ششمین نمایشگاه نویسندگان و شاعران ایرانی تبار ساکن اسرائیل، پنج سپتامبر 2017 برابر با 14 شهریورماه، با استقبال بی نظیر ایرانیان مقیم اسرائیل در «خانۀ کوروش»، در شهر زیبای خولون برگزار شد.

در این نمایشگاه که با کمک خیرخواهانه و داوطلبانه آقای کمال پینخاسی عضو محترم جامعه ایرانیان مقیم اسرائیل تدارک و برگزار شد، کتابهایی به زبان فارسی و عبری به خوانندگان و دوستداران کتاب عرضه شد که البته مورد استقبال بازدیدکنندگانی قرار گرفت، که با وجود گرمای توان‌فرسای تابستانی، از شهرهای مختلف اسرائیل به خولون آمده بودند.

در این نمایشگاه که با حاشیۀ امضای کتاب و عکس با نویسندگان همراه بود، تعداد زیادی از خالقان آثار ادبی، تاریخی، سیاسی و اجتماعی، به ارائه و توضیح آثار خود پرداختند.

پری سانی

در این مراسم، خانم پری سانی نویسنده مشهور و فعال جامعه ایرانیان مقیم اسرائیل که با دو جلد کتاب دلنشین خود در این نمایشگاه شرکت کرده بود، خاطرنشان کرد: این روز هم برای نویسندگان، و هم برای دیدار کنندگان روز جشنی به حساب می آید و علامت پیوستگی و یگانگی جامعه نویسندگان، و ایرانیان دوستداران کتاب در اسرائیل می باشد. ما نویسندگان ایرانی مقیم اسرائیل همواره سعی میکنیم به یکدیگر کمک فکری و معنوی کرده و اشخاصی را که آرزوی نوشتن کتاب دارند را تشویق و همیاری میکنیم.

ایشان تاکید کرد که اسرائیلی های ایرانی تبار هرگز گذشته خویش و فرهنگ غنی چندین هزار ساله ایران زمین را نه تنها فراموش نمی‌کنند بلکه در نگهداری آن کوشش کرده و سعی میکنند با امانت داری کامل آن را به نسل‌های آینده بسپارند.

خانم نویسنده پری سانی که در سن 18 سالگی به اسرائیل مهاجرت کرده اند و در دانشگاه عبری اورشلیم تحصیل کرده اند، با دو کتاب: «خروس ایرانی» (תרנגול הפרסי)، و «نامه های عاشقانه از تهران» (מכתבי אהבה מטהרן) دوستداران زیادی دارند. خانم پری سانی چندین و چند بار به برنامه های مختلف رادیویی و تلوزیونی دعوت شده و در باره کتاب خود صحبت کرده اند. کمتر فرد اهل کتاب را میتوان پیدا کرد که این کتاب را نخوانده یا حداقل نشنیده باشد.

والدین ایشان از خیرخواهان جامعه یهودیان شهر تهران بودند که در ساخت و تأسیس کنیسای یوسف آباد در تهران سهم مهمی داشتند. خانم پری سانی بدلیل استعداد در نوشتن و نوشته های زیبای متعدد که روی هم انباشته شده بودند، مورد تشویق همسرشان قرار گرفته و به توصیه او شروع به نوشتن کتاب کردند. ایشان در دورانی که بدلیل پای شکسته بمدت چند ماه خانه نشین شده بودند فرصت را غنیمت دانسته و شروع به تحریر کتاب «خروس ایرانی» نموده که خیلی زود در بین تمام دوستداران کتاب مشهور شد. در پایان کتاب، نویسنده دستور پخت چند نوع غذای ایرانی را به خواننده هدیه میکند زیرا که آشپزخانه ایرانی دارای غذاهای لذیذ و سالم است و خوراکهای ایرانی از معروفیت خاصی در اسرائیل برخوردار هستند.

کتاب دوم و همچنین موفق ایشان «نامه های عاشقانه از تهران» داستانی حقیقی و واقعی است. از سرگذشت دختر جوانی تعریف میکند که در تهران زندگی میکند، نادیده و ناشناخته به نامزدی پسر سربازی که در ارتش اسرائیل خدمت میکند در می آید. نادیده عاشق و دلباخته او شده و شروع به نوشتن نامه های عاشقانه برای او میکند. داستان این کتاب، از نظر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مربوط به چهار نسل می‌شود و تقریبآ بمدت 150 سال را جلوی چشم خواننده عبور میدهد.

لازم به تذکر است که خانم ندا امین نویسنده و خبرنگار ایرانی که بدلیل انسان دوستی کشور اسرائیل از خاک ترکیه به شهر اورشلیم وارد شدند و توسط خانم پری سانی به این نمایشگاه کتاب دعوت شدند، با گرمی و آغوش باز از ایشان استقبال شد.

