیدن به قتل عام هولناک و ماشین جنایت نازی‌ها چارچوب کار روزانه‌اش را تشکیل داده باشد. اما کنجکاوی در خصوص تاریخ، و نیز عشق به حقیقت و عدالت بر او چیره شد.

و اینگونه بود که در ۲۵ سال گذشته، ریس ساعت‌های کاری خود را شخصا به مصاحبه‌ با قربانیان و جانیان یکی از هولناک‌ترین جنایت‌هایی که جهان به چشم دیده، گذراند. آخرین کتاب وی، «هولوکاست»، که ماه گذشته منتشر شد، سوال‌های بسیاری در رابطه‌ی مستقیم با موضوع را مطرح می‌کند.

این کتاب به شکل گسترده‌ای دلایل بنیادین نازی‌ها در تصمیم به نابودی یک قوم در کوره‌های آدم‌سوزی، با شلیک تیر، با گرسنگی دادن، با زدن آنها تا حد مرگ، می‌پردازد. همچنین می‌پرسد که چطور شد که جامعه‌ای ظاهرا معقول، دانش‌آموخته، با فرهنگ، سیاستی چنین وحشیانه اتخاذ می‌کند و در طول جنگ جهانی دوم چنین خشونتی علیه یهودیان روا می‌دارد.

ریس سعی دارد به این سوال در اول مصاحبه، و با اشاره به نکته‌ای که به ظاهر آشکار می‌نماید، جواب بدهد.

از خانه‌ی خود در لندن، چنین توضیح می‌دهد «پیش‌شرط‌ بنیادین وقوع هولوکاست، آدولف هیتلر بود».

«حتی از همان اوایل ۱۹۲۱، هیتلر گفت حل مسأله‌ی یهود، مهم‌ترین مساله‌ی ناسیونال سوسیالیسم است، و این نیز تنها از راه خشونتی وحشیانه ممکن می‌شود».

این محقق می‌گوید در آن زمان، هیتلر طرحی برای هولوکاست نداشت. اما با یهودیان مشکل پاتولوژیک داشت.

ریس می‌گوید «هیتلر باور داشت که باید کاری کرد». «و همین به موقعیت‌ها و فرصت‌طلبی‌های سیاسی تحول یافت».

اهمیت چشمگیر کتاب ریس به آن است که وی مصمم بوده کشف کند چه زمانی طرح‌های متعددی که ما اکنون راه‌حل نهایی می‌خوانیم، تبدیل شد به سیاسی رسمی نازی‌ها.

ریس می‌گوید این سوالی است که جواب سرراستی ندارد. آنچه روشن است اما این است که در تابستان ۱۹۴۰ هنوز طرح مشخصی برای نابودی یهودیان وجود نداشت. از این گذشته، تا همان زمان، به گفته‌ی ریس، نازی‌های هنوز به باور خود وفادار بودند که در دراز مدت، حل «مشکل یهود» در اخراج و بیگاری است.

در این موقع، کشتارهای جمعی هنوز گزینه‌ی بهتر نبوده است.

در تابستان ۱۹۴۲، اما، تغییری روی داد. در آن زمان، هولوکاست به تمامی در حال روی دادن بود. بنابرین، در طول دوره‌ی دوساله‌ی پیشین، بنا به اشاره‌ی ریس، شماری از نشانه‌ّها در مسیر دیده می‌شود که منجر به کشتار جمعی شد. اما کشف لحظه‌ی دقیق اتخاذ این تصمیم به کشتار جمعی، بسیار دشوار است بخصوص که بخش بزرگی از این برنامه‌ریزی مخفیانه و غیرمکتوب انجام شد.

و چنین است که بسیاری از تاریخ‌نگاران، فیلم‌سازان، و نویسندگان به جلسه‌ای اشاره می‌کنند که طی آن برنامه‌ریزی هولوکاست در جمع مقامات صاحب قدرت نازی، صورت گرفت.

این جلسه، به کنفرانس وانسی معروف است و در حومه‌ی برلین در وانسی،‌ و در ژانویه‌ی ۱۹۴۲ برگزار شد و چندین تن از مقامات میان‌پایه‌ی نازی برنامه‌ای برای قتل یهودیان در مدت زمانی کوتاه‌تر و از راه‌های موثرتر را مطرح کردند.

