اگرچه در سال های اخیر در ایران از اکبر هاشمی رفسنجانی، یک شخصیت «میانه رو» تصویر شده است، اما مساله این است که «میانه روی» مذکور اگر هم نمودی داشته است صرفا در مقایسه با شخصیت هایی چون محمود احمدی نژاد یا سعید جلیلی، و آن هم در برخی از سیاستگذاری های داخلی معنا پیدا کرده است. به عبارت دیگر در مسائل کلان و خط قرمزهای تاریخی جمهوری اسلامی، همچون مساله اسرائیل، هاشمی رفسنجانی نه تنها میانه رو نبوده است بلکه خود از پایه گذاران سیاست خصمانه علیه اسرائیل و یهودیان بوده است. مثال ها و شواهد فراوانی در این زمینه وجود دارند که می توان به ذکر برخی از آن ها پرداخت تا اذهان عمومی به درک بهتر و صائب تری از نوع نگاه هاشمی رفسنجانی به مساله اسرائیل برسند.

1. شاید بتوان به عنوان یکی از نخستین نمودهای اسرائیل ستیزی هاشمی رفسنجانی به دهه چهل شمسی و ترجمه یک کتاب اشاره کرد. هاشمی رفسنجانی، خود معترف است که پس از شورش 15 خرداد 1342 و در ایامی که از پادگان فرار کرده بود و متواری بود، اقدام به ترجمه کتابی به نام «سرگذشت فلسطین» یا «کارنامه سیاه استعمار» کرده است. کتابی از «اکرم زعیتر» یک نویسنده اردنی. به گفته رفسنجانی ترجمه این کتاب موجب شد تا مساله اسرائیل و اعراب برجسته شود و نگاه ضداسرائیلی در میان روحانیون ایرانی بیشتر اوج بگیرد. رفسنجانی نزدیک به 50 سال بعد، در سال 1389 درباره این کتاب و تاثیر آن می گوید: «بعد از انتشار کتاب امام(ره) آن را مطالعه فرمودند و به علمایی که آن روز مخالف پرداختن مبارزه به مسئله فلسطین بودند، پیشنهاد مطالعه دادند که حاصل آن همگانی شدن توجه به جنایات اسرائیل در ایران اسلامی شد که تا آن روز رژیم پهلوی به خاطر ارتباطاتی که با رژیم صهیونیستی داشت، سعی در کتمان مسئله فلسطین در ایران داشت.»

2. با این وجود برخی از هواداران هاشمی رفسنجانی که سعی بر آن دارند تا از او یک چهره «متعادل» و «میانه رو» ترسیم کنند، با برجسته کردن اظهاراتی از او، می خواهند به مخاطب بقبولانند که هاشمی رفسنجانی درباره مساله اسرائیل آن گونه نمی اندیشید که مثلا احمدی نژاد می اندیشد. به عنوان مثال به جمله ای از هاشمی رفسنجانی در سال 1392 استناد می کنند که هاشمی رفسنجانی گفته بود: «ايران با اسرائيل در حال جنگ نيست. ايران آغازگر جنگ با اسرائيل نخواهد بود ولی اگر کشورهای عرب با آن وارد جنگ شوند، ايران کمک خواهد کرد.»

unnamed (1)

اول آنکه، در این چند جمله هاشمی رفسنجانی صرفا بر عدم آغازگری جنگ از سوی ایران تاکید می کند و دوم و مهم تر آنکه تصریح می کند که در صورت آغاز جنگ اعراب با اسرائیل، ایران به کمک اعراب خواهد رفت. این چه تفاوتی با اظهارات خامنه ای دارد که از تسلیح کرانه باختری برای تحت فشارقراردادن اسرائیل سخن می گوید؟ سوم آنکه او با محمود احمدی نژاد و احمدی نژادی ها، در زمینه مساله اسرائیل تفاوت نظر تاکتیکی دارد وگرنه در اساس مساله – نابودی اسرائیل – آن ها هیچ اختلاف نظری با هم ندارند. به عنوان شاهدی بر این قضیه می توان به بیانیه ای از هاشمی رفسنجانی اشاره کرد که در شهریور 1389 و به مناسب «روز قدس» از جانب او صادر شد.

بیانیه ای که در آن هاشمی رفسنجانی به صورت تلویحی و غیرمستقیم به اختلاف نظرهای خود با محمود احمدی نژاد درباره مساله اسرائیل اشاره می کند و سخنان او را «نسنجیده» ارزیابی می کند، اما در عین حال در اصل مساله و «مبارزه با اشغالگران و رژیم صهیونیستی» با او موافق است . اکبر هاشمی رفسنجانی در این باره می گوید: «نباید بگذاریم دیوار انزجار از رژیم صهیونیستی در جهان که با خون زن و مرد و پیر و جوان فلسطین در دنیا، مخصوصاً در اروپا ایجاد شده و بالا رفته، با سخنان نسنجیده ما فرو ریزد و جای آن سیم خاردارهایی در حمایت از اشغالگران بکارند. در دنیای سیاست زده امروز که دشمنان اسلام با استفاده از امکانات وسیع تبلیغاتی، حتی واقعیت‌ها را وارونه جلوه می‌دهند، هر سخن تحریک آمیز ما را دستاویزی برای مظلوم‌نمایی ظالم‌ترین رژیم نیم قرن گذشته تاریخ جهان قرار می‌دهند و حرکت رو به جلوی مبارزه علیه حکومت اشغالگران را معکوس می‌کنند.»