سارا اهرونی

سارا اهرونی  و ندا امین

سارا اهرونی و ندا امین

خانم سارا اهرونی که یکی از نویسندگان بسیار محترم و محبوب ایرانی زاده مقیم اسرائیل هستند و بر حسب اتفاق هم همشهری اینجانب (گلپایگانی) هستند، با حضور خود در این نمایشگاه و به عرضه گذاشتن 6 کتاب نوشته خود، بازدید کنندگان را با آغوش باز و خونگرمی پذیرفتند.

ایشان در مورد برگزاری این نمایشگاه گفت: مطمئنآ این امر باعث تشویق نویسندگان شده و انجام آن بسیار مفید و لازم است هم برای نویسندگان و هم برای دوستداران فرهنگ و ادبیات ایرانی. به گفته خانم سارا اهرونی هرسال بر بازدید کنندگان افزوده و موفقیت آن هم بطور چشمگیری بیشتر میشود. ایشان همینطور اشاره کردند که بدلیل عدم وجود بودجه برای برگزاری اینگونه گرد هم آیی ها، نقاط ضعفی وجود دارد که باید در پی یافتن سازمان یا ارگانی بود تا آستین را بالا زده و اجرا و برگزاری این امر مهم را بر عهده بگیرد. هر سال از کمبودها و نقایص سال قبل در مورد شرایط و امکانات رفاهی نویسندگان و دیدار کنندگان درس عبرت گرفته شده و سعی بر رفع آن میشود.

کتابهایی که از طرف گروه نویسندگان چیره دست ایرانی تبار در اسرائیل نوشته و منتشر میگردند، نه تنها مورد استقبال شدید ایرانیان مقیم اسرائیل قرار می گیرند بلکه شدیدا مورد توجه سایر اهالی کشور اسرائیل قرار میگیرد، و خیلی سریع در ردیف پر فروش‌ترین کتابها قرار می گیرند زیرا که مردم این کشور دوستدار فرهنگ ایرانی و بر عظمت فرهنگ و ادبیات این کشور واقف هستند. آنها تشنه و خواستار آن هستند که از ایران و درباره ایرانی بیشتر بدانند، در مورد نویسندگان و شاعران این دوره و دوران قدیم. این کتابها بدلیل درخواست و استقبال مردم در کتابخانه های مدارس و کتابخانه های عمومی شهرها در دسترس دانش آموزان و شهروندان قرار می گیرند.

خانم سارا اهرونی تاکنون 4 کتاب رمان که هر کدام از این کتابها با استقبال شایانی از طرف دوستداران کتاب روبرو شدند را به بازار عرضه کرده اند: «عشق خانم روتچیلد» (אהבתה של גברת רוטשילד) (سال انتشار 2015)، «وقتی آسمان به زمین نزدیک شد» (השמיים התקרבו לאדמה) (2011) در مورد رانده شدگان یهودی اهالی «گوش کاتیف» که منطقه ای از خاک اسرائیل بود و به فلسطینی ها واگذار شد، «عشق سلطنت خانم» (אהבתה של סלטנט) (2008). اهرونی، که سالیان درازی است که در امور کتاب و نویسندگی بسیار فعال هستند و عاشق فرهنگ، ادبیات و آداب و رسوم یهودیان ایران هستند، افزوده بر نوشتن کتابهای رمان، به نوشتن 16 جلد کتاب آموزشی با یاری همسرشان آقای مئیر و نگاشتن 6 کتاب دیگر برای کودکان نموده‌اند .

آخرین کتاب به تحریر در آمده از طرف ایشان «سکوت ایرانی» (שתיקה פרסית) نام دارد و خیلی زود در صدر کتابهای پر فروش سال قرار گرفت. این کتاب اقتباس شده از داستان حقیقی خانواده ای است که در اوج انقلاب در ایران زندگی میکند. داستان دختر یهودی و زیبا رویی که عاشق پسر عمه خود و نامزد یکدیگر می‌باشند و آرزوی زندگی شیرینی در کنار یکدیگر را دارند. رویدادها در ایران در آن سال تمام برنامه های این دو عاشق را به عقب میاندازد، و بالاخره ازدواج صورت می گیرد وجو خفه کننده و غیر قابل تحمل آن دوره باعث میشود که این زوج جوان تصمیم به ترک ایران بگیرند. داستان و هنر نوشتن نویسنده آنچنان خواننده را بسوی خود میکشد که نمیتوان به آسانی این کتاب را زمین گذاشت.

سارا اهرونی بخوبی و با چیره دستی فراوان زندگی یهودیان ساکن تهران را در اوج دوران انقلاب اسلامی و رویدادهای شهر تهران، سختی‌ها و آرزوهای مردم برای تغییرات مثبت و سرخوردگی از این بابت را با وجود اینکه خود در ایران نبوده ولی بخوبی برای خواننده ترسیم کرده و او را با مهارت نویسندگی خود، عمیقآ وارد جو آن دوران میکند .

