با تماشای شروع سیاست‌بازی ائتلاف در بریتانیا در روز جمعه، شاید نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو در خیال خود صحنه‌ای را تصور کرده باشد که در آن، خود را خشنود از نتایج انتخاباتی ببیند که حزب وی را به چند قدمی اکثریت پارلمانی رسانده است.

مانند ترزا می، نتانیاهو در ۲۰۱۵ دعوت به انتخابات زودرس کرد. و اگرچه محافظه‌کاران می در انتخابات جمعه داشتند موفق به حفظ اکثریت پارلمانی خود می‌شدند، حزب لیکود وی تنها ۳۰ کرسی به دست آورد – یعنی یک/چهارم کرسی‌های کنست. با وجود این، هنوز اینجاست و به مشاجره‌های معمول ائتلاف چند‌حزبی پارلمان هم سوار شده و بیش از هر نخست وزیر دیگر اسرائیلی در سیستم سیاسی همیشه جنجالی ما در مقام خود جا خوش کرده است. و می آنجاست، ضربه ‌خورده و اعتبار از دست داده، و از درون و بیرون حزب خود دعوت به کناره‌گیری می‌شود.

با این حال، واقعیت این است که اگرچه نتانیاهو بارها اثبات کرده که در دست و پنجه نرم کردن با دشواری‌ها و واقعیت‌های ‌شرحه‌ی سیاسی اسرائيل استاد است، اما همتای بریتانیایی وی قادر نیست از فرصت سهل و ساده‌ای که در دست دارد برای چنگ انداختن به قدرت بهره گیرد، و تازه هرچه از دست برآید کرد تا پیروز از لای دندان‌های شکست بیرون بجهد.

نتانیاهو مایل بوده است باور کند که اهرم‌های سیاسی در بسیاری از نقاط جهان به سوی آنچه او منافع اسرائیل می‌خواند، در حال تحول‌‌اند. در بریتانیا اما این‌گونه نیست.

هشت هفته‌ی پیش، هنگامی که می دعوت به انتخابات زودرس کرد، در همه‌پرسی‌ها ۲۰ امتیاز کامل داشت، و امیدوار بود که در مجلس عوام ۶۵۰ نفره، به اکثریت روی ۱۰۰ تا دست بیابد، اما با این وجود محافظه‌کاران می ۱۳ کرسی نیز از دست دادند.

حزب کارگر، به رهبری جرمی کوربین چپ به ظاهر غیرقابل انتخاب شدن، سی کرسی به دست آورد. حتی در همان بعد از ظهر جمعه‌ای که به سوی کاخ باکینگهام می‌راند تا به طور رسمی از ملکه اجازه‌ی تشکیل دولت دریافت کند – بر اساس اتحاد مشکوک با حزب اتحاد دموکراتیک ایرلند شمالی که ده کرسی دارد – کارشناسان داشتند بحث می‌کردند که کدام یک از رقبا‌یش بیش از همه رأی خواهد آورد تا قدرت او را به چالش بکشد.

کارزار می واقعا وحشتناک بود. وقتی گفت که سالمندان را وادار به پرداخت مبالغ بیشتری برای مراقبت‌های سالمندی خواهد کرد، رأی‌دهندگان اصلی خود را از دست داد. سه حمله‌ی تروریستی در طول سه ماه، پیشینه‌ی او به عنوان وزیر کشور و حکم او به کاهش کارکنان پلیس را با شرمندگی زیر ذره‌بین کشید. حاضر به مناظره‌ی تلویزیونی نشد. در انظار عمومی مغموم و بی انعطاف ظاهر شد.

در عوض، کوربین، بر خلاف شهرتی که به عنوان یک رادیکال داشت ظاهر شد و ثابت کرد قادر به جذب هواداران است و نامزدی است محبوب که به خصوص اذهان رأی‌دهندگان جوان را به خود جلب می‌کند. و همین بود که شمار عظیم رأی‌دهندگان را به جاذبه‌ی او منسوب کردند. کوربین که در میان هم‌حزبی‌های خود پارلمان محبوب نیست و امیدوار بودند با این انتخابات از میدان به در شود، این جناح چپی اکنون در موقعیتی است که حزب را با قدرت بیشتری بر اساس چهره‌ی رادیکال خود بازسازی کند.

مانند برنی ساندرز در ایالات متحده، کوربین هم یک کاندیدای ضد حاکمیت بود که اعتقادات سیاسی ناعذرخواه وی در میان جامعه‌ی نابرابر بریتانیا محبوبیت عمیق یافت. اما برخلاف ساندرز، وی با قدرت موفق به شکست [جبهه‌ی مقابل] شده است.

لازم به ذکر نیست که نه رویکرد به اسرائيل و نه یهودی‌ستیزی از عناصر اساسی انتخابات انگلستان نبودند. اما کوربین قطعا هواخواه اسرائیل نیست. و پیروزی او به تقویت کسانی خواهد انجامید که با تقویت دوباره‌ی حزب مخالف موافق‌اند. بسیاری در جامعه‌ی یهودیان بریتانیا بر این باورند که او به اندازه‌ی کافی در انزوای عناصر یهودی‌ستیز در درون حزب کارگر، نکوشیده است. از این زاویه، و از زوایای دیگری، پس از این رأی‌گیری، وی در مقابل انتقادات آسیب‌پذیر خواهد بود.

ترزا می، که همین چند ماه پیش اسرائیل را به عنوان «کشوری بی‌نظیر» و «مجسمه‌ی رواداری» مورد تقدیر قرار داد – اکنون پس از انتخابات زودرسی که خود بانی‌اش بود، قدرت‌اش به مویی بند است. جرمی کوربین، که یک بار اشاره‌ای مشئوم کرد به «دوستان»‌اش در حماس و حزب‌الله، و از ارسال محموله تسلیحاتی به اسرائیل حمایت نمی‌کند و یکی از وعده‌های تبلیغاتی حزب وی به رسمیت شناختن فوری کشور فلسطین است، پیش از هر کس دیگری قادر شده است در مقابل می بپا خیزد.

خاطرتان جمع، اورشلیم کلاه‌ش را به هوا نینداخته است.