اما حتی در آن زمان نیزی، به گفته‌ی ریس، در این کنفرانس بدنام، هیچ برنامه‌ای نهایی نشد. وی همچنین می‌گوید که چهره‌های اصلی و ارشد سلسله‌ مراتب نازی، هیملر، گوبلز، و خود هیتلر، در این کنفرانس حاضر نبودند.

ریس می‌گوید «نمی‌دانم چطور ممکن است در ۱۹۴۱ تصمیمی اتخاذ شده باشد».

نقطه‌ی نهایی و بی‌بازگشت هولوکاست، به گفته‌ی تاریخ‌شناس، بهار و اوایل تابستان ۱۹۴۲ بود، وقتی که تصمیم به قتل یهودیان در دولت عمومی در لهستان، منطقه‌ی تحت اشغال آلمان‌ها که از سوی هیتلر پس از اشغال مشترک این کشور از آلمان‌ها و روسیه در ۱۹۳۹، تأسیس شد، اتخاذ شد.

ریس با اطمینان کامل می‌گوید «در این مرحله، می‌توان گفت که تصمیم به انجام کاری که امروزه به نام هولوکاست شناخته می‌شود، گرفته شد».

این محقق همچنین زمان زیادی را اینجا می‌گذراند، در کنار مقادیر معتنابهی از آمار و نیز مصاحبه‌های اولیه که خودش انجام داده است، با منظره‌ی کشورهای متعدد در سراسر اروپای غربی که امر مشترک در آن صورت پذیرفت. اینجا، یهودی‌ها را جمع می‌کردند و بازداشت می‌کردند و سپس به اردوگاه‌های مرگ به شرق می‌فرستادند تا از میان برداشته شوند.

ریس می‌گوید اما می‌بایست پرسید چرا بعضی از کشورهای غرب اروپا، با شدت و حدتی بیش از دیگر کشورها، یهودیان بازداشت و اخراج کردند.

وی می‌گوید، مثلا، اینطور در نظر بگیرید که چرا ۷۵٪ یهودیان هلندی در هولوکاست مردند، در حالی که «فقط» ۵۰٪ از یهودیان نروژی، ۴۰٪ از یهودیان بلژیکی، و ۲۵٪ از یهودیان فرانسه به قتل رسیدند. و یا چرا، رژیم ویشی در فرانسه چنان قوانین یهودستیزی علیه یهودیان زاده‌ی کشورهای خارجی برقرار کرد، در حالی که رژیم آلمان رسما چنین چیزی از آنها نخواسته بود.

به باور تاریخ‌شناس، حقیقت تلخ اما این است که متحدان فرانسوی، مانند دیگر کشورهای اروپای غربی، به سادگی چنین تصمیم گرفتند؛‌ انتخاب خودشان بود.

ریس می‌گوید «این که چه اندازه همکاری در کشورهای گوناگون موجود بود، و حدود یهودی‌ستیزی چه بود، البته که اهمیت دارد».

وی اضافه کرد «اما لایه‌ی زیرین واقعیت این بود که اراده‌ی خود نازی‌ها بر آن بود که [سیاست آنها در خصوص یهودی‌ّها]‌در کشورهای گوناگون پیاده شود».

همچنان که کتاب ریس مصمم است که به خواننده یادآوری کند، فرهنگی یهودی‌ستیز که عمیقا جا افتاده بود مسلما به نازی‌های در انتقال یهودیان با قطار در سراسر اروپا به مقصد مرگ، کمک می‌کرد.

اما مهم‌تر از همه آن است که هولوکاست در شرق متولد شد، در منطقه‌ای که هیتلر خود آن را جنگ نابودی شوروی‌ها نامیده بود.

در کشورهای بالتیک، بخصوص، ریس تأکید دارد، بسیاری از آنهایی که اقدام به کشتن یهودیان کردند، از فاصله‌ی نزدیک به آنها شلیک کردند. این قتل‌عام‌ها از سوی مردم محل که با نیروهای امنیتی آلمانی همکاری می‌کردند انجام می‌شد.

ریس توضیح می‌دهد که «برای درک هولوکاست در شرق، می‌بایست بر این تمرکز کنید که نازی‌ها با چه شدتی مایل به پاکسازی محلی پر از یهودی‌ها بودند» و «در کشورهای بالتیک از همه جا مرگبارتر بود زیرا هیتلر از ایجاد «باغ بهشت» در شوروی اشغالی سخن گفته بود».

متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید

http://www.timesofisrael.com/hitlers-tipping-point-when-extermination-of-the-jews-became-official-nazi-policy/