افسانه داوید گرینمن

کتاب شعر «مجموعه اشعار زندگی من» (אוסף שירי חיי)، نوشته خانم افسانه داوید گرینمن که در ایران بدنیا آمده و در سال 1979 بعد از وقوع انقلاب اسلامی در ایران به اسرائیل مهاجرت کرده توجه دیدار کنندگان از ششمین نمایشگاه کتاب ایرانی به خود جلب کرد و اشعار ایشان دوستداران بسیاری دارد. کتاب شعر بسیار دلنشین و هنرمندانه است و هر شعری به مناسبتی و در مکانی دیگر سروده شده. علاقه ایشان به شعر و ادبیات و موسیقی بسیار زیاد و چشمگیر است. خانم افسانه داوید گرینمن در دوران نوجوانی در زمانی که هنوز در ایران زندگی میکرد کتاب شعری به زبان فارسی نوشته و بعد از ورود به اسرائیل شروع به نوشتن اشعار به زبان عبری کردند.

اشعار دلنشین ایشان نتیجه و اثر مستقیم اتفاقاتی است که در زندگی شخصی ایشان اتفاق افتاده و جریانات مختلفی که در اسرائیل و خارج از آن و در زمانهای مختلف اتفاق افتاده اند. در یکی از اشعار خود وقایعی را قبل از رخ دادن آنها پیش بینی کرده‌اند، از جمله بیماری و فوت نابهنگام همسرشان را پیش بینی کرده قبل از اینکه اتفاق بیافتد.

اضافه بر این خانم افسانه شعری سرودند در باره «گیلعاد شالیت» سرباز اسرائیلی که بمدت زیادی در اسارت گروه تروریستی (حماس) بود، او سه ماه بعد از سرودن این شعر آزاد شد.

اتی صیونیت

دیگر نویسنده خوش نویس ایرانی تبار مقیم اسرائیل خانم اتی صیونیت با کتاب «سیب سرخ» خیلی زود بر سر زبانها افتاده و معروف شدند . خانم اتی در دوران انقلاب اسلامی هنوز ساکن ایران بودند و به جوانانی که خواستار خروج از ایران بودند کمک و راهنمایی میکردند. ایشان و همسرشان با وجود داشتن دو فرزند خردسال و وقوف به خطرات و مشکلات این عمل، به جوانان یهودی ایرانی یاری نموده و از هیچ کمکی به آنها دریغ نمی کردند، و به این دلیل دستگیر شده و مدتی را هم در زندان تاریک اوین با شرایط بسیار مشکل سپری کردند. در کتاب خود خانم اتی صیونیت از زندگی یهودیان در دوران انقلاب، در باره فرهنگ و آداب و رسوم یهودیان در دوران شاه فقید و تغییراتی که بعد از انقلاب در جامعه ایرانی بوجود آمد شرح میدهند. خانم اتی صیونیت به سخنرانی در باره کتاب خود به نقاط مختلف در اسرائیل دعوت میشوند. بدلیل داستان حقیقی، این کتاب بیشتر و بیشتر نظر مردم را به خود جلب می کند.

نسرین نامدار

خانم نویسنده نسرین نامدار متولد شده شهر مذهبی مشهد و تنها تا سن دو سالگی در این شهر زندگی کردند. ایشان به اتفاق خانواده خود در این سن به شهر بزرگ تهران مهاجرت کرده. در این شهر دوران دبستان، متوسطه و دبیرستان تا دوران دانشگاهی را سپری کرده، سپس در دانشگاه تهران به تحصیل ادبیات زبان انگلیسی پرداخته، دوران زیبای دانشجویی خود را در سالهای اوج آزادی زنان و تهران که کمتر از اروپا نبود و همچنان گام بسوی زیبایی و مدرن بودن پیش میگذاشت. در آستانه انقلاب اسلامی و بدلیل کمبود آزادی زنان از ایران خارج شده و به اسرائیل مهاجرت نمودند. کتاب «سکه های طلای صنوبر خانم» (מטבעות הזהב של סנובר חאנום) کتاب بسیار جالب و موفقی می باشد که در باره سه نسل زنان یهودی ایرانی است: مادر بزرگ، مادر و دختر و زندگی آنها در شهر مذهبی شیعه ای مشهد بزرگ شده، سه زن که روال زندگی و فکرشان با مادرها و مادر بزرگ هایشان و همچنین زنان دوران خودشان بسیار تفاوت دارد. سه زن که در محیط دشمنانه و خصومت آمیز اسلامی بدنبال کشف هویت خود با جامعه ای که هر گونه انحرافی از مسیر زندگی متعارف و هر کوششی را برای رهایی از اسارت در چنگال سنت‌ها سرکوب میکرد، خواندن این کتاب زیبا خواننده را به سفری سحر انگیز به سه شهر مشهد، تهران و تل آویو می برد. در ضمن این سفر خواننده را با طعم و بو، با آداب و سنتها و عجایب ناشناخته این شهر آشنا میکند.

