تجدید تحریم های آمریکا ممکن است جمهوری اسلامی را برای بقای رژیم وادار به مصالحه کند.

تجدید دور اول تحریم های دولت ترامپ، بخش بزرگی از آنچه از پیش در خصوص آینده سیاست های ایران و مناقشات آن بر سر برنامه هسته ای این کشور می دانستیم را اثبات کرد:

1. نشان داد که دولت ایالات متحده به گفته خود پایبند است و وقتی پای منافع ایالات متحده و امنیت جهانی در میان باشد، وعده های انتخاباتی خود را به جای می آورد.
2. تاثیری که بر اقتصاد ایران، که پیش از آن هم به تنگنا افتاده بود، گذاشته، شدید خواهد بود و تلاش های ایران و اروپا در کاهش آن به نتیجه نخواهد رسید. این بدان خاطر است که «قانون انسداد» که اتحادیه اروپا در پاسخ، اعلام کرد، قدرت آن که یک کمپانی معقول را وادار به قطع روابط اقتصادی با ایران بکند و یا وارد ماجراهای حقوقی پرهزینه با ایالات متحده شود، را ندارد.
3. برجام هدیه ای بی نظیری بود که دولت اوباما به ایران داد و حتی پس از تجدید تحریم ها، ایران بیش از آن که خواهان خروج از قرارداد باشد، خواهان باقی ماندن در آن است. حتی بدون ایالات متحده، این قرارداد همچنان بهترین راهی است که ایران را در کمتر از سیزده سال به تسلیحات هسته ای برساند.
4. تا زمانی که تصور می شود ایالات متحده آماده و قادر به استفاده از زور در مقابل چالش های ایران، ایران از امکان واقعی مواجهه برخوردار نیست. جنجال ایران پیرامون بستن تنگه هرمز و نمایش قدرت در باب المندب، تهدیدهای توخالی اند. واقعیت این است که در پاسخ رسمی خود به تجدید تحریم ها، آقای روحانی رئیس جمهور هیچ اشاره ای به تهدیدهای پیشین خود نکرد.
5. اتحادیه اروپا یک بار دیگر به عنوان متملق ایران، و نیرویی بسیار ضعیف که به راحتی می تواند از جانب ایالات متحده مورد بی اعتنایی قرار گیرد، ظاهر شد. تنها اهمیت آن این است که بهانه ای دست ایرانی ها برای باقی ماندن در قرارداد بدهد. در واقع، بیانیه های اتحادیه اروپا بر پایه ابهام صریح، مانند ادعای این که آژانس بین المللی انرژی هسته ای گفته است که پروژه هسته ای ایران «منحصرا صلح آمیز باقی مانده». حقیقت این است که تنها چیزی که این آژانس گفته این است که شواهدی از انشعاب اورانیوم به پروژه موازی هسته ای در ایران، علاوه بر آن که هم اکنون تحت نظارت این آژانس است، به نظر نرسیده است.

اتحادیه اروپا مدعی است که ایران به تعهدات خود در چارچوب برجام عمل می کند، اما، بی نظیر یا نه چندان بی نظیر، اروپایی ها آرشیو مدارکی که اسرائیل افشا نمود و ثابت می کند پروژه هسته ای ایران یک پروژه نظامی بوده و هدف آن تولید پنج بمب که بر موشک نصب شوند، بوده است را به کل از قلم می اندازند.

حالا چه خواهد شد؟
اعتباری که دولت ایالات متحده به دست آورد، فشار بر اقتصاد و دولت ایران را سنگین تر کرد. ناآرامی های برخاسته در ایران ممکن است هر لحظه بیش از پیش بالا بگیرند، بخصوص اگر ایالات متحده به صراحت نشان دهد که برخلاف دولت اوباما در 2009، از اعتراضات مردمی که به خیابان ها ریخته اند، حمایت می کند، و شاید هم اکنون هم مخفیانه در حال حمایت از آنها باشد. این امر باعث چالش قدرت میان عملگراها به رهبری حسن روحانی رئیس جمهور (که با برجام شناخته می شوند) و اصولگراها در درون رژیم ایران خواهد شد.

به احتمال زیاد، در بازه زمانی کوتاه یا متوسط، ایران با تکیه به منابع مالی که تا کنون از طریق برجام به دست آورده است، تصمیم به دفاع خواهد گرفت، و به لفاظی های شدید پیرامون اتحاد در مقابل تهدیدات خارجی خواهد پرداخت. در این مرحله، گمان نمی رود تغییرات چشمگیری در سیاست های منطقه ای تهران ایجاد شود و همچنان به تلاش خود در تحکیم پایگاه های خود در منطقه و به خصوص در سوریه ادامه خواهد داد.

با اینحال، با نزدیک شدن دور دوم تحریم و در پی اجرای آن، فشارهای فزاینده ممکن است دولت ایران وادار کند تا برای تضمین تداوم رژیم، به برخی خود-انتقادی ها دست بزند – تداوم رژیم تنها چیزی است که از دستیابی به تسلیحات هسته ای و تسلط بر خاورمیانه برای رژیم بیشتر ارزش دارد.

این شاید به رویارویی نیروهای مخالف درون رژیم بینجامد و یکی از پیامدهای آن شاید این باشد که به تدریج به بازگشت به میز مذاکره، که دذر حال حاضر یک رسوایی غیرقابل قبول ارزیابی می شود، متمایل شوند. یک پیامد تدریجی دیگر می تواند، در پیروی از اصولگراها، رویکرد خصمانه تر در مقابل ایالات متحده و متحدانش نظیر عربستان سعودی، امارات متحده عربی، و اسرائیل باشد. در راستای چنین روند، شاید ایرانی ها حتی پیگیری و پیشبرد برنامه هسته ای خود چه در چارچوب برجام و چه با خروج از آن را در نظر بگیرند. در هر کدام از این شرایط، قاطعیت و عزم ایالات متحده به ممانعت از ایران در چنین اقدامی، به آزمون گذاشته خواهد شد.

خلاصه این که رژیم جمهوری اسلامی به شدت مخمصه افتاده است و راه فراری ندارد. تلاش های سرسری اروپا در نجات ایران مثمر ثمری نیست. این که آیا بار دیگر، چنان که در گذشته نیز دو سه باری پیش آمده، ایران وادار به نوشیدن جام زهر خواهد شد یا نه (مثلا، بازگشت به مذاکرات از موضع ضعف) بستگی به تصمیم ایالات متحده در پافشاری بر ایجاد فشارهای اقتصادی دارد. همچنین، لازمه اش آن است که ایالات متحده بتواند ایران را قانع کند که اقدام نظامی گزینه ای معتبر است، و این یک تا حدودی بستگی به نتایجی که در جبهه کره شمالی حاصل شود، دارد.

نویسنده متن: ژنرال یوسی کوپرواسر از کارشناسان اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل، در گذشته رئیس دایره پژوهش نیروهای دفاعی اطلاعات ارتش و نیز فرمانده کل وزارت امور استراتژیک اسرائیل بوده است. وی هم اکنون مدیر ارشد عملیات مرکز امور عمومی اورشلیم است و تخصص وی در ابعاد امنیتی مناقشات اسرائیل و فلسطینیان است.