3. در واقع، هاشمی رفسنجانی در دهه 60 خورشیدی، بارها و بارها به صورتی کاملا خصمانه و ستیزه جویانه علیه اسرائیل سخن گفت. از جمله او در خرداد 1363 اصل موجودیت اسرائیل را زیر سوال برد و گفت: «از نظر ما اصل وجود اسرائیل مایه حرف است. مسئله، این نیست که اسرائیل فقط به لبنان تجاوز کرده است. در آن خطبه هم گفتم که وجود اسرائیل در منطقه- ولو در هزار متر مربع- مایه بلاست و این بدبختی‌ها را در پی دارد و باید هرچه زودتر این غده سرطانی را- به قول امام- از پیکر منطقه خارج کرد.»

هاشمی رفسنجانی تا آنجا ضداسرائیل بود که حتی نزاع خصمانه بین اسرائیل و رژیم بعث عراق را هم ندیده می گرفت و با یکی کردن اسرائیل و بعثی های عراق، هر دو را مانع از برقراری صلح پایدار در منطقه معرفی می کرد. او در این باره در مرداد 1363 به صراحت گفته بود: «در منطقه با وجود اسرائیل ما صلح پایدار را ممکن نمی‌دانیم. لذا سیاست ما روی این مسئله متمرکز است که اگر منطقه صلح پایدار می‌خواهد باید اسرائیل و صدام از منطقه بیرون بروند… در قدم اول اسرائیل را از سازمان ملل اخراج کنیم.»

شاید برخی این بحث را به میان بکشند که این اظهارات متعلق به 30 سال پیش است و هاشمی رفسنجانی پس از گذشت سه دهه، در تفکر خود نسبت به اسرائیل تجدید نظر کرده است. اگرچه چنین تغییر فکری رخ می داد مایه خشنودی بود اما مساله این است که چنین نبوده است. هاشمی رفسنجانی در زمینه نوع نگاه به اسرائیل، در دهه های بعد نیز کم و بیش مانند دهه 60 می اندیشید.

دو مثال می توان در این باره به میان آورد؛

هاشمی رفسنجانی در آذر 1380 در نماز جمعه تهران ضمن اظهاراتی کاملا خصمانه علیه اسرائیل، به صورت تلویحی پیشنهاد کرد، کشورهای جهان اسلام نیز مانند اسرائیل به بمب اتم مجهز شوند و آن را علیه اسرائیل به کار ببندند. چون در این صورت هیچ چیزی از اسرائیل باقی نمی ماند. عین عبارات هاشمی رفسنجانی این است: «البته این خیلی مهم است دنیای اسلام متقابلا مجهز شود به این سلاح هایی که امروز اسرائیل دارد. آن روز این استراتژی استکبار به بن بست می رسد. چون استعمال یک بمب اتم در داخل اسرائیل هیچ چیزی باقی نمی گذارد اما در دنیای اسلام آسیب فقط می زند و این اتفاق دور از عقل نیست.»

او همچنین در تیر 1392 و در گفتگو با شبکه عربی «العهد»، ضمن اینکه «حزب الله لبنان» – یک گروه تروریستی دشمن اسرائیل – را یک «نهاد بسیار بسیار باارزشی» دانست و اعضای آن را «بااخلاص» و «مقاوم» معرفی کرد، درباره آینده نزاع بین اسرائیل و اعراب فلسطینی گفت: «در مورد آینده فلسطین من هنوز هم عقیده دارم که حضور اسرائیل و این دولت جعلی بالاخره موقت است و یک روزی بالاخره این جسم که خارجی است و در پیکر یک ملت و یک کشور وارد شده است بالاخره روزی حذف می‌شود.»

4. حال که نام حزب الله لبنان به میان آمده است، بجاست که در اینجا اشاره ای هم به بمب گذاری «آمیا» در آرژانتین و کشتار بیش از 80 یهودی و زخمی شدن چندصدنفر شود تا شاهدی باشد که خصم و دشمنی هاشمی رفسنجانی و رهبران جمهوری اسلامی صرفا متوجه دولت اسرائیل نیست و آن ها دچار یهودی ستیزی و یهودی کشی هستند. انفجار در ساختمان هفت طبقه انجمن همیاری اسرائیل و آرژانتین در تابستان 1994، اقدام فاجعه باری بود که براساس تحقیقات 12 ساله دادگاه فدرال آرژانتین، به تایید هاشمی رفسنجانی و از طریق نیروهای حزب الله لبنان صورت گرفت. هاشمی رفسنجانی در سال 2007 در لیست تعقیب بین المللی قرار گفت و اینترپل در پی او بود. اگرچه بعدها نام او از لیست تحت تعقیب اینترپل بیرون آمد اما در سال 2008 آرژانتین او را مجددا «بالاترین مقام ایرانی در تایید حمله آمیا» دانست. از این رو و با توجه به این نوع همکاری های مرگبار بین هاشمی رفسنجانی و حزب الله لبنان است که «سیدحسن نصرالله» – دبیرکل حزب الله لبنان – در سوگ هاشمی رفسنجانی می گوید: «ما مردی بزرگ از مردان امت را از دست دادیم؛ ما اعضای حزب‌الله هرگز مواضع حمایتی این مرد از خود را فراموش نخواهیم کرد؛ او با شادی ما شاد و با ناراحتی ما، ناراحت می‌شد و حتی یک روز نیز از یاری ما نایستاد.»