در این کتاب خانم نسرین نامدار با به تصویر در آوردن داستان سختیها و مشکلات زندگی این سه نسل و فشارهای جامعه ای که در آن بدنیا آمده و در آن بزرگ شده اند، مجبور هستند زندگی دو پهلو داشته باشند. در خانه خود یهودی باشند، آئین و مراسم یهودیت را انجام داده و از طرف دیگر در خارج از منزل، مسلمان باشند و بصورتی عمل کنند که هیچکس نفهمد از راز درون خانه و همچنان راز بماند. اینگونه افراد به تازه مسلمان شده ها یا جدید السلام معروف بودند. این کتاب به سه زبان فارسی، عبری و انگلیسی در دسترس مردم قرار دارد. خانم نسرین نامدار در اسرائیل بدلیل تحصیلات عالیه در زبان انگلیسی چندین سال به تدریس زبان انگلیسی در مدارس اسرائیل پرداخته اند و چندی قبل از کار کناره گیری کرده و به امر نوشتن و نویسندگی میپردازند.

تالیا العازر

نویسنده ایرانی تبار قابل احترام ساکن اسرائیل خانم تالیا العازر که کتاب خود را در سال 2016 در اسرائیل به چاپ رسانده است ایشان از حس بینایی محروم و نابینای مادر زادی هستند ولی و با پشتکار و خوش بینی بی نظیر خود از هواداران بیشماری در این کشور بر خوردار هستند. کتاب بیوگرافی خود را به اسم «پیچ و در پیچ های زندگی من» (מבוך חיי)، به رشته تحریر در آورده و دوران بسیار مشکل زندگی خود را برای خواننده شرح داده اند. ایشان دوران دبستان ابتدایی را در مدرسه نابینایان در شهر اورشلیم گذرانده، دوران سخت زندگی خود را در دبیرستان سپری کرده و سپس در دانشگاه به تحصیلات عالیه ادامه داده اند. بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی شروع به تدریس در مدرسه ابتدایی، متوسطه و دبیرستان پرداختند، بسیار قابل تحسین است تمامی پیشترفت کاری و اجتماعی ایشان. خانم تالیا العازار در اسرائیل در ادامه به استخدام اداره راهنمایی و رانندگی در آمده، و به گفته ایشان، با وجود سالهای بسیار مشکل و توانفرسا، هرگز ناامید نشدم همیشه تمام سدهای جلوی پای خودم را شکستم و آنها را پشت سر گذاشتم، با ممارست و پشتکار تمام درهای بسته ودرهایی که رویم بستند را برای خودم و با دست خودم گشودم.

به عقیده خانم تالیا العازار هر قسمت از زندگی هر شخصی پیچ و در پیچیهایی دارد و بر این سختی ها باید غالب شد و هر کدام را برای خود به درس زندگی تبدیل کرد.

خانم تالیا نویسنده ایرانی تبار و عضو گروه نویسندگان ایرانی در اسرائیل با وجود نابینایی جسمی و ظاهری از چشم، به مشکلات نگاه عمیق کرده و نه تنها با مشکلات و موانعی که جلوی پای بوده به سختی مبارزه کرده بلکه بر آنها پیروز گردیده. رسیدن به آمال و آرزوها نه چندان آسان است ولی تالیا اجازه نمی‌دهد که این مشکلات بصورت غبار بر روی صورتش بنشیند. هرگز زیر چتر سیاه اندوه نابینا بودن ننشست بلکه سنگهایی که جلوی پایش بودند را در خیال خود تبدیل به گلهای زیبای کرد، در عمق قلبش آنها را احساس کرد و از بویشان لذت برد. عزم و جزم این بانو باور کردنی نیست، ایشان فقط بصورت مثبت فکر میکنند، در نگاه درونی خود فقط دنیای خوبیها و زیباییها را میبیند. نا گفته نماند که پشتبانی و همکاری بینهایت همسرشان عبور از این مشکلات را برای ایشان آسانتر و راه را برای ایشان هموار تر کرده است.

همسر ایشان بینا هستند، و مدت 44 سال است که با هم و با روال عادی زندگی را مثل یک زوج عادی سپری میکنند. با تفاهم و عشق و علاقه قابل ستایش در کنار هم زندگی میکنند. در مورد ازدواجشان میگویند که در ابتدا افراد زیادی مخصوصآ مادر داماد بسیار با این وصلت مخالفت داشتند ولی بعد از مدتی خوی تالیا همه را از جمله مادر شوهرش را شیفته خود کرد و تبدیل به دوستان بسیار نزدیک و همدم یکدیگر شدند.

تالیا بمدت 13 سال به همیاری در موزه خولون و در قسمت «گفتگو در تاریکی» (דיאלוג בחשיכה) بکار پرداختند .خانم تالیا العازر به کارهای خیریه هم مشغول هستند و به سخنرانی های داوطلبانه میپردازند.

راخل گبریئل

نویسنده ایرانی زاده متولد اسرائیل خانم راخل گبریئل که در سال 1945 بدنیا آمده و دارای 4 فرزند می‌باشند. ایشان سالها بعنوان پرستار مدرسه در شهر «رمتگان» اشتغال داشتند. این خانم نویسنده با چهار کتاب بسیار جالب و عالی در ششمین نمایشگاه کتاب نویسندگان ایرانی تبار ساکن اسرائیل شرکت کرده بودند.

کتاب اول به اسم «محکم در خواست کن» (תבקשי חזק) است و کتاب دوم «نگهدار روح و روانت باش» (שימרי נפשך שימרי). این کتاب داستان حساسی است. دارای فراز و نشیب های فراوان، خواننده کتاب را یک نفس کتاب می‌خواند، نمی‌تواند به خود اجازه زمین گذاشتن آن را بدهد. انگشت بر احساس درونی گذاشته و اجازه میدهد که خواننده نگاهی به داخل روح و روان او بیندازد. دختری که در دوران طفولیت از پدر و مادرش یتیم شد. برادرش «یوآو» سرپرستی او را بعهده می گیرد و برای این دختر کوچک معصوم هم پدر بود و هم مادر.

بعد از گذشت سالها و ازدواج با «رامی» احساس سبکبالی و آزادی میکند. خانه ای از خودش، زندگی راحت، ولی دنیا برای او سرنوشت دیگری را رقم زده بود. فجایع در زندگی او یکی پس از دیگری میرسند، زندگی دردناک وپر مصیبت، دردهایی که مرحم نداشتند…

کتاب سوم ایشان «راه فرار» (נתיב הבריחה). داستان عشق و علاقه مملو از اتفاقات و سراسر پیچ در پیچ ها و عکس و معکوسها. خلاصه داستان تامار دختری از خانواده بسیار مذهبی با مردی که از قبل هیچ آشنایی ندارد ازدواج میکند. بعد از زایمان اول زندگی در تلاطم می افتاد، با تصمیمی بسیار شجاعانه از شوهر و از مذهب فرار کرده و در گرداب سخت و انتخابات اشتباه زندگی غرق می‌شود… و آخرین کتاب به اسم «نسترن» (נסטרן) است. نسترن که اسم حقیقی مادر ایشان است که در دوران کودکی او بدرود حیات گفته و نویسنده در تمام کتابهایش از خاطرات خصوصی خود که همراه با هیجان و فشار زیاد است استفاده کرده وآن را به تحریر آورده است.

نسترن داستان عاشقانه، بسیار دلنشین و از شروع تا پایان داستان در تل آویو رخ میدهد، از طریق راه و بیراهه از ایران بعد از انقلاب هم عبور میکند. خانم راخل گبریئل متولد شهر تل آویو و در خانواده کم بضاعتی بدنیا آمدند. سه برادران بزرگتر از او در ایران به دنیا آمدند، در حالی که راخل سه سال بیش نداشت مادر خود را از دست داده و متأسفانه در همان دوران کودکی زندگی بسیار سختی برای ایشان رقم زده شد و در شرایط مشکل و غیره انسانی بزرگ شد.

دوران دبستان ابتدایی و متوسطه را به سختی و اندوه آوری بپایان رساند. با گذراندن بسیاری از حوادث و مشکلات و با عزم و پشتکار فراوان در مدرسه پرستاری شروع به تحصیل کرد، راخل خود که طعم شیرین خانواده گرم و با محبت را نچشیده بود و تشنه گرفتن و اهدای محبت بود تشکیل خانواده داده و دارای همسر و چهار فرزند می‌باشند.

لیزی ازولای

متولد شهر زیبا و با صفای خوانسار خانم لیزی ازولای که اکنون ساکن پردسیا هستند، آرزوی دیرینه خود را جامه عمل پوشانده و کتاب ایشان به اسم «دختر نوجوانی از دره خوانسار» (נערה מעמק החנסאר) مدتی پیش به انتشار رسید و در دسترس دوستداران فارسی زبان و دیگری دوستداران کتاب قرار گرفت.

خانم نویسنده لیزا ازولای میگویند: با به تحریر در آوردن این کتاب رؤیای همیشگی خود را بر آورده کردم. این کتاب داستان زندگی من و خانواده ام است که در شهر سرسبز، زیبا و پر آب خوانسار که دور تا دور آن را کوههای بلند احاطه کرده اند. در این شهر زیبا یهودیان زیادی زندگی میکردند ولی بتدریج به تهران و کشورهای مختلف و منجمله اسرائیل مهاجرت کردند. خانم نویسند لیزا ازولایی کتابی برای کودکان به اسم «وقتی کلاغ برای خوردن آمد» (עורב שבא לאכול) داستان کودکان زیبا که در حقیقت برای نوه های خود نگاشته اند.

در کتاب خود بنام دختری از عمق دره خوانسار، خانم نویسنده از دوران کودکی که بدلیل محدود بودن در جامعه، و زندگی نه چندان آسان و آکنده از غمگینی و تمام این حوادث بسیار بر دل می نشیند و باعث میشود که با خودش به قاضی بنشیند و همچنین در باره آداب و رسوم و فرهنگ آنموقع توضیح میدهد.

از روابط یهودیان در شهر با همسایگان نزدیک، حساس بودن بخاطر اختلاف مذهبی و در عین حال احترام متقابل در بین همسایگان و با یکدیگر. در کتاب خود خانم ازولای از مکان زنان در جامعه سخن میگوید.

در جواب این سؤال که آیا شما دلتنگ دوران کودکی خود در شهر خوانسار میشوید؟ ایشان در یک لحظه جواب منفی میدهد ولی فورآ به خود آمده و بیاد مناظر بی نظیر شهر افتاده، درختهای سرسبز و نسیم، آب و هوای بی نظیر شهر و چهار فصل سال را میتوان در آن احساس کرد، بهار بهار است و روز اول تابستان را بخوبی میتوان از روز قبل که بهار بود را تشخیص داد، در آستانه پاییز برگ سبز درختان به رنگهای زرد، نارنجی و ارغوانی تبدیل میگردند صدای گوش نواز آنها در زیر پای عابر پیاده شنیده میشود، در زمستان بسیار سرد خوانسار برفها بر درختان نشسته و درختان مثل تازه عروسان جامه سفید بر تن میکنند. باید اغراق کنم که در دوران نوجوانی و جوانی خود با افراد خانواده خیلی از شهر زیبای خوانسار دیدن میکردیم و از ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پارک توریستی و زیبایی که در آن شهرک ساخته شده بود اسم به «سرچشمه خوانسار» بسیار با صفا و نشستن در آنجا بسیار دل انگیز و نشاط آور بود.

یافا کنعانی ساسون

بانوی نویسنده که در ششمین نمایشگاه کتاب نویسندگان ایرانی تبار ساکن اسرائیل شرکت کرده بودند، خانم یافا کنعانی ساسون با عرضه کتاب موفق خود بنام «زن نافرمان» (אישה מורדת) که آنروز از استقبال زیادی روبرو شدند، در سال گذشته این کتاب خود را به رشته تحریر در آورده و مورد توجه دوستداران کتاب قرار گرفت.

خانم یافا کنعانی ساسون متولد شهر بزرگ و زیبای اراک هستند. در سن 13 سالگی بهمراه خانواده به اسرائیل مهاجرت کرده و بدلیل اختلاف فرهنگی شدید و بدلیل عدم دانستن زبان عبری و خجالتی بودن، این دختر نو جوان نتوانست در امور اجتماعی و تحصیلی موفقیتی بدست آورد. دوران تحصیلات ابتدایی و ایام مدرسه بر ایشان بسختی گذشت .

در سال 1961 با مردی که بعدأ پدر 4 فرزند ایشان بود ازدواج کرد. در زندگی مشترک هم زنی بی زبان و تسلیم بود. در درون قلبش آتش آزادی بود ولی در برون سکوت و فرمانبرداری، روح بلند پرواز ولی جسم تسلیم، دنیا از حرکت باز ماندن بود، میخواست مثل پرنده در آسمان آزادی پرواز کند ولی احساس میکرد که بالهایش با طنابی سفت بسته شده اند و قدرت پرواز از او سلب شده است.

تمام این احساسات و عدم خوشبختی درونی ایشان را مجبور به بر هم زدن آشیانه ای که قفسی بیش نبود، بشود.

خانم یافا بالاخره بعد از بیست سال زندگی مشترک از همسرش جدا شده و تصمیم به جامه عمل پوشاندن به آرزوها رؤیاهای خویش گرفت.

جدایی از همسر در حالی که چهار فرزند ایشان در سن نوجوانی بودند. بزرگترین پسر 19 ساله و کوچکترین آنها دختر بچه 9 ساله.

در سال گذشته یکی از آرزوهای بزرگ خود را بر آورده کرده و به تحریر کتاب «زن نافرمان» نمودند. این کتاب داستان پستی و بلندی‌های زندگی شخصی با تمام آداب و رسوم مخصوص در ایران و اسرائیل و راز موفقیت ایشان بعد از رهایی از بندهایی از جمله ازدواج ناموفق است.

نویسنده محترم میگویند که این یک نهیبی برای زنان و مخصوصآ مردانی است که می‌ترسند خود را از قید و بندها رهایی بدهند و به گفته ایشان رهایی از ازدواج ناموفق نه تنها توصیه می‌شود بلکه لازم و ضروری است.

همچنین تأکید می‌کنند که بعد از متارکه از یکدیگر ما هنوز والدین خوبی برای فرزندانمان هستیم و هر کدام از ما زندگی خود را به نحوی که میخواهد ادامه میدهد.

بطور مثال ایشان دوباره بر روی نیمکت کلاس درس نشسته و به تحصیل پرداخته و با تبدیل شدن به محصل درس خوان و با پشت کار به ادامه تحصیل میپردازد، دستور زبان عبری را دوباره و به نحو اساسی یاد گرفته، فرزندانش را به نحو احسن بزرگ کرده، آنها ازدواج کرده، خانواده تشکیل داده‌اند و نوه ها که میوه زندگی هستند ایشان را به سر شوق می آورند.

خانم یافا کنعانی ساسون در حال حاضر به سخنرانی در نقاط مختلف کشور می پردازند و در باره هدف، بخود متکی بودن و تغییرات مثبت در زندگی صحبت میکنند.

بگفته ایشان هیچ سد و مرزی نمی‌تواند انسان را از رسیدن به اهداف خود باز دارد، مرز من آسمان است!

شیرا الیاسی

دیگر نویسنده ومترجم فعال وبا ذوق جامعه ایرانیان مقیم اسرائیل خانم شیرا الیاسی هستند. ایشان از والدین ایرانی متولد شده ولی زاده و بزرگ شده اسرائیل هستند، ولی در دوران کودکی و نوجوانی از زبان فارسی چندان آگاهی نداشته و بدلیل علاقه فراوان به شعر و فرهنگ فارسی در اواسط زندگی از شغل خویش کناره گرفته و به فرا گیری زبان فارسی و مخصوصآ اشعار شاعران بزرگ ایرانی پرداخته است. بعد از مدتی به خواندن اشعار رودکی و ترجمه این اشعار به زبان عبری اشتقال نموده. ایشان در کار نویسندگی و ترجمه بسیار فعال بوده و تا کنون کتابهای زیادی برای کودکان نوشته و اشعار نوشته قلم خود که از شهرت بسیاری برخوردار هستند را در نمایشگاه نویسندگان ایرانی تبار ساکن اسرائیل عرضه کرده بودند. اکنون علاقه ایشان به ترجمه اشعار کتاب فیلسوفانه مولوی است و این کار را بخوبی و با چیره دستی انجام میدهند.

شانی فریدیان

شانی فریدیان یکی دیگر از شرکت کنندگان قابل توجه نمایشگاه کتاب در خانه کوروش در خولون بودند. خانم شانی زاده ایران و تا سن 18 سالگی در ایران زندگی کرده و چندین سال در آمریکا و چند مدتی را هم در اروپا زندگی کرده است. ایشان به پنج زبان زنده دنیا صحبت میکنند. در حال حاضر او و خانواده ساکن شهر شمالی و توریستی «صفت» هستند.

این نویسنده ماهر با به عرضه گذاشتن کتاب خود به اسم «زیر فرش ایرانی» (מתחת לשטיח הפרס) به رسم اکثر ایرانیان که مشکلات را زیر فرش پنهان می‌کنند، خانم شانی با این کتاب که داستان حقیقی افراد نزدیک خانواده ایشان هستند، دورانی را به ترسیم کشیده که دوران تلاطم و نا ثباتی در ایران بود.

میگوند آنچه از دل برخیزد… لاجرم بر دل نشیند. کتاب خانم شانی فریدیان داستان حقیقی خانواده بسیار ثروتمندی در ایران است، رویدادهای نوشته شده در کتاب مربوط به قبل از انقلاب و دوران انقلاب اسلامی در ایران.

یوسف دارای در آمد خوب و سطح زندگی او از نظر اقتصادی بالا بود. دخترانش را به مدرسه مسلمانان فرستاد که دانش بیشتری بیاموزند، ولی به آنها سفارش کرده بود که زیاد با دانش آموزان غیر یهودی آمیخته نشوند و بر حسب اتفاق در کلاس دانش آموز دیگری که او هم یهودی بود به تحصیل اشتغال داشت. آنها با هم دوست شدند ولی برایشان مشکل بود که یهودی باشد و در مدرسه مسلمانی درس بخواند ولی به احترام پدر و مادر به این مدرسه می رفت و در درس‌ و تحصیل شاگرد ممتازی بود .

دوستان یوسف به او هشدار دادند که ممکن است در کشور اتفاقاتی روی بدهد و دوران سختی در پیش باشد، ولی یوسف به کار خود ادامه داد و همچنان سخت کار میکرد.

بعد از مدتی که یوسف دید وضع نه چندان خوب است تصمیم گرفت برای مدت کوتاهی بهمراه همسر و فرزندانش به خارج از کشور سفر کند تا بقول معروف آبها از آسیاب بیفتند. در حین مسافرت بدلیل مشکلاتی که در شغل او بوجود آمده بود مجبور شد به ایران برگردد. در این حین انقلاب اسلامی روی کار آمد، یوسف به خانواده‌اش پیشنهاد کرد که در خارج بمانند و در این موقعیت ترجیح میدهد که آنها دور از ایران باشند. این شروع داستانی حقیقی می‌باشد و نه ساخته و پرورده ذهن نویسنده. قهرمانان کتاب از خانواده نزدیک نویسنده هستند و بدلایلی ایشان با تغییر دادن اسامی و مکانها سعی کرده شخصیت و هویت حقیقی آنها را فاش نکند. خواندن کتاب مهیج و احساس برانگیز. زیر فرش ایرانی به دوستان توصیه میشود.

آوی متحده

آقای آوی متحده (ابراهام متحده) با کتاب گیرا و جالب خود به اسم «آزادی» (אזאדי) همراه با سایر نویسندگان ایرانی در نمایشگاه شرکت کردند و کتاب خود را به عرضه گذاشتند. روی جلد کتاب نقاشی مینیاتور لیلی و مجنون ترسیم شده، نقاشی مینیاتوری که سالها روی بشقابهای ملامین در خانه هر ایرانی و در آن دوره بهترین هدیه برای خویشان و دوستان در اسرائیل بود. این کتاب چشم هر رهگذری را به خود جلب میکرد. آقای آوی متحده از امسال به صف نویسندگان ایرانی تبار ساکن اسرائیل پیوستند و امیدواریم این شروع خوبی برای ادامه نوشتن کتابهای دیگری از جانب آقای متحده باشد. ایشان بسیار خوشوقت هستند که به این کانون گرم پیوستند و نویسندگان با تجربه ایشان را و کتاب آزادی را با آغوش باز پذیرفتند. این کتاب حاصل کار و سفر فکری 6 ساله نویسنده است. طیبعتآ برای ایشان بسیار احساس بر انگیز و شوق آور است. تولد اینچنین کتابی که دوستداران فرهنگ مشرق زمین را به شوق می آورد.

داستان کتاب آزادی، داستان دوران نوجوانی شالوم کلیمیان فرزند خانواده ایرانی که در شهر خولون اسرائیل زندگی میکنند. شالوم که در زبان فارسی مهارت دارد و زبان عربی را هم در مدرسه آموخته است در دوران خدمت سربازی خود به قسمت سازمان آگاهی ارتش پذیرفته میشود. در این دوران دختر زیبا رویی به نام گالیا الکیام که در همسایگی منزل شالوم زندگی میکند، زندگی او آغشته به زجر و محنت است، ایندو دلباخته یکدیگر شده ولی این دوستی با مخالفت سر سخت دو برادر گالیا روبرو میگردد. عشق و علاقه این دو عاشق با تمام این بیشتر و بیشتر میشود ولی این موضوع نه چندان خوش آیند برادران گالیا است تا حدی که از طرف برادران به تحریم می انجامد. هر صفحه از این کتاب را میتوان ساعتها مورد بحث قرار دارد. کتاب آزادی کتاب رمان که از دید بسیار وسیعی به روابط و نحوه رفتار با شرقی ها در کشوری مثل اسرائیل میپردازد.

در این کتاب نویسنده با گنجانیدن لغاتی از زبان فارسی کتاب خود را به جواهری تبدیل کرده که این لغات مثل نگین پر بها در آن میدرخشند.

گای آرش لوین

آقای گای آرش لوین در سال 1974 در ایران بدنیا آمده و در سال 1980 چند سال پس از انقلاب اسلامی ایران به کشور اسرائیل مهاجرت کردند. شغل ایشان وکالت و همچنین در سازمانهای مختلف کمک رسانی بطور داوطلبانه کار می‌کنند، در شهر خولون زندگی میکنند و دارای همسر و یک دختر هستند.

کتاب «بند کفش» (שרוכים) اولین کتاب تحریر شده از طرف آقای آرش لوین است . این کتاب مجموعه خاطرات ایشان از ایران است و بعد از مهاجرت به اسرائیل اختلاف فرهنگی و موقعیت اقتصادی، اثر مستقیم آنها در زندگی ایشان در کتاب بخوبی واضح است. در این کتاب مهاجر تازه وارد که خیلی ها آن را نمی‌دیدند و صدایش به گوش هیچکس نمی‌رسید در این کتاب میدرخشد. ایشان بدلیل علاقه و وابستگی فراوان به زبان مادری خود از ضرب المثل ها و اشعار فارسی بسیار استفاده کرده اند. این اشعار گنجانیده شده در کتاب از طرف روزنامه صبح یدیعوت آخرونوت ידיעות אחרונות هم برای خوانندگان خود منتشر کرده است.

آقای گای آرش لوین این کتاب را به یادبود مادر مرحوم خود تقدیم کرده که ایشان هم دوستدار شعر و شعر هم می‌گفتند. آقای آرش لوین یکی از اشعار مرحوم مادرشان را با ترجمه به زبان عبری در کتاب خود گنجانده اند.

و در پایان،

در محیط کاری، در زندگی روزمره و جامعه ای که در آن زندگی میکنم با افراد روشنفکر و تحصیل کرده بسیاری روبرو هستم. بعد از متوجه شدن از اصلیت من که ایرانی هستم، سعی میکنند صحبت را به ایران و ایرانی، فرهنگ و ادبیات ایرانی بکشانند. اکثرا کتابهایی در مورد ایران خوانده اند و یا به دلایلی مدتی را در ایران بسر بردند. احترام مخصوصی برای آداب و فرهنگ اصیل ایرانی قائل هستند، از وجود نویسندگان و شاعران ایرانی مقیم در اسرائیل هم بی خبر نیستند و حتی بعضی اوقات آنها پیشنهاد کتابی از نویسنده‌ای ایرانی تبار که نه چندان پیش منتشر شده را به من میکنند.

جای دارد و لازم است که هر چه زودتر سازمانی یا اداره ای این وظیفه را بر عهده بگیرد و این امر را بصورت محترمانه و شایسته ای به صورت عمل در بیاورند. سالی یکبار نمایشگاهی از کتابهای نوشته شده توسط انسانهای شریف و سخت کار که هدف آنها ترویج و شناسایی هر چه بیشتر فرهنگ و آداب و رسوم ایران و ایرانی به سایرین